لم آموخته شود و از  كساني كه به علم ودانش شهرت يافتند مي توان محمد باقر، جعفر صادق وموسي -رحمهم  الله- را نام برد و حضرت علي بن حسين -رضي الله عنهما- به عبادت وعلم شهرت يافت و حضرت علي، حضرت حسن، و حضرت حسين -رضي الله عنهم- كه صحابه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- هستند. 

محمد بن حسن منتظر هم كه پا به وجود نگذاشته است و حسن عسكري وهادي وجواد نزد اهل سنت به علم ودانش شهرت نيافتند. هم اينك، كساني را كه از ائمه روايت كرده اند وكساني را كه ائمه از آنها روايت كرده اند با زندگينامه آنها نزد اهل سنت ذكر مي كنيم. و حضرت علي، حضرت حسن و حضرت حسين -رضي الله عنهم- را استثناء مي كنيم زيرا آنها جزء صحابه هستند وصحابه -رضوان الله عليهم اجمعين-، همگي عدول اند ولي فقط راويان از آنها وكساني را كه اين سه بزرگوار از آنها روايت  كرده، اند ذكر مي كنيم. 

(1) علي بن ابي طالب -رضي الله عنه-، از پيامبر اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم-، حضرت ابو بكر، عمر، مقداد وهمسرش فاطمه زهراء -ضي الله عنها وعنهم- روايت كرده است و از او جمعي  غير قابل شمارش روايت كرده اند[1].

(2) حسن بن علي -رضي الله عنهما-، از رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- وپدرش و برادرش حسين ودايي اش هند بن ابي هاله -رضي الله عنهم اجمعين- روايت كرده است، وفرزندش حسن وعايشه وگروه زيادي از او روايت كرده اند[2].

 (3) حسين بن علي -رضي الله عنهما-، از پيامبر اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم-، پدر بزرگوارش، مادر گراميش، دايي اش وعمر -رضي الله عنهم- روايت كرده است[3].

(4) علي بن حسين، از پدرش، عمويش حضرت حسن، ابن عباس، مسور، ابو هريره، عايشه، صفيه، ام سلمة، سعيد بن مسيب، عمروبن عثمان بن عفان، مروان وگروهي ديگر روايت كرده است وجمع زيادي از او روايت كرده اند. و از نظر عبادت ودانش  از ائمه مسلمين بود[4]. 

(5) محمد بن علي، از پدرش و پدربزرگهايش حسن و حسين وعموي پدرش، محمد بن حنفيه وعبدالله بن جعفر، سمره، ابن عباس، ابن عمر، ابوهريره، عايشه، ام سلمه، ابراهيم بن سعد، جابر بن عبدالله، عطاء بن يسار، نعيم الجمر، يزيد بن هرمز و افرادي ديگر روايت كرده است وجمع زيادي از او روايت كرده اند، وي فردي ثقه وفاضل بود[5].

(6) جعفر بن محمد، از پدرش ومحمد بن منكدر، عبيدالله بن ابي رافع، عطا، عروه، قاسم بن محمد، نافع و زهري روايت كرده است ومالك، شعبه هر دو سفيان (سفيان ثوري وسفيان بن عيينه)، ابو حنيفه وجمعي از او روايت كرده اند، امام شافعي ميگويد: وي ثقه بود. وابن معين ميگويد: ثقه وقابل اعتماد است، ابو حاتم ميگويد: در مورد افرادي مثل او سؤال نمي شود، ابن حبان مي گويد: در فقه وعلم وفضيلت از سادات اهل بيت بود به روايت او استدلال مي شود بشرطيكه روايت فرزندانش از او نباشد. امام مالك از او روايت نميكرد تا فردي  ديگر همراه او نباشد ويحيي بن سعيد در مورد او چيزهايي گفته است[6].

(7) موسي بن جعفر، از پدرش وعبدالله بن دينار وعبد الملك بن قدامه روايت كرده است و برادرانش، علي ومحمد وفرزندانش، ابراهيم  و حسين واسماعيل وعلي رضاء صالح بن يزيد ومحمد بن صدقه از او روايت كرده اند. ابو حاتم ميگويد: وي امامي از ائمه مسلمين است[7].

(8) علي بن موسي، از پدرش وعبيدالله بن أرطأه روايت كرده است وفرزندش محمد، ابو عثمان مازني، علي بن علي دعبلي، ايوب بن منصور، ابو صلت، مأمون، علي بن مهدي وافرادي ديگر از وي روايت كرده اند. ابن طاهر ميگويد: وي از پدرش مسائل شگفت انگيزي ميگويد. امام ذهبي در تحليل سخن ابن طاهر مي گويد:  مشكل در ثبوت سند تا رسيدن به اوست و بر وي دروغ هاي زيادي بسته شده است[8].

ابن حبان ميگويد: از پدرش مسائل شگفت انگيزي روايت ميكند، دچار وهم وگمان مي شود واشتباه مي كند[9].

(9) محمد بن علي الجواد، در بيست وپنج سالگي دنيا را وداع گفت ودر طلب علم وتدريس معروف نيست وكتب سته از او روايت نكرده اند. 

(10) علي بن محمد هادي، ابن كثير ميگويد: وي فردي عابد بود[10]. و ذهبي ميگويد: وي امامي فقيه و زاهد بود[11].

(11) حسن بن علي عسكري، ابن حجر ميگويد: ابن جوزي، وي را در كتاب (الموضوعات ) ضعيف قرار داده است[12].
--------------------------------------
[1] تهذيب التهذيب (7/ 334).
[2] تهذيب الكمال (6/220).          
[3] تهذيب الكمال (6/396).
[4] تهذيب الكمال(20/ 382).             
[5] تهذيب الكمال (26/136).
[6] تهذيب الكمال (5/74).
[7] تهذيب الكمال (29/ 43).
[8] ميزان الاعتدال (3/158).
[9] الجروحين (2/106).
[10] البدايه والنهايه (11/17).
[11] العبرفي خبر من غير (1/364).
[12] لسان الميزان (2/240)(8) و در ج 1 صفحه 134) ميگويد: 

واز آنجا كه عمر به آميزش جنسي بسيار علاقه داشته، اين آيه در باره او نازل شد كه: ﴿عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ﴾. يعني: (خدا دانست كه شما به خدا خيانت ميكنيد، و بر شما بخشود) زيرا او در هنگام روزه، نتوانست از آميزش خود داري كند وچون آب هم كم بود، عمر ديد كه رها كردن نماز آسان تر است، وراحت تر اينكه صبر كند تا آب فراوان شود وبراي غسل كافي باشد وآنگاه دوباره نماز بخواند. 

دروغ وفريب عادت تيجاني است او دو داستان را باهم مخلوط كرده وچنين وانمود ميكند كه يك داستان است. 

بعد از اين هم، دروغ وفريب كاري را رها نكرده ـ عامله الله بما يستحق ومي گويد: (زيرا عمر در هنگام روزه نتوانست از آميزش خود داري كند) ومشهور است كه حضرت عمر -رضي الله عنه- شبي از شبهاي رمضان با همسرش معاشرت نمود واين وقت، وقت روزه نبود آنطور كه اين دروغگو ادعا مي كند. داستان در صحيح بخاري آمده است ودر آن صحبتي از حضرت عمر -رضي الله عنه- بميان نيامده است آيه در مورد قيس بن صرمه نازل شده است[1].

واينكه مي گويد: (حضرت عمر -رضي الله عنه- بعلت كمبود آب نماز را رها كرد)، دروغ است. نمي دانم گوينده ومدعي اين دروغ را چه صفتي بدهم و أي كاش! او مرجع اين افترايش را ذكر ميكرد. 

از شيعيان تعجب ميكنم. آيا ميان آنان خردمندي پيدا نمي شود كه جوياي حق باشد، نزد تيجاني برود وبه او بگويد چرا دروغ مي گويي؟ چرا به ذكر مطالب صحيحي اكتفا نميكني؟ و سرانجام اگر تيجاني برحق بود از وي پيروي كند. 

(9) و در ج 1 صفحه 134 مي گويد: 

تا انجا كه عايشه پيراهن پيامبر را بيرون آورد وگفت: عثمان پيش از آنكه پيراهن پيامبر كهنه شود، سنت او را كهنه كرده است 

اين دروغ ديگري از تيجاني است، حضرت عايشه صديقه -رضي الله عنها- چنين صحبتي نكرده است وپيراهن رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- را بيرون نياورده است به همين خاطر تيجاني مرجع دروغش را ذكر نكرده است. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] فتح الباري ـ كتاب الصوم ـ باب قول الله جل وعلا ﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ﴾ ـ شماره (1910).بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
}يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ  تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَات