می‌رود که دچار لغزش شود و یا مقداری از آیین الهی منحرف شود، اینگونه دعا می‌کند؟!
اگر پاسخ مثبت است، پس امام دعای بیهوده می‌کند، که هرگز چنین نیست، و اگر پاسخ منفی است، پس او معصوم نیست. آیا معصوم از گمراهی و هوای نفس می‌ترسد؟! بعضی می‌گویند: خداوند آنان را پاک نموده و به آنها ولایت تکوینی بخشیده است! اما چنین سخنی با فرموده‌های امام (رض) همخوانی ندارد.
2- وقتی معصوم از سوی خدا به راه درست راهنمایی ‌شود، نیازی به رأی و نظر مردم ندارد. و شیعه می‌گویند: شوری اعتباری ندارد، امّا علی (رض) می‌گوید: «أعينوني بمناصحة خليّة من الغش، سليمة من الريب، فوالله إِني لأولى الناس بالناس». «مرا با خیرخواهی و نصیحت صادقانه یاری کنید. سوگند به خدا که از همه مردم، به رأی و مشورت مردم سزاوارترم»(2) .
آیا معصوم از مردم می‌خواهد که او را نصیحت کنند؟! و بالاتر از این، از مردم می‌خواهد که صادقانه او را نصیحت کنند؟! و او را فریب ندهند، چون او انسان است و ممکن است نصیحت دیگران و افرادی که با تظاهر به خیرخواهی او را پند می‌دهند، وی را فریب دهد، چنان که در ادامه بیان خواهد شد.
3- به دعای زیبا و بی‌نظیر او بنگرید که چنین می‌فرماید: «احشرنا في زمرته، غير خزايا ولا نادمين، ولا ناكبين ولا ناكثين، ولا ضالين ولا مضلين ولا مفتونين». (بارخدایا! ما را با او حشر بفرما بدون آن که رسوا و پشیمان باشیم، بدون آن که منحرف و عهدشکن و گمراه باشیم، بدون آن که دیگران را گمراه کنیم و یا دستخوش فتنه قرار بگیریم»(3) .
با اینکه امام (رض) از زمره‌ی ده نفری است که به بهشت مژده داده شده‌اند، اما او به این مژده تکیه نمی‌کند، بلکه همواره از خدا می‌ترسد، از این رو هراسان است که مبادا دچار فتنه گردد و به همین علت در این دعا از خداوند می‌خواهد که او را بر دین ثابت‌قدم و استوار گرداند.
4- او به یارانش می‌گوید: «فلا تكفوا عن مقالة بحق، أو مشورة بعدل، فإِني لست في نفسي بفوق أن أخطئ، ولا آمن ذلك من فعلي، إِلا أن يكفي الله من نفسي ما هو أملك به مني، فإِنما أنا وأنتم عبيد مملوكون لرب لا رب غيره، يملك منا ما لا نملك من أنفسنا، وأخرجنا مما كنا فيه إلى ما صلحنا عليه، فأبدلنا بعد الضلالة بالهدى، وأعطانا البصيرة بعد العمى».
«از گفتن سخن حق و مشورت عادلانه دریغ نورزید، زیرا ممکن است اشتباه کنم، مگر آن که خدا مرا از آن نگه دارد، چون من و شما بندگانی هستیم که در اختیار پروردگاریم و خداوند چنان بر ما تسلّط دارد که ما خودمان بر خود چنین تسلطی نداریم. خداوند ما را از وضعیت و حالتی که در آن قرار داشتیم، بیرون آورد و به آنچه که موجب صلاح بود راهنمایی کرد، و بعد از گمراهی، به ما هدایت بخشید، و بعد از آن که از دیدن حقیقت ناتوان بودیم، به ما بصیرت و بینایی عطاء کرد»(4) .
الف - امام از یارانش می‌خواهد که نسبت به او خیرخواهی نموده و او را نصیحت کنند، و از مشورت و پیشنهاد به او دریغ نورزند، زیرا او یک انسان است: گاهی اشتباه می‌کند و گاهی کارش درست است.
ب- به فرموده‌ی وی بنگرید که می‌فرماید: «ممکن است اشتباه کنم مگر آن که...» آیا چیزی هست که بیشتر از این بر معصوم‌نبودن او دلالت کند. او می‌گوید: «ممکن است اشتباه کنم و امکان اشتباه در مورد من منتفی نیست». همه این گفته‌ها بر این دلالت دارد که ایشان از یک انسان بلندمرتبه‌تر نیست: نه آفرینش طبیعی او فراتر از آفرینش انسان است، و نه عصمت الهی او را از یک انسان فراتر برده داده است.
ج- در این فرموده ایشان تأمل کنید که می‌فرماید: «و بعد از گمراهی، به ما هدایت بخشید و بعد از آن که از دیدن حقیقت ناتوان بودیم، به ما بصیرت و بینایی عطاء کرد».
5- و پایان در نامه‌ای که به یکی از یارانش نوشته است، چنین می‌فرماید: «وأنا أسأل الله بسعة رحمته، وعظيم قدرته على إِعطاء كل رغبة، أن يوفقني وإِياك لما فيه رضاه، من الإِقامة على العذر الواضح إِليه وإِلى خلقه، ومن حسن الثناء في العباد، وجميل الأثر في البلاد، وتمام النعمة، وتضعيف الكرامة، وأن يختم لي ولك بالسعادة والشهادة، إِنا إِلى الله راغبون، والسلام على رسول الله (ص) الطيبين الطاهرين».
«و از رحمت بیکران و قدرت بی‌پایان خدا که قادر به اعطای هر خواسته‌ایست، مسئلت می‌نماییم که به ما توفیق دهد تا در جهت رضایت او گام برداریم، و خدا و مخلوقاتش از ما خرسند باشند. و در میان بندگان و آبادی‌ها نام نیکی از خود به جا بگذاریم. و از خداوند می‌‌خواهم که نعمت خویش را بر ما کامل بگرداند و کرامت و عزت ما را چند برابر نماید. و سرانجام ما را قرین سعادت و شهادت گرداند. ما به سوی خدا روی آورده‌ایم و درود خدا بر پیامبر (ص) و آل پاکش باد»(5) .
خواننده عزیز! در این جملات تأمل کن که می‌فرماید: «و سرانجام ما را ...». او با ترس و امید خدا را می‌خواند و دعای او دعای فردی است که هم امیدوار است و هم هراسناک، نه دعای فرد معصومی که اشتباه نمی‌کند. و دعای او با دعای امامی که در بسیاری از کتابهای شیعه توصیف‌ است، همخوانی ندارد.
6- و در نامه‌ای که به المنذر بن الجارود فرستاده است، می‌گوید: «أما بعد: فإِنَّ صلاح أبيك غرّني منك، وظننت أنك تتبع هديه، وتسلك سبيله، فإِذا أنت فيما رقّي إلي عنك لا تدع لهواك انقيادًا... ومن كان بصفتك فليس بأهل أن يسدّ به ثغر»(6) .
«اما بعد: از آن جا که پدرت فردی صالح و درستکار بود در مورد تو فریب خوردم و گمان بردم که تو از رهنمود او پیروی می‌کنی و راه او را در پیش می‌گیری، اما اطلاعاتی که درباره تو به من رسیده است بیان می‌کند که از هوای نفس خویش پیروی می‌کنی... . و فردی مانند تو صلاحیت ندارد که با او، خلائی پر شود». این نامه نشانگر این است که علی (رض) در مورد این مرد اشتباه کرده بود، و فریب ظاهر باوقار او را خورده و گمان برده بود که او همانند پدرش می‌باشد و از او پیروی می‌کند. ناآگاهی به واقعیت حال منذر، علی (رض) را فریب داد و نه الهام و نه وحی، هیچکدام دست او را نگرفتند و او را از ارتکاب چنین اشتباهی مصون نساختند(7) .
و هرگاه گروهی او را مدح و ستایش می‌کردند، می‌فرمود: «اللهم إِنك أعلم بي من نفسي، وأنا أعلم بنفسي منهم، اللهم اجعلني خيرًا مما يظنون، واغفر لي ما لا يعلمون».
«بار خدایا! تو مرا بهتر می‌شناسی، و من خودم را بهتر از آنها می‌شناسم. بار خدایا! مرا از آنچه گمان می‌برند، بهتر بگردان، و آنچه را که در من هست و آنها نمی‌دانند، بیامرز»(8) .
باید بپرسیم که «بهتر از آنچه آنها گمان می‌برند» یعنی چه؟ و چرا امام از خدا می‌خواهد که او را بیامرزد؟!
و همچنین است دعای بزرگی که امام در آن می‌فرماید: «اللهم إِني أعوذ بك من أن تحسن في لامعة العيون علانيتي، وتقبح فيما أبطن لك سريرتي، محافظًا على رياء الناس من نفسي بجميع ما أنت مطلع عليه مني، فأبدي للناس حسن ظاهري، وأفضي إِليك بسوء عملي، تقربًا إِلى عبادك وتباعدًا من مرضاتك».
«بارخدایا! از اینکه ظاهرم در چشم مرد