جود سلاطين عادل و علم‌پرور و رعيت‌پرور يکي ديگر از مختصات عصر سلجوقي است. بعنوان نمونه به سخنان زير که از سلطان سنجر است دقت کنيد: سلطان سنجر سلجوقي: «بنياد شهرياري و اساس جهانداري بر آبادان کردن جهان استوار است. و جهان تنها به عدل و انصاف آبادان مي‌گردد. عدل و انصاف جهاندار تنها با ولايت با کفايت نيک رفتار و صاحب منصباني اعتقادات پسنديده و رسوم زندگي ستوده دارند، حاصل آيد. تنها بدين طريق است که جهانيان به سعادت نايل مي‌شوند»(1) ساير سلاطين سلجوقي هم مانند آلب ارسلان و ملک‌شاه مورد ستايش مؤرخان بزرگ قرار گرفته‌اند. تعداد زياد سلاطين مقتدر و عادل در يک سلسله از نوادر تاريخ بشري است. سلجوقيان سه شعبه بودند که در ايران و روم بقدرت رسيدند. شعبه اول سلجوقيان ايران 14 تن بوده‌اند از 429 تا 590 ه‍. ق بمدت 161 سال بر کل ايران بزرگ يا قسمت بزرگ آن حکومت کرده‌اند. شعبه دوم سلجوقيان کرمان 11 تن مدت حکومتشان 150 سال از 303 تا 533 ه‍. ق شعبه سوم سلجوقيان روم 15 تن مدت حکومتشان 220 سال از 480 تا 700 ه‍. ق. 
......................................
(1) منابع مورد استفاده : 1- دولت آل سلجوقي 2- طبقات ناصري 3- تاريخ گزيده 4- تاريخ ايران سرپرسي سايکس 5- تاريخ ايران کمبريج 6- تاريخ ايران بعد از اسلام، آشتياني 7- تاريخ ادبيات در ايران صفا 8- تاريخ تمدن ويل دورانت، جلدچهارم 9- سلجوقنامه ظهيري نيشابوري.
نياي خاندان سلجوقيان شخصي است بنام سلجوق که بقول ظهيري نيشابوري در کتاب سلجوقنامه داراي چهار پسر بنام‌هاي اسرائيل و ميکائيل و موسي بيغو و يونس بود، با دارايي بسيار، به علت تنگي چراگاه در(1)  375 ه‍. ق  به ماوراء‌النهر آمدند و در نور بخارا و سفر سمرقند مقيم شدند. سلطان محمود غزنوي با ايشان راه دوستي در پيش مي‌گيرد. از ميان پسران سلجوقي ميکائيل داراي دو پسر بنام‌هاي جغربيک و طغرل‌بک بود و طغرل‌بک است که مؤسس سلسله سجلوقيان ايران مي‌باشد. سلطان محمود غزنوي عليرغم مخالفت مشاورش ارسلان جاذب که معتقد بود سلجوقيان به علت قدرتمندي نبايد از جيحون بگذرند به آنها اجازه عبور داد و آنها در فساء و ابيورد مقيم شدند. آثار دولت و سلطنت از جبين جعفري بک و طغرل نمايان بود. اهل خراسان بخاطر عدالت و انصاف آنها داوري‌هاي خود را به پيش ايشان مي‌بردند. بين آنها با سلطان مسعود غزنوي جنگ‌هاي روي داد و بالاخره در جنگ دندانقان 432 ه‍. ق غزنويان شکست خورده و به تصرفات هندي سلطان محمود غزنوي قناعت مي‌کنند. 
...................................
(1) ايران کمبريج، جلد 5، ص 207.سلطان طغرل بک در شوال 429 در نيشابور بر تخت سلطان مسعود غزنوي جلوس کرد و حکومت سلجوقيان را بينان‌گذاري نمود. بعد از آن خاندان سلجوقي اساس حکومت خود را به نحو زير پي‌ريزي کردند. 
1- از نيشابور تا ساحل جيحون و ماوراء‌النهر نصيب جغري‌بک (داوود نام اسلامي وي است) گرديد. جغري‌بک بزودي بخارا و بلخ و خوارزم را به قلمرو خود ملحق نمود. 
2- قهستان و جرجان سهم برادر مادري طغرل يعني ابراهيم ينال گرديد. 
3- هرات و پوشنگ و سيستان و بلاد غور به پسر يبغو (نام اسلامي وي موسي بود) عموي طغرل واگذار شد. 
4- رياست کل سلاجقه يعني مقام سلطنت به عهده طغرل‌بک گذاشته شد. که از طرف خليفه عباسي لقب سلطان رکن‌الدولة طغر‌ل‌بک يمين اميرالمؤمنين گرفت و حکومت سلجوقيان بدين ترتيب از طرف خلافت عباسي به رسميت شناخته شد. (سال 447 ه‍. ق) در همان سال طغرل حکومت آل بويه عراق را در نهروان منقرض ساخت. قبلاً ري و همدان و خوارزم در 434 و گرگان و طبرستان در 433 و اصفهان در 443 و کرمان و شيراز در 455 توسط سلجوقيان فتح شده بود. بدين ترتيب حکومت‌هاي محلي در ايران برچيده شد و حکومت مقتدر و متحد سلجوقيان بر تمامي ايران حاکم گرديد. 
ارسلان بساسيري فرمانده سپاه ترک خليفه عباسي در سال 446 ه‍. ق از اطاعت خليفه عباسي بيرون رفته و محرمانه به مستنصر خليفه فاطمي مصر پيوسته بود. بعد از آن که بساسيري جزيره اي عمر موصل را تصرف کرد. سلطان طغرل به آن نواحي رفته و بساسيري به حدود شام مي‌گريزد. بعد از طغيان ابراهيم ينال برادر مادري طغرل، سلطان سلجوقي ناچاراً به همدان رفته و در نزديکي ري سپاهيان ابراهيم را شکست داده، وي را مي‌کشد. در جريان طغيان ابراهيم بساسيري فرصت را مناسب ديد به بغداد حمله برد در سال 450 ه‍. ق هشتم ماه ذي‌القعده بر بغداد مستولي شد و نام خليفه فاطمي مصر را در خطبه خواند و بدين ترتيب تا يک سال و چهار ماه اين وضع طول کشيد. در همين اوان بود که قسمت اعظم جهان اسلامي در دست ملحدان فاطمي قرار داشت و به جز ايران و اسپانيا و هند بقيه جهان اسلامي مطيع فاطميان بودند در سال 451 به دعوت قائم خليفه سلطان طغرل بعد از خواباندن شورش ابراهيم ينال عازم بغداد شد اما بساسيري از ترس وي گريخت و عازم کوفه شد. در نتيجه جنگ که بين طغرل و بساسيري روي داد بسياسيري کشته شد. و سرش به امر طغرل به پيش خليفه در بغداد فرستاده شد. به اين ترتيب فتنه اسماعيليه درهم کوبيده شد و جهان اسلام نفسي راحت کشيد. طغرل در سال 455 وفات کرد. وي برادزاده‌اش آلب ارسلان بن جغري‌بک را قبلاً بجايش نشانده بود. 
عضدالدولة محمد آلب ارسلان بن جغري‌بک 455-465: سلطان آلب ارسلان دو سال و نيم حاکم خراسان بود و ده سال پادشاه ايران بود. وي ممالک خراسان – عراق عرب و عجم و خوارزم و طبرستان و کرمان و فارس و سيستان و ترکستان و آسياي صغير را تحت حاکميت خود داشت. 
وي در سال 456 بقصد جهاد عازم بلاد ارمنستان و گرجستان شد و نخجوان را مرکز اردوي خود قرار داد. او ارمنستان و قسمتي از گرجستان و آبخازيا را فتح نمود. همچنين در اين سال (456) عميدالملک کندري کشته شد. عميدالملک کندري وزير مقتدر طغرل‌بيک که خطبه را بنام سليمان پسر طغرل خوانده بود. در سال 456 در ري به حضور آلب ارسلان مي‌رود. عميدالملک که با اشاعره‌ ميانه‌اي نداشت و گويا چند تن از آنها را نيز کشته بود. بعد از رفتن از پيش سلطان اکثر سپاهيان آلب ارسلان بدو مي‌پيوندند. و آلب ارسلان دستور بازداشت عميدالملک را صادر کرد، وي در سال 456 کشته شد. بدنبال تعرض امپراطور روم به عراق و ارمنستان آلب ارسلان پانزده هزار سوار مجاهد به جنگ وي رفت او به سپاهيان امپراطور پيشنهاد صلح کرد. ولي وي ضمن رد اين پيشنهاد گفت: در شهر ري با تو صلح خواهم کرد. 
سپاهيان سلجوقي همراه سلطان خويش همچون مجاهداني که جز فتح و پيروزي و يا شهادت مقصود ديگري ندارند بنام دفاع از کيان اسلامي در نزديکي شهر ملازگرد (شهري است در حوالي درياچه وان ترکيه فعلي) بر روميان تاختند آنقدر از آنها کشتند که زمين پر از اجساد روميان شد. امپراطور اسير مي‌شود و او را پيش آلب ارسلان مي‌برند. آلب ارسلان از وي مي‌پرسد: اگر تو جاي من بودي چگونه رفتار مي‌کردي؟ رومانوس گفت: تازيانه زياد به تنت مي‌زدم ولي آلب ارسلان او را آزاد کرد(1) . اين جنگ در 463 ه‍. ق مطابق 1071 ميلادي روي داد. از ديگر وقايع دوران حکومت آلب ارسلان بر اف