 شيراز جاي داده بود و از ترس اينکه مبادا آنها در غياب او به فکر شورش بيافتند، فاحشه‌ خانه‌اي با 5- 6 هزار فاحشه با خمرخانه‌هاي بزرگ در شيراز ساخت و همة اهل علم را وادار کرد که به آن مجلس‌ها بروند و بدين ترتيب شيراز را با مهمانانش آنچنان مشغول کرد که هيچ وقت به فکر توطئه‌ بر عليه او نيافتند. در مسافرت و لشکرکشي‌هاي خود دسته‌هاي فاحشه را نيز مي‌برد تا لشکريان او که قادر به جلوگيري از تجاوز آنها به ناموس مردم نبود را بدان وسيله از تعرض به ناموس مردم برحذر دارد. نصيرخان حاکم لارستان با چهل تا پنجاه هزار تفنگ‌چي تربيت شده بعد از آنکه بارها لشکريان کريم‌خان را تار و مار مي‌کند. کريم‌خان با کمک حيله و تزوير و وعده او را راضي به مصالحه مي‌کند. اما با نامردي تمام آن فرمانده بزرگ که در زور بازو و نيرومندي و دليري و تيراندازي فرد کامل عديم النظير بود، را به شهادت مي‌رساند و خانواده‌اش را به اسارت مي‌گيرد. اين گونه اعمال تا حدي کارنامة کريم‌خان را لکه‌دار نموده است. اما به هر حال بايد او را در مجموع پادشاه خوبي به حساب آورد. بعد از مرگ کريم‌خان که هيچگاه خود را پادشاه نخواند بلکه ترجيح مي‌داد که او وکيل الرعايا بخوانند. فرمانروايي در سلسلة زنديه به علت قدرت متمرکز کريم‌خان، بين ميراث‌خواران او به سرعت دست به دست شد. نفوذ جانشينان وکيل غالباً از اصفهان و شيراز فراتر نمي‌رفت. جانشينان کريم‌خان مردان دلير و جنگاور، اما بي‌تدبير و غالباً ستمگر بودند. شيوة کدخدايي در ميان قبايل لر، که کريم‌خان با پشتوانة آن حکومت را در دست گرفت، در عهد جانشينان او ديگر کارآرايي نداشت. آنها نتوانستند وحدتي را که بقايشان را تضمين مي‌کرد در ميان خويش بوجود آورند. اين امر باعث شده بود که مردان باتجربه و کارکشته‌اي چون صادق‌خان (برادر کريم‌خان)، حتي قادر به حفظ موقعيت خود نباشند، چه رسد به پاسداري از حکومت و پادشاهي.کريم‌خان   	1163-1193 ه‍. ق
ابوالفتح‌خان بن کريم‌خان   	1193 ه‍. ق 
علي‌مرادخان (بار اول)   	1193 ه‍. ق 
محمدعلي خان برادر کريم‌خان   	1193 ه‍. ق 
صادق‌خان برادر کريم‌خان   	1193-1196 ه‍. ق
علي‌مرادخان (بار دوم)   	1196-1199 ه‍. ق 
جعفرخان بن صادق‌خان   	1199-1202 ه‍. ق 
صيد مرادخان   	1202-1203 ه‍. ق 
لطفعلي‌خان بن جعفرخان  	1203-1209 ه‍. ق <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:137.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:138.txt">تحولات مذهبي در دوران قاجاريه </a><a class="text" href="w:text:139.txt">ظهور مذاهب شيخيه – بابيه – بهائيه </a><a class="text" href="w:text:140.txt">سيد جمال‌الدين افغاني </a><a class="text" href="w:text:141.txt">غرب‌زدگي و قضية روشنفکري </a><a class="text" href="w:text:142.txt">رواج افسانه‌اي کتابسوزي مسلمانان </a><a class="text" href="w:text:143.txt">گلچيني از سخنان بزرگان ايراني دربارة خلفا و صحابه -رضی الله عنه- </a><a class="text" href="w:text:144.txt">اسامي شاهان قاجار و مدت حکومتشان (1209-1343 ه‍. ق) </a></body></html>قاجاريه طايفه‌اي هستند، اصلاً از نژاد مغول و ظاهراً از قبايلي مي‌باشند که همراه تاتار در عهد چنگيز و اخلاف او از مغولستان به بلاد اسلامي آمده و در قسمت بين شام و ايران مخصوصاً در حدود ارمنستان مقيم شده بودند. شاه عباس اول صفوي، ايل قاجار که از ايلات تشکيل‌دهندة قزلباش بود، را از محل اصلي خود کوچ داد و ايشان را به سه محل مختلف فرستاد تا از آنان در مقابل ايلات مهاجم ديگر سدي تشکيل دهد. دسته‌اي را در قراباغ در مقابل کردان لزگي جمعي را براي جلوگيري از هجوم ترکمانان به گرگان و استرآباد و بالاخره دسته سوم را به مرو در جلوي ازبکان روانه نمود. قسمتي از قاجاريه که در ساحل راست رود گرگان سکونت داشتند، يوخاري‌باش (سکنة آن سر رودخانه) و مقيمين ساحل چپ را اشاقه‌باش (سکنة پايين رودخانه) مي‌خواندند و هر يک از اين و قبيله هم به تيره‌هاي ديگري منقسم بودند. قبيله‌اي که در ايران بعد از زنديه به قدرت رسيد ايل اشاقه‌باش بود که آقا محمدخان قاجار از آن برخاست. هر دو قبيلة قاجار در قتل و انسان‌کشي و تعدي‌گوي سبقت را از ديگران ربوده بودند. در مازندران به دنبال گرويدن مردم آن ديار به مذهب اهل سنت حسن قلي‌خان قاجار در سال 1172 ه‍. ق 25 ذيقعده به مهماني که ترتيب مي‌دهد، بزرگان اهل سنت آن ديار (گرگان و استرآباد) مانند فعان علي‌خان –محمدخان سوادکوهي – امام ويردي آقا – محمود آقا يوسف‌خان ايل بيگي – ملايار محمد پيشنماز – اعظم‌خان – قلندرخان – خضرخان – گلستان‌خان را با مکر و حيله و تزوير به شهادت مي‌رساند، بعد از تجاوز به ناموسشان کلية اموال آن بزرگان را غارت مي‌کند. قاجار در آن ديار روزي هزار تن را به شهادت مي‌رساندند تا اينکه در همان سال (1172 ه‍. ق) کريم‌خان زند در نزديکي شيراز به قاجار شکست سختي وارد مي‌سازد و آقا محمد خان و بعضي از برادران وي را با خود به شيراز مي‌برد تا از طغيان‌گري آنها در امان باشد. قبيلة گوکلان نيز از طوايفي بود که در گرگان مردان آن توسط قاجار قتل‌عام شدند و زنان و کودکانشان به اسارت درآمدند. به عقيدة قاجار اهل سنت کافر حربي بود(1) . 
آقا محمدخان را عادت بر اين بود که نوکران و خدمتگزاراني که مورد خشم او واقع مي‌شدند فرمان مي‌داد شکمشان را پاره کرده امعاء و احشاء آنها را بيرون مي‌ريختند. اين کسي بود که مؤسس سلسله خونخوار قاجار در ايران بود. سلسله‌اي که در حقيقت دنباله‌روي صفويه بود. پادشاهان آن با ايجاد حرمسراها گاهي تا چند هزار زني و خواجه کردن صدها جوان بي‌گناه همچون صفويه و حکومت‌هاي باستاني ايران مانند ساسانيان از هيچگونه تعدي و تجاوز به جان و مال و ناموس مردم خودداري نمي‌کردند. پس از تسخير کرمان، آقا محمدخان حکم به ويراني و قتل‌عام و تنبيه مردم آنجا داد و امر کرد که از اهالي آنجا بيست هزار جفت چشم کنده به او تحويل دادند، او خود شخصاً چشم‌ها را شمارش کرد. سپس دستور داد تا به کليه زنان آن ديار تجاوز شود و مردانش را به قتل رسانند. در همان سال (1209 ه‍. ق) آقا محمد‌خان به گرجستان لشکرکشي نمود بعد از تصرف آن ديار در 1210 ه‍. ق فجايع کرمان را در تفليس تکرار نمود. بدين ترتيب سلسلة قاجاريه بر روي دريايي از خون بنا شد. اين قتل‌عام‌هاي وحشيانة صفويه و افشاريه و قاجاريه جمعيت ايران که به قول شاردون در اوايل صفويه به چهل ميليون نفر مي‌رسيد را به شش ميليون نفر در اواسط قاجاريه (تخمين کاپيتان سرجان مالکم) کاهش داد(2) . ميليون‌هاي ايراني قتل‌عام شدند. ميليون‌ها تن ديگر راهي ديار هند – عثماني – ماوراءالنهر شدند. بدين ترتيب بود که يکي از بزرگترين گهواره‌هاي تمدن اسلامي به نابودي کشيده شد. بعد از قتل آقا محمدخان برادرزاده‌اش خان باباخان با عنوان فتحعلي شاه بر تخت سلطنت ايران نشست (1212 ه‍. ق) در زمان او کاپيتان سرجان ملکم بنيان‌گذار نفوذ همه جانبة انگليس در ايران در طي سه سفر 1800 و 1808 و 1810 ميلادي به ايران آمد. در سومين سفرش (1810 ميلادي) فتحعلي‌شاه 