 اولي سیمای زیبا دیدم و براساس آن، تعبیر نمودم. (واذن فی الناس بالحج). [الحج: 27].«و مردم را دعوت عمومى به حج كن» 
شکل و ظاهری مناسب در دومي ندیدم و براساس آن تأویل کردم. (ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ)[يوسف: 70].
«سپس كسى صدا زد; اى اهل قافله، شما دزد هستيد».
این مسأله ردّی است بر کسی که ظاهر و شأن بییندة خواب را در نظر نمی‌گیرد، و بطور مستقیم اقدام به تعبیر می‌‌کند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه دانشمند بزرگوار دکتر عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین</a><a class="text" href="w:text:6.txt">مقدمه دانشمند بزرگ شیخ: عبدالله بن سلیمان المنیع</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مقدمه مؤلف</a></body></html>قاعده هفده‌هم:
هر خوابی که براساس اصول معتبر تعبیر شده باشد، کامل است و بوسیله تعبیر دیگری نقض نمی‌شود:
باید خواب مطابق اصول معتبر تعبیر شود. ولو اینکه معنای بعید در نظر گرفته شود، به اذن خدا خواب براساس اولین تعبیر به وقوع می‌پیوندد و تعبیر دوم قابل توجه نیست.
مثال: 
از ابن عمر (رض)  نقل شده: که عثمان بن عفّان (رض)  با مردم صحبت می‌کرد وگفت: پیامبر ص را امشب در خواب دیدم‌ و فرمود: ای عثمان بیا پیش ما افطار کن و روز بعد به شهادت رسید. پادشاه مصر خوابش را بر اشراف قومش عرضه کرد و گفتند: (أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِين)[يوسف:44].
«گفتند: خوابهاى پريشان و پراكنده‏اى است; و ما از تعبير اين گونه خوابها آگاه نيستيم».
با وجود این، تأویل آنها به اینکه «أضغاث و أحلام» است واقع نشد، چون اصول معتبر در تعبیر خواب رعایت نشده بود. از أنس بن مالک (رض)  روایت شده که ابوموسی اشعری (رض)  گفت: در خواب دیدم که گویا گلّه‌ای از اسبان خوب دارم آنها را حرکت دادم تا به کوهی رسیدم، ناگاه دیدم رسول خدا ص بالای کوه است و ابوبکر (رض)  در کنارش و داشت به عمر (رض)  اشاره می‌کرد که فوت کرده بود، گفتم: إنا لِلّه وإنا إليه راجعون. ای رسول خدا! به عمر (رض)  خبر نمی‌دهی؟ فرمود: من نسبت به مرگش از او باخبرتر نیستم. و تعبیر به وقوع پیوست. چون آنچه در خواب نسبت به «دارالحق» قیامت، می‌آید حق است و به وسیلة تعبیر دیگر نقض نمی‌گردد.
قاعده هجدهم:
کسی که خوابش را تعبیر نمی‌کند از تبعات آن سالم نمی‌ماند. تا اینکه تعبیر کند یا خیر آن را از خداوند مسألت نماید:
اصل در تعبیر خواب، بقاء اوضاع است بر آنچه که قبلا بوده هر چند مدت طولانی شود تا اینکه خواب، مطابق اصول معتبر رؤیا، تعبیر گردد. رؤیا بر صاحبش اصرار می‌کند که آن را تعبیر کند و مفاد این حدیث که ترمذی آن را در عداد احادیث صحیح روایت کرده است به این موضوع اشاره داد، آنجا که رسول خدا می‌فرماید: «الرؤى على رِجل طائرٍ فإذا عُبّرت وقعت»  [الترمذی: (2381)].
یعنی؛ رؤیا مانند شیئی آویزان بر پای پرنده است که ثبات و استقرار ندارد، و هرگاه تعبیر شد سریعاً سقوط می‌کند.
مثال:
روایت شده که پیامبر ص بین سلمان فارسی و ابوبکر صدیق (رض) پیمان برادری برقرار کرد و سلمان، ابوبکر را در خواب دید و از او روگردان شد. ابوبکر (رض) گفت: ای برادر چرا از من روگردانی؟ گفت: در خواب دیدم که دستانت را جمع کرده‌ای «بخل می‌ورزی» ابوبکر (رض) گفت: الله اکبر! دستانم تا روز قیامت نسبت به شر جمع هستند. سلمان (رض) چون خوابش را تعبیر نکرده بود از تبعات آن، یعنی؛ ناراحتی و دلخوری در امان نماند، اما همینکه تعبیر شد، تبعات آزار دهنده آن پایان پذیرفت.
قاعده نوزده‌هم:
تعبیر خواب دعائی است بیمه شده از جانب فرشته:
اگر دعاء خیر باشد عاقبتش خیر، و اگر دعاء شر باشد عاقبتش نیز شر خواهد بود. و هیچ چیز قضاء را ردّ نمی‌کند جز دعاء.
مثال: 
روایت شده که زنی با کودک شیرخوارش به حلقه‌ی درس ابن سیرین در مسجد آمد از او جویا شد یکی از شادگردان که به کم خردی مشهور بود به او گفت: برای چه آمده‌ای؟ زن گفت: به خاطر خوابی که در مورد این کودک دیده‌ام. گفت: چه دیده‌ای؟ زن گفت: در خواب دیدم که دریای نوشید. شاگرد فوری تعبیر کرد و گفت: کیسة صفرایش می‌ترکد و می‌میرد. کودک در حال فریاد زد و آخرین نفسش را کشید و مُرد. در حالیکه مادرش گریه می‌کرد، ابن سیرین آمد و گفت: اگر او را به حال خود رها می‌کردید به یکی از دانشمندان این مملکت تبدیل می‌شد، چون در دریا یاقوت و درّ و مرجان هست.
باید معبّر تا آنجا که ممکن است، خواب را به فال نیک بگیرد، چون فرشته حرف خود را بیمه کرده است.
قاعده بیستم:
رؤیا واقعه‌ی متکاملی است که تجزیه کردن، به آن ضرر می‌رساند:
هیچ یک از الفاظ و قرائن از رؤیا مستثنی نمی‌شود بلکه تمام آنها إعمال می‌شوند و باید معبّر تمام معناها و لوازمی را که رموز بر آنها دلالت دارند، رعایت کند. چون اگر کسی نسبت به کتابی حکمی صادر کند، و از آن کتاب فقط فصلی خوانده باشد قطعاً حکمش ناقص خواهد بود.
پس لازم است که معبر، تمام رموز را رعایت کند، و هر یک را در جای مناسب خود قرار دهد.
مثال: 
اگر کسی در خواب دید که ماری او را نیش زد و سپس عسل نوشید.
و معبّر بگوید: از طریق چشم به شما آسیب می‌رسد و سپس سکوت کند با این تعبیر ناقص به بینندة خواب ضرر می‌رساند، چون نوشیدن عسل را که به معنای شفا از زخم چشم است تعبیر نکرده است، و مقصود به نوشیدن عسل، رقیّه به قرآن است که باعث شفا از آسیب چشم می‌شود.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:45.txt">قاعده بیست و یکم: کسی که در بازگو کردن خوابش دروغ گوید. در دنیا به آنچه می‌ترسد دچار گردد و در آخرت مجبور می‌شود که دو عدد جو را بهم گره بزند. که هرگز نمی‌تواند</a><a class="text" href="w:text:46.txt">قاعده بیست و دوم: چیزی که عقلا محال است، ممکن است در خواب روی دهد</a><a class="text" href="w:text:47.txt">قاعده بیست و سوم: صادق‌ترین مردم در رؤیا صادق‌ترین آنهاست در گفتگو</a><a class="text" href="w:text:48.txt">قاعده بیست و چهارم: رؤیا صفتی است غیبی که در آینده آشکار می‌شود نه صفتی که در حال، تأثیرگذار باشد</a><a class="text" href="w:text:49.txt">قاعده بیست و پنجم: واقع شدن تعبیر خواب ضرورتاً بر ثبوت وصف تعبیر یا صحت و توانائی معبّر دلالت نمی‌کند</a><a class="text" href="w:text:50.txt">قاعده بیست و ششم: اگر خوابی که تعبیر آن واقع شده است تکرار گردید از چهار حالت زیر خالی نیست</a><a class="text" href="w:text:51.txt">قاعده بیست و هفتم: غالباً رؤیای بد زود واقع می‌شود و رؤیای نیک دیر</a><a class="text" href="w:text:52.txt">قاعده بیست و هشتم: رؤیای که مانند؛ سپیدة صبح آشکار شود نیاز به تعبیر ندارد</a><a class="text" href="w:text:53.txt">قاعده بیست و نهم: رؤیا عامّه است اگر در مورد نشانهای هستی یا نشانهای ویژه و ممتاز باشد</a><a class="text" href="w:text:54.txt">قاعده سی‌ام: هر خوابی که تأویل آن به دلیل وجود رمزهای متضاد مشکل گردد، بر رمز واضح آن اعتماد می‌شود</a></body></html>قاعده بیست و یکم:
کسی که در بازگو کردن خوابش دروغ گوید. در دنیا به آنچه می‌ترسد دچار گردد و در آخرت مجبور می‌شود که دو عدد جو را بهم گر