 نظر داشته باشند، هر كس با مردي بيعت كند بدون اينكه. . . . . الخ. 

به اين عمل زشت تيجاني توجه كنيد كه چگونه همه روايت را نقل كرده است وفقط چند از آن را حذف كرده است تابدينصورت به هدفش برسد.

 (12) ودر صفحه 240 ميگويد: 

دوم ـ وسه روز پيش از وفات پيامبر ودرست آن هنگام كه درد بر حضرت افزون شد، از مردم خواست كه قلم وكاغذي برايش بياورند تا مطلبي را براي آنها بنويسد هر گز پس از او، گمراه نگردند، عمر بن خطاب گفت: (درد بر رسول خدا افزايش يافته واو هذيان مي گويد وكتاب خدا ما را بس است) ودر حاشيه كتاب مي گويد: (صحيح بخاري ـ ج5 ـ ص 138) مرض النبي و وفاته). 

اين سخن تيجاني دروغ وبي اساس است ـ عامله الله  بما يستحق ـ زيرانه در صحيح بخاري ونه در كتابي ديگر آمده است كه حضرت عمر -رضي الله عنه- گفته است كه رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- هذيان مي گويد: و پاسخ تفصيلي اين نكته را در پاسخ مان به كتاب ( آنگاه.. . . . هدايت شدم ) فقره شماره (30 ) نگاه كنيد. 
----------------------------------
[1] الراجعات مراجعه (54) (435).(13) در صفحه 209 ميگويد: 

موضوع قضا وقدر يكي از دشوارترين معماها در زندگي گذشته من بود، چه اينكه هيچ شرح وتفسيري كافي براي آن نمي يافتم كه وجدانم را راضي كند وانديشه ام را آرام سازد وبدينسان، حيران و سرگردان ماندم بيان آنچه در مكتب اهل سنت فرا گرفته بودم كه انسان در كردار ها و رفتار هايش مجبور است (هر كس براي هر چه آفريده شده است مجبور است). 

تيجاني خسته نمي شود، همچنان اهل سنت را تهمت وبهتان مي زند. اي كاش! فردي انديشمند از اهل تشيع به كتابهاي اهل سنت مراجعه مي كرد. تاببيند آيا آنچه تيجاني مي گويد حق است يا باطل؟ 

امام طحاوي در باره اعتقاد اهل سنت ميگويد: افعال بندگان از خلق وآفرينش خداوند هستند اما بنده است كه فعل را انجام مي دهد. 

ابن ابي العز ميگويد: در باره افعال اختياري بندگان اختلاف وجود دارد، جبريه كه رئيس آنها جهم بن صفون است،  معتقدند كه همه افعال بندگان را خداوند تدبير مي كند وهمه اجباري هستند (اين آنچيزي است كه تيجاني به اهل سنت نسبت داده است). ودر برابر اين گروه معتزله قرار ميگيرند كه ميگويند: همه افعال اختياري از همه حيوانات  توسط خود آنها خلق و آفريده مي شود وبا آفرينش خداوند هيچ ارتباطي ندارد. واهل حق ميگويند: افعالي كه با انجام آنها بندگان مطيع وعاصي شمرده مي شوند، اينگونه افعال را خداوند آفريده است و واقعيت اينست كه خداوند در آفرينش هستي، يگانه وتنها است[1]. 

علامه ابن تيميه رحمه الله ميگويد: انجام دهنده حقيقي افعال، بندگان هستند خداوند فقط خلق كننده افعال آنها است واين بنده است كه مومن وكافر ونيكوكار فاجر ونماز گذار و روزه دار است وبندگان براعمال خود شان قدرت دارند، وهمچنين داراي اراده هستند و خداوند آفريننده خودشان وقدرت و اراده شان است، چنانچه مي فرمايد: ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾. (التكوير:29). (ونميتوانيد بخواهيد جز چيزهايي كه خداوند جهانيان بخواهد). 

وشيخ محمد بن صالح بن عثيمين مي فرمايد: عمل بنده از يك اراده قلبي وقدرت بدني ايجاد مي شود واگر اين اراده وقدرت وجود نداشته باشند عملي انجام نميگيرد وكسيكه اين اراده وقدرت را خلق كرده است همان خداوند است و خالق سبب (قدرت واراده) در واقع  خالق مسبب (عمل) است پس نسبت عمل بنده به خداوند با آفرينش، نسبت مسبب به سبب است ويك نسبت مستقيم نيست زيرا كسيكه مستقيماً عمل را انجام مي دهد. بنده است به همين خاطر عمل را انجام مي دهد. بنده است به همين خاطر عمل از نظر كسب وايجاد، به بنده نسبت داده مي شود واز نظر تقدير وآفرينش به خداوند نسبت داده مي شود[2].

 واين اعتقاد اهل سنت است، نه آنچه تيجاني ادعا مي كند.

(14) تيجاني از صفحه 212 تا 214 گفتگويي سرد وبي ارزش را بين خودش ويكي از كساني كه وي ادعا ميكند كه از علماء اهل سنت است ياد آوري ميكند وطبق معمول وبطور طبيعي اسمش را ذكر نمي كند.

تيجاني در پايان گفتگو ميگويد: گفت (يكي ازعلماء اهل سنت): شما به دين خودتان ومن هم به دين خودم!! وبدين ترتيب، در بحث ومناقشه را تا آخربست. اين روش بيشتر علماي ماست. 

دروغگو دشمن خدا است وتيجاني همچنان دروغ ميگويد، كتب اهل سنت همه جا وجود دارند وعلماء اهل سنت حضور دارند، همان علمايي كه شيعه توانايي گفتگو با آنها را ندارد مگر اينكه از تقيه ونفاق استفاده كنند برخي ميگويند قرآن تحريف شده است وبرخي با استفاده از تقيه ميگويند تحريف نشده است. يكي ميگويد اهل سنت ولد الزنا هستند وديگري با تقيه مي گويد برادران ما هستند، برخي ازآنها ميگويند فرقي ميان ما وآنها نيست وگروهي ميگويند هيچ اتفاقي ميان ما وآنها نيست. وكسيكه ميخواهد ميزان توانايي علماي اهل سنت را در گفتگو وبحث بداند نزد علماي آنها برود يا كتابهاي آنها را بخواند.واينك چند كتاب براي انديشمندان شيعه ياد آوري ميكنيم كه به شبهات تشيع پاسخ داده اند تا اين كتابها را بخوانند وبعد داوري كنند كه كدام يك بر حق است.

(1)    منهاج السنة النبويه (ابن تيميه).

(2)    الشيعه واهل البيت (احسان الهي).

(3)    الشيعه والقرآن (احسان الهي).

(4)    الشيعه والسنه (احسان الهي).

(5)    الخطوط العريضه (محب الدين خطيب).

(6)    الشيعه وتحريف القرآن (محمد مال الله).

(7)    حقيقة الشيعة (عبد الله الموصلي).

(8)    اصول مذهب الشيعه (ناصر القفاري)[3].
---------------------------------
[1] شرح العقيدة الطحاوية (430).
[2] العقيدة الواسطيه(175) ابن عثيمين.
[3] متأسفانه بجز كتاب شيعه وسنت احسان الهي بقيه كتب بزبان عربي هستند و تا كنون ترجمه اي ازآنها سراغ نداريم. (مترجم).  (15) ودر صفحه 138 ميگويد[1]:

وشيعه همانطور كه مشهور است اعتقادي به اين (وحي بعد ازمحمد) ندارند واين تهمتي است كه دشمنان آنها به آنها چسپانده اند.

بگذاريد به سخن تيجاني اضافه كنم بگویم اين تهمتي است كه گروهي از زنديق ها به دين اسلام چسپانده اند زيرا اسلام ازين بهتان پاك وبري است.آيا تيجاني به اين سخنم راضي است؟ فكر نمي كنم.

كليني در باره علم ائمه اش در كافي ميگويد: واما نكته ها در قلوب، الهام هستند وصدايي كه در گوشها مثل منقار زدن استاين بوسيله تحديث فرشته صورت ميگيرد[2].

مجلسي در كتابش بحار الانوار بابي آورده است وميگويد: )باب إنهم محدثون مفهمون)[3]. يعني با ائمه سخن گفته ميشود وآنها مي فهمند.

وكليني نيز در كتابش(الكافي) بابي آورده است: باب اينكه فرشتگان به خانه ائمه مي آيند وبر آنها وارد مي شوند وبراي آنها اخبار مي آورند[4]. از ابو عبدالله روايت است كه فرمود: در گوشهاي بعضي از ما چيزي گفته مي شود ودر خواب نزد برخي از ما مي آيند وبعضي از ما آوازي مثل آواز زنجيري كه در طشت بيفتد، مي شنود ونزد بعضي از ما بشكلي بزرگتر از جبرئيل وميكائيل مي آيند[5].

خداوند جعفر صادق را از چنين سخن ياوه اي بري وپاك گردانده است. آيا تيجاني همچنان معتقد است كه اين تهمت است؟ 
--------------------------------
[1] اين شماره صفحه، كتاب ع