تربيت پيامبر (ص) هيچ تفاوتي ندارد بلكه كسانيكه مستقيماً توسط آن بزرگوار تربيت نشده اند ، مؤمنتر مي باشند؟! آيا بهتر از اين هم مي توان با قرآن و اسلام بازي كرد؟  ديگر آنكه در آية بعد نيز ﴿الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾ تكرار شده كه اشاره به كفار اهل كتاب است و از طريق آن مي توانيم منظور از ﴿الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾ در آية 67 را هم بدانيم.  در واقع آيه نفياً و اثباتاً مربوط به موضوع خلافت نيست، در غير اين صورت آيات قرآن را غير مربوط به يكديگر جلوه داده و فصاحت و بلاغت قرآن را انكار كرده ايم! 6) در اين خطبة دروغين آمده است: «ما مِنْ عِلْمٍ إلا وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللهُ فيَّ» = "هيچ علمي نيست مگر آنكه خداوند آنرا در من احصا فرموده" ، اما اين ادعا با بسياري از آيات قرآن مخالف است. اگر رسول خدا (ص) تمام علوم را داشت، چرا قرآن مي فرمايد: ﴿وَمِنْ أَهْلِ المَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ ...﴾  = "برخي از اهل مدينه خوي نفاق را دارند كه تو آنها را نمي شناسي" (توبه/ 101) و مي فرمايد: ﴿عَفَا اللهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَـهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ﴾ = "خدا از تو درگذرد چرا ايشان را رخصت دادي ، تا اينكه معلومت شود آنانكه راست مي گويند و دروغگويان را بشناسي" (توبه/43)، و دربارة وقت قيامت مي فرمايد: ﴿.. قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي.. ﴾ = "بگو علم آن فقط نزد پروردگار من است". (الأعراف/187) يعني پيامبر وقت قيامت را نمي داند، و نيز مي فرمايد: ﴿قُل .... وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ ..﴾ = "بگو.... من علم غيب نمي دانم" (الأنعام/50) و نيز مي فرمايد: ﴿...لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا﴾ = "تو نمي داني شايد خداوند پس از آن امري پديد آورد" (طلاق/1)، و آيات بسيار ديگر. 7) در اين روايت آمده است: «ما نزلَتْ آيةُ رضىً إلا فيه ....  و ما نزلت آيةُ مدحٍٍ في القرآن إلا فيه»= "آيه اي كه دال بر خشنودي خداوند باشد جز راجع به علي (ع) نازل نشده... و آيه اي در قرآن كه دال بر مدح پروردگار باشد جز دربارة او نازل نشده"!!  آيا خداوند در قرآن انبياء سلف و ابرار و صالحين و متقين را مدح نفرموده؟ آيا خداوند حضرت مريم عليها السلام و .....  مدح نكرده ؟  آيا مهاجرين و انصار را مدح نكرده است؟!  ديگر آنكه مي گويد: «و ما خاطب الله الذين آمنوا إلا بدأ به» = "يعني خداوند در هيچ جا ﴿الذين آمنوا﴾ نگفته مگر آنكه قبل از همه علي (ع) در صدر آنان مخاطب آيه بوده است" ! معلوم است كه جاعل روايت با قرآن چندان آشنا نبوده و دست گل به آب داده ! بايد پرسيد كه آيا – نعوذ بالله – در آية ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً﴾ (130) سورة آل عمران = "اي كسانيكه ايمان آورده ايد ربا را چند برابر نخوريد" (آل عمران/130) و يا در آية ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى ...﴾ = "اي كسانيكه ايمان آورده ايد با حالت مستي به نماز نزديك نشويد..." (سورة نساء/43)  و يا در آية ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ﴾= "اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا مي گوييد كاري را كه خودتان انجام نمي دهيد" (صف/2) و ده ها آية ديگر ، حضرت علي (ع) پيش از ديگران مخاطب اين آيات بوده است ؟ ‍! ! 8) در اين روايت به دروغ به پيامبر نسبت مي دهد كه فرمود: «إني منذرٌ و عليٌّ هاد» = " من هشدار دهنده و علي هدايت كننده است" ، در حاليكه قرآن به پيامبر مي فرمايد: ﴿... وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾ = "همانا تو براهي راست هدايت مي كني" (شوري/52) يعني پيامبر را بر خلاف اين روايت هادي هم دانسته است. 9) مي گويد: «و لا أمرٌ بمعروف و لا نهيٌ عن منكر إلا مع إمام معصوم» = "امر به معروف و نهي از منكر جز به همراه امام معصوم نيست" بنا بر اين در زمان ما كه امام معصومي در دسترس نيست فريضة امر به معروف و نهي از منكر ساقط است!‍! آيا كفار و استعمار بهتر از اين مي خواهند؟! 10) و نيز مي گويد: «لا يوضِّح لكم تفسيره إلا الذي أنا آخذٌ بيده» = "تفسير قرآن را جز كسي كه من دست او را گرفته ام (يعني علي) توضيح نمي دهد". مي پرسيم چگونه اصحاب رسول كه قبلاً به خدا و رسول و معاد و ملائك و از جمله ولايت علي (ع) اعتقاد نداشتند ، به صرف شنيدن آيات قرآن ، آنرا فهميده و مجذوب و هدايت شدند ؟ آنها قرآن را بدون تفسير علي (ع) چگونه فهميدند ؟ اگر راوي راست مي گويد پس با آيات ﴿... وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ﴾ (النحل/103) و ﴿بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ﴾ (الشعراء/195) = "يعني اين قرآن به زبان واضح عربي است، ويا ﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ...﴾= "قرآن را براي ياد آوري آسان ساختيم" (القمر/17) و ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَـهُمْ ...﴾ = "پيامبري را جز به زبان قومش نفرستاديم تا برايشان بيان نمايد" (ابراهيم/4) چه كنيم ؟!  آيا زبان عربي زباني است كه جز با تفسير علي (ع) درست فهميده نمي شود ؟! ثانياً: اگر قرآن جز با تفسير علي (ع) فهميده نمي شود چرا آن حضرت در ايام خانه نشيني يا اوقات ديگر، تفسيري براي قرآن ننوشت تا خلق الله از معناي واقعي قرآن محروم نمانند. ثالثاً: اگر قرآن جز با تفسير آن حضرت واضح نمي شود آيا ابو سفيان و ابو جهل مردم را از شنيدن چيزي كه به وضوح فهميده نمي شُد منع مي كردند ؟  البته اشكالات اين روايت بسيار بيش از اينها است ولي بنا به روش مؤلف محترم اين كتاب و اجتناب از تطويل كلام، در اينجا به همين ده اشكال اكتفا مي شود. تلك عشرة كاملة. سخن آخر اينكه؛ اين روايت على رغم اشكالات فراوانش، يك فائدة مهم دارد و آن اينكه ثابت مي كند جاعلين و ناقلينش در يك نكته، درد دل، با ما موافق اند، وباطناً پذيرفته اند كه خطبة پيامبر (ص) در غدير خم وافي به مقصودشان نيست و در واقع انگيزة آنان نيز از جعل اين خطبه رفع همين اشكال بوده است. (برقعي)
(108) مجمع الرجال ج3 ص206 و نقد الرجال تفرشي ص170 و اتقان المقال ص301. 
(109) در آن روزگار نفوذ و احترام قريش در قبائل عرب بسيار بود و آنان اغلب مردمي تجارت پيشه و در نتيجه از سايرين دنيا ديده تر و مردم شناس تر بودند، لذا بي وجه نيست كه رسول اكرم (ص) با توجّه به مصلحت امّت در آن زمان، ارشاداً فرموده باشد: "الأئمة من قريش".
(110) بحار الأنوار، چاپ تبريز، جلد هشتم ص58.9ـ در ميان خاندان رسول خدا و عموزادگان وي آنان كه اهل فضل و تقوي بودند هرگز چنين ادعائي نشده كه علي (ع) از طرف خدا و رسول براي امامت بر أمّت نصب شده است، چنانكه قبلا گفتة حسن مثني بن الحسن المجتبي (ع) را آورديم كه فرمود: "لو كان النبيُّ أراد خلافته لقال: أيها الناس هذا وليُّ أمري والقائم عليكم بعدي فاسمعوا له وأطيعوا = اگر پيامبر تفهيم خلافت او را مي خواست مي فرمود: ايها الناس اين پس از من ولي امر و سرپرست شماست بشنويد واط