ext:20.txt">گفته پیامبر ص به صحابه: «از اینجا برخیزید»: </a></body></html>مردی که به پیامبر ص گفت با عدالت رفتار نکردی: 
ابوسعید رض روایت می‌کند علی رض فرمودند: پس از اینکه پیامبر ص مرا به یمن فرستاد و طلا و زیورآلاتی را به نزد پیامبر ص آوردم، پیامبر ص فرمودند: «آن را در بین اقرع ‌بن حابس، و زید طائی، و عیینه بن حصن فزاری و علقمه بن علاثه عامری تقسیم کن»، مردی چشم فرو رفته، پیشانی برجسته، سر تاس، برخاست و گفت: بخدا سوگند با عدالت تقسیم نکردی! پیامبر ص فرمودند: «وای بر تو، اگر من عادل نباشم چه كسى عادل است، هدف من تشویق و ترغیب آنها بود» حاضرین به او هجوم بردند تا به قتلش برسانند، پیامبر ص فرمودند: «رهایش کنید، از نسل این مرد در آخر زمان قومی بدنیا می‌آید مسلمانان را می‌کشند و بت‌پرستان را رها می‌کنند، اگر آنها را بیابم مانند کشتار قوم عاد آنها را می‌کشم» .
خوارج 1 از سپاه علی بیرون آمدند و بخاطر شومی گناه پدرشان در گفتن «عادل نیستی» شکاف عمیقی در تاریخ اسلام ایجاد کردند2 .

 1- بنظرم «خدا مى‌داند» علت زىاده‌روى حجاج در کشتار مردم خو گرفتن به اىن سخن بوده است.
2 - به اىن کلمه بنگر: ىک کلمه بود ولى چطور نسل در نسل انتقال ىافت و شوم بودن گناه همگى را فراگرفت، پىامبر ص راست فرموده: انسان سخن زشتى را مى‌زند و آن را ساده مى‌گىرد چه بسا آن سخن باعث مى‌شود هفتاد سال در جهنم سقوط کند.
پنهان شدن لیله‌القدر: 
در حدیثی پیامبر ص می‌فرماید: ای مردم شب قدر را به من نشان دادند و از خانه بیرون آمدم تا آن را به مردم اعلام کنم، دو مرد آمدند و با صدای بلند باهم مشاجره می‌کردند و شیطان همراه آنها بود، و مشاهده آنها باعث گردید لیله‌القدر را فراموش کنم .
و شب قدر بخاطر شوم بودن گناه - مشاجره - آن دو نفر پنهان گردید و از خیر بزرگی محروم شدیم، و کسی نمی‌داند شب قدر در چه شبی از شب‌های رمضان است.
شتر نفرین شده: 
عمران‌ بن حصین رض می‌گوید: پیامبر ص در مسافرتی، زن انصاری را سوار بر شتری دید، آن زن خشمگین شد و شتر را لعن و نفرین کرد، پیامبر ص آن را شنید و گفت: «آن زن را از شتر پائین بیاورید و شتر را رها کنید، چون نفرین شده است». عمران می‌گوید پس از آن شتر را می‌دیدم در بین مردم می‌گشت و کسی به آن کاری نداشت .
بخاطر شومی معصیت آن شتر تا هلاکت رها گردید! و انسان هر چیزی را نفرین کند- پناه به خدا - بر آن قیاس می‌شود. 
دعای پیامبر ص علیه طائفه مضر:
پیامبر ص فرمود: «خدایا بر مضر سخت گیر، و بر آنها خشکسالی مانند دوران یوسف ؛ بیاور، در نتیجه قحطی و خشکسالی سختی به مدت هفت سال آنها را فراگرفت تا جای که با شومی معصیت و دعای پیامبر ص از گرسنگی قديد(گوشت خشك كرده و نمك سود) و استخوان می‌خوردند، و آن قحطی پیامبر ص و اصحاب ن را نیز فراگرفت، و با دعای پیامبر ص، مجازات همه را فراگرفت تا جايى که از گرسنگی سنگ را بر شکم می‌بستند .
محروم بودن از باران: 
ابوهریره رض می‌گوید: (هوبره «نوعی پرنده» از ظلم ستمگر در لانه‌اش می‌میرد). مجاهد : می‌گوید: (زمانی که باران قطع شود و خشکسالی باشد چهارپایان آدم‌های گناهکار را نفرین می‌کنند، و می‌گویند این بخاطر شومی گناه انسان است)، عکرمه : می‌گوید: (حیوانات و حشرات حتی سوسک و عقرب‌ها می‌گویند: بخاطر گناه انسان‌ها از باران منع شده‌ایم) .
انس بن مالک می‌گوید: (سوسمار در لانه‌اش بخاطر گناه انسان از لاغری می‌میرد) .
ابن قیم می‌گوید: کیفر گناه خاتمه نمی‌یابد تا بی‌گناه را نیز فراگیرد! .
مجازات خداوند نیکوکار و بدکار را فرامی‌گیرد: 
خداوند متعال می‌فرماید: ‏ وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً (الأنفال:25).
«و از فتنه‏اى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد; (بلكه همه را فرا خواهد گرفت; چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند)».
زینب ك می‌گوید: «ای پیامبر ص آیا با وجود اینکه صالحان میان ما هستند نابود می‌شویم؟ فرمودند: آری اگر بدی و شرارت زیاد شود».
خداوند قوم نوح ؛ را همگی اعم از کودکان و حیوانات بخاطر گناه مکلفان غرق کرد، و قوم عاد را با باد صرصر، و قوم ثمود را با صاعقه، و قوم لوط را با سنگ، نابود و هلاک کرد، و اصحاب السبت را به میمون و خوک مسخ کرد، و فرزندان آنها را نیز فراگرفت، اگر کسی بگوید چگونه خداوند بخاطر ستم گروهی همگی را مجازات می‌کند در حالی که می‌فرماید: وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ‏. (ق: 29).
«و من هرگز به بندگان ستم نخواهم كرد».
در پاسخ، سخن – ایاس بن معاویه را نقل می‌کنیم که می‌گوید: از برخی علماء پرسیدم ظلم در کلام عرب یعنی چه؟ گفتند از کسی چیزی بگیرد که حق او نیست، گفتم پس هر چیزی از آن خداوند است، سپس انسان‌ها را بر نیت‌شان زنده می‌گرداند .
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه کتاب</a><a class="text" href="w:text:4.txt">تقديم شیخ جبرین</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">ریشه‌ى گناه</a><a class="text" href="w:text:7.txt">اولین گناه و نافرمانی که در زمین انجام گرفت .</a><a class="text" href="w:text:8.txt">	فصل اول اسباب گناه </a><a class="folder" href="w:html:9.xml">فصل دوم  آثار گناه در گذشتگان</a><a class="folder" href="w:html:13.xml">فصل سوم   آثار گناه در امت محمد ص: </a><a class="folder" href="w:html:21.xml">فصل چهارم  کارهای بسیار خطرناکی که انسان متوجه آن نمی‌شود، بسیار شوم و زود رخ خواهد داد</a><a class="folder" href="w:html:27.xml">فصل پنجم  آثار گناهان بر انسان</a><a class="folder" href="w:html:32.xml">فصل ششم  «توبه و شرایط آن» </a><a class="folder" href="w:html:35.xml">فصل هفتم  پاک‌کننده‌های گناه</a><a class="folder" href="w:html:38.xml">فصل هشتم  کیفر و عقاب گناه – گرچه پس از مدتی هم باشد – واقع می‌شود:</a><a class="text" href="w:text:41.txt">فصل نهم  راه رهائی از گناهان شوم </a><a class="folder" href="w:html:42.xml">فصل دهم  گناهانی که باید از آن پرهیز شود،</a><a class="text" href="w:text:50.txt">خاتمه </a></body></html>گفته پیامبر ص به صحابه: «از اینجا برخیزید»: 
ابن م عباس می‌گوید: (به هنگام احضار مرگ پیامبر ص برخی صحابه از جمله عمر بن خطاب رض نزد پیامبر ص بودند، پیامبر ص فرمودند: «کاغذ و قلم را بیاورید تا چیزی را برایتان بنویسم تا پس از من هرگز گمراه نشوید». عمر رض گفت: «ناراحتی پیامبر ص زیاد شده است و قرآن در نزد شماست، و قرآن برای ما کافی است و پیامبر را اذیت نکنیم ». حاضرین صدایشان را بلند کردند و با هم مشاجره کردند، برخی گفتند: نزدیک شوید تا پیامبر ص چیزی را برای شما بنویسد که هرگز گمراه نشوید! و برخی دیگر مانند عمر فکر می‌کردند، وقتی که اختلاف و مشاجره زیاد شد پیامبر ص فرمود: «از اینجا برخیزید و بیرون روید» .
عبیدا‌لله می‌گوید: ابن عباس م گفت: (بدبختی، چه بدبختی بزرگی بخاطر اختلاف و مشاجره و تنازع از نوشته پیامبر ص محروم شدیم) .
در حدیث آمده است: که اختلاف باعث محرومیت از خیر و بركت می‌شود. 
و این برخی از آثار شوم بودن گناه بر امت محمد ص بود. 
1 - عمر اىن سخن را بخاطر اىن گفت: چون به نظ