ند و مهدی آنها موجود است و بعضی از علمای مذهبشان با مهدی در ارتباط هستند و گفته‌اند که 30 نفر با مهدی ارتباط دارند، سؤال این است که با وجود ارتباط با مهدی چگونه شیعه در مذهب خود دچار اختلاف شده‌اند، اختلافی که تقریباً در هیچ فرقه و گروهی یافت نمی‌شود، و می‌توان گفت که هر مجتهد و مرجع تقلید مذهبی مخصوص دارد؟! با اینکه آنها ادعا می‌کنند که مهدی وجود دارد، و او حجتی برای مردم است! پس چرا آنها با وجود امام و قائم خود و با اینکه با او ارتباط دارند بیش از همه دچار اختلاف و چند دستگی شده‌اند؟! و از طرفی شما می‌گوئید که مجلسی حدیثی روایت کرده است که امام غایب دیده نمی‌شود، و هر کس ادعا کند که او مهدی را دیده است دروغ گفته است، و از طرفی در کتاب‌های‌تان می‌خوانیم که علمای شما بارها مهدی را دیده‌اند.(103) شیعه‌ها می‌گویند که درست نیست که دنیا از وجود کسی خالی باشد که حجت الهی را اقامه می‌نماید، و همواره قائم به حجت در دنیا هست، یعنی همیشه امام هست، و از طرفی می‌گویید که تقیه نه دهم دین است و امام که حجت را اقامه می‌کند باید تقیه کند چون او پرهیزگارترین فرد است و قطعاً نه دهم دین را ترک نخواهد کرد، پس چگونه بوسیله او حجّت بر خلق خدا اقامه می‌گردد؟!(104) شیعه می‌گویند که شناخت ائمه شرطی برای صحت ایمان شخص داشت، آنها در مورد کسانی که پیش از کامل شدن دوازده امام مرده‌اند چه می‌گویند؟! اگر امام قبل از کامل شدن دوازده امام مرده است دربارة او چه می‌گویند؟ و بعضی از ائمه شما نمی‌دانستند که امام بعد از آنها چه کسی است! پس چگونه شما شناخت ائمه را شرطی برای صحت ایمان قرار داده‌اید؟! (7) کلینی در کتاب الکافی می‌گوید: «أن الأئمة يعلمون متى يموتون، وأنهم لا يموتون إلاَّ باختيار منهم». «ائمه می‌داند که چه زمانی می‌میرند، و آنها جز با اختیار خودشان نمی‌میرند»(1) ، و مجلسی در کتابش (بحار الانوار) حدیثی را ذکر می‌کند که می‌گوید: «لم يكن إمام إلاَّ مات مقتولاً أو مسموماً». «هیچ امامی نبوده مگر آن که او را کشته‌اند یا مسمومش کرده‌اند»(2) ؛ اگر آن گونه که کلینی و حر عاملی گفته‌اند امام غیب می‌داند، پس امام آب و غذایی را که به او داده می‌شود می‌داند و اگر مسموم باشد می‌داند که مسموم است، و از خوردن آن پرهیز می‌کند، اگر پرهیز نکند و آن را بخورد و بمیرد خودکشی کرده است؛ چون او می‌داند که غذا سم دارد! بنابراین پس او خودکشی کرده است، و پیامبر (ص) می‌فرماید هر کس خودکشی کند به دوزخ می‌رود! پس آیا شیعه چنین چیزی را برای ائمه می‌پسندند؟!.
------------------------------------------------------------------
1) نگا: أصول الکافی الکلینی 1/258 وکتاب الفصول المهمة الحر العاملی ص 155.
2) بحار الأنوار 43/364.(105) صاحب نهج البلاغه روایت می‌کند که وقتی به علی خبر رسید که انصار ادعا کرده‌اند که خلیفه و امام باید از آنها تعیین شود گفت: چرا علیه آنها دلیل نیاوردید که پیامبر (ص) وصیت نموده که با نیکوکارشان نیکویی شود، و از بدکار آنها گذشت شود؟ گفتند: این چه دلیلی علیه آنها می‌تواند باشد؟ گفت: اگر امامت به آنها تعلق می‌داشت پیامبر در مورد آنها سفارش نمی‌کرد»(1) ، به شیعه باید گفت که همچنین پیامبر (ص) دربارة اهل بیت خود سفارش نموده که با آنها به نیکی رفتار کنید و فرموده است: «أذكركم الله في أهل بيتي». «شما را دربارة اهل بیتم سفارش می‌کنم».
پس اگر امامت حق ویژه‌ای آنها بود و دیگران در آن بهره‌ای نداشتند پیامبر (ص) در مورد آنها وصیّت و سفارش نمی‌کرد؟!
----------------------------------------------------------------------------------
1) نهج البلاغة ص 97.(106) اگر به شما گفته شود که رهبری مؤمن و صالح و پرهیزگار سرپرست و حاکم مردمانی است که بعضی منافق‌اند و بعضی مؤمن‌اند، و این مرد به لطف و عنایت الهی منافقان را از طرز سخنشان می‌شناسد، اما با وجود آن این مرد از افراد شایسته و صالح دوری می‌نماید، و منافقان را انتخاب کرده و پست‌های مهم و فرماندهی را به آنان داده و در دوران حیات خود آنها را رئیس و سرور مردم قرار داده است، بلکه خودش را با آنها نزدیک کرده و با دختر بعضی‌ها ازدواج کرده و بعضی داماد او هستند و او در حالی که از آنها خوشنود و راضی بوده از جهان چشم فرو بسته است؛ نظر شما دربارة این مرد چیست؟!
شیعه در مورد پیامبر (ص) چنین عقیده و باوری دارند!(107) الحر العاملی عالم شیعه در تفسیر: ﴿وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ﴾. (الممتحنه: 10).
«با زنان کافر ازدواج نکنید».
می‌گوید: هر کس زن کافری داشت، اسلام را به او عرضه کند، اگر اسلام را پذیرفت زن اوست واگرنه او از آن زن بیزار است، و خداوند از نگاه داشتن آن زن نهی کرده است»(1) .
پس اگر ام المؤمنین عایشه (رض) چنان که شیعه می‌گویند کافر و مرتد می‌بود، پیامبر باید طبق دستور کتاب خدا او را طلاق می‌داد؛ مگر آن که بگوییم که پیامبر (ص) نمی‌دانست که او منافق است و مرتد می‌شود! و شیعه فقط این را دانسته و به آن پی برده‌اند!
--------------------------------------------------------------------------
1) وسائل الشیعة 20/542.(108) فرقه خطابیه از شیعه بر این باورند که بعد از امام جعفر الصادق پسرش اسماعیل امام است، علمای شیعه در رد عقیده آنها گفته‌اند که اسماعیل قبل از ابا عبدالله (ع) وفات یافت، و مرده نمی‌تواند جانشین زنده باشد»(1) .
به شیعه گفته می‌شود که شما برای اثبات ولایت علی از حدیث: «تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی»، استدلال می‌کنند، و معلوم است که هارون قبل از موسی وفات یافت، و طبق اقرار خودتان مرده نمی‌تواند جانشین زنده باشد!
-------------------------------------------------------------------------
1) کمال الدین وتمام النعمة ص 105.(109) شیعیان برای اثبات امامت امامان دوازده‌گانه‌اشان از این حدیث استدلال می‌کنند که پیامبر (ص) فرمود: دوازده خلیفه خواهند بود که همه از قریش هستند «و در روایتی دیگر آمده است «دوازده امیر خواهد بود» و در روایتی دیگر آمده است: «لا يزال أمر الناس ماضياً ما وليهم اثنا عشر رجلاً». کار مردم ادامه خواهد یافت تا آن که دوازده نفر بر آنان فرمانروایی می‌کنند»(1) .
اینک به شیعه باید گفت که همه روایات حدیث به صراحت می‌گویند که این دوازده نفر امیر و خلیفه و فرمانروای مردم خواهند بود، و معلوم است که از ائمه شیعه فقط علی و فرزندش الحسن (رض) به خلافت رسیده‌اند؛ پس حدیث چیزی دیگر می‌گوید، و شیعیان چیزی دیگر می‌گویند! و این روایت‌ها این خلیفه‌ها را نام نبرده‌اند و حتی اسم یکی در این روایت‌ها ذکر نشده است.....!
------------------------------------------------------------------------------------
1) البخاری ومسلم.(110) شیعیان ادعا می‌کنند که بعد از وفات پیامبر (ص) همه اصحاب مرتد شده‌اند به جز چند نفری که بر اسلام باقی مانده‌اند، به آنها می‌گوییم که مرتد به علت شبه یا شهوتی مرتد می‌شود. و معلوم است که شبهات در صدر اسلام قوی‌تر بودند، پس کسانی که در دوران ضعف اسلام ایمانشان چون کوه‌ها بود؛ چگونه