="w:text:31.txt">پرسش 24</a><a class="text" href="w:text:32.txt">پرسش 25</a><a class="text" href="w:text:33.txt">پرسش 26</a><a class="text" href="w:text:34.txt">پرسش 27</a><a class="text" href="w:text:35.txt">پرسش 28</a><a class="text" href="w:text:36.txt">پرسش 29</a><a class="text" href="w:text:37.txt">پرسش 30</a></body></html>(21) آیا پیامبر (ص) بر خاک حسینی که امروز شیعه بر آن سجده می‌کنند سجده کرده است؟! 
اگر بگویند: آری، ما می‌گوییم: به پروردگار کعبه سوگند می‌خوریم که این دورغ است! 
و اگر بگویند که بر تربت حسینی سجده نکرده است، ما می‌گوییم: اگر چنین است پس آیا شما از پیامبر (ص) راه یافته‌ترید؟
و باید دانست که روایت‌هایشان می‌گوید که جبرئیل (ع) یک مشت از خاک کربلاء را برای پیامبر آورد.(22) شیعه ادعا می‌کنند که اصحاب پیامبر (ص) بعد از وفات او مرتد شده‌اند و برگشتند، پرسش این است که آیا اصحاب پیامبر (ص) قبل از وفات پیامبر «شیعه اثنا عشری بودند» سپس بعد از مرگ پیامبر (ص) سنّی شدند؟ 
یا اینکه قبل وفات پیامبر سنّی بودند سپس شیعه شدند؟
چون منقلب شدن و برگشتن یعنی منتقل شدن از یک حالت به حالتی دیگر .....؟!سوالاتى كه باعث 
هدايت جوانان شيعه شد

تهيه و تنظيم: 
سليمان الخراشي

ترجمه:
اسحاق دبیری(رح)

1431/1388هـ(23) معلوم و مشخص است که الحسن بن علی (رض) است مادرش فاطمه (رض) می‌باشد، و از ال عبا(1)  و نزد شیعه از ائمه معصومین است، و در این مورد او با برادرش حسین (رض) فرقی ندارد، پس چرا امامت به فرزندان الحسن نرسید و در فرزندان حسین ادامه یافت؟!!! 
پدر و مادرشان یکی است، هر دو سیّد هستند، و الحسن یک امتیاز بر حسین دارد و آن اینکه از او بزرگتر است؟ 
آیا پاسخ قانع‌کننده‌ای در این مورد هست؟! 
------------------------------------------------------------------
1) اشاره به حدیثی است که پیامبر در حالی که چادری بافته شده از موی سیاه بر تن داشت علی و فاطمه و حسن و حسین ن را فرا خواند و داخل آن چادر نمود و: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا﴾. (الأحزاب: 33). «خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». را تلاوت کرد. به روایت مسلم در فضائل الصحابة.(24) شما می‌گویید که علی بعد از پیامبر امام بر حق بوده است پس چرا در مدّتی که پیامبر بیمار بود حتی در یک نماز علی (رض) پیش‌نماز مردم نشد؟! 
زیرا امامت صغری دلیلی برای امامت کبری است؟ (25) شما می‌گویید علّت پنهان شدن امام دوزادهم‌تان در غار ترس از ستمگران است، پس وقتی این خطر با به قدرت رسیدن حکومت‌های شیعه مانند عبیدی‌ها و بویهیه و صفوی‌ها و اینک دولت فعلی ایران رفع شد چرا او ظهور نکرد؟!
و چرا الآن او بیرون نمی‌آید در صورتی که حکومت شیعی ایران می‌تواند او را حمایت کند؟! و میلیون‌ها شیعه شب و روز خود را فدای او می‌نمایند و منتظر او هستند!! (26) پیامبر (ص) وقتی از مکه به مدینه هجرت کرد ابوبکر را همراه با خودش برد و او را نجات داد، و از طرفی علی را در معرض خطر و نابودی قرار داد و از او خواست در جایش بخوابد ... پس اگر علی امام و وصی و خلیفه منصوب از سوی خدا بوده است آیا چنین کسی در معرض مرگ قرار داده می‌شود و جان ابوبکر که اگر بمیرد برای امامت ضرری نیست نجات داده می‌شود ..... و سوال اینجاست که کدام یک سزاوارتر است که خاری به پایش نخورد و در معرض مرگ قرار نگیرد؟ 
و اگر بگویید که علی غیب می‌دانست، پس خوابیدن او بر بستر پیامبر چه فضیلت و شاهکار می‌تواند باشد؟!(27) علت تقیه فقط ترس است و ترس و هراس بر دو نوع است: اول اینکه انسان از این بترسد که جانش را از دست بدهد. و دوم اینکه از شکنجه‌ شدن و اذیت و آزار و توهین و ناسزا و هتک حرمت بترسد. 
اما در مورد ترس از اینکه جان از دست برود باید گفت که ائمه به دو دلیل چنین هراسی نداشتند. یکی اینکه طبق گفته شما ائمه با اختیار و اجازة خودشان می‌میرند. 
و دوم اینکه طبق گفتة شما ائمه آنچه را که می‌شود و آنچه را که نمی‌شود می‌دانند، و آنها زمان و چگونگی مرگشان را می‌دانند، بنابراین قبل از فرارسیدن زمان مردنشان ترس و هراسی ندارند، از این‌رو نیازی ندارند که در دین خود منافقانه رفتار نمایند و مردم مؤمن را فریب دهند. 
اما نوع دوم ترس یعنی ترس از شکنجه شدن و در معرض توهین و فحش قرار گرفتن چیزی است که بدون تردید تحمّل چنین چیزی وظیفة علماست، و اهل بیت پیامبر (ص) در تحمّل چنین سختی‌هایی در راه حمایت و یاری دین جدّشان از دیگران سزاوارترند. پس چرا تقیه می‌کردند؟!(28) از دیدگاه شیعه تعیین امام معصوم به خاطر آن واجب است که ظلم و شرّ از همة جاه‌ها از بین برود و در همه جا عدالت برقرار شود.
سوال اینجاست که آیا شما می‌گویید که در هر شهر و آبادی که خدا آفریده معصومی بوده است که ظلم را از مردم دور می‌کرده است یا نه؟! 
اگر بگویید در هر شهر و آبادی معصومی بوده است. 
به شما گفته می‌شود: این گزافه‌گویی آشکاری است، آیا در شهرهای کفار و مشرکین و اهل کتاب هم معصومی هست؟ و آیا در شام پیش معاویه (رض) معصومی بوده است؟ 
و اگر بگویید: ما می‌گوییم معصوم یکی است، اما در سایر شهرها و آبادی‌ها جانشینانی دارد، به شما گفته می‌شود در همه آبادی‌ها و شهرها نایب دارد یا در بعضی شهرها؟ 
اگر بگویید در همه شهرها جانشین و نایب دارد این گزافه‌گویی و سخن بی‌جایی است! 
و اگر بگویید فقط در بعضی جاه‌ها جانشین دارد. به شما گفته می‌شود: همه آبادی‌ها به صورت یکسان به معصوم نیاز دارند پس چرا شما بین آبادی‌ها فرق می‌گذارید؟!(29) الکلینی در الکافی باب مستقلی به این عنوان آورده است (زنان از زمین ارث نمی‌برند)، و در این مورد از ابی جعفر (ع) روایت کرده است که گفت: «النساء لا يرثن من الأرض ولا من العقار شيئاً». «زنان از زمین سهمیه ارث ندارند»(1) .
و طوسی در تهذیب از مسیر نقل کرده که گفت: «سألت أبا عبد الله (ع) عن النساء ما لهن من الميراث؟ فقال: لهن قيمة الطوب والبناء والخشب والقصب فأما الأرض والعقار فلا ميراث لهن فيهما». «از أبا عبدالله (ع) در مورد حق ارث زنان پرسیدم؟ او گفت: قیمت خشت و بنا و چوب و نی به زنان داده می‌شود ولی از زمین ارث نمی‌برند»، و محمد بن مسلم از ابی جعفر (ع) روایت است که گفت: «النساء لا يرثن من الأرض ولا من العقار شيئاً». «زنان از زمین ارث نمی‌برند»، و عبدالملک بن اعین از ابو جعفر یا از ابو عبدالله علیهما السلام روایت می‌کند که گفت: «ليس للنساء من الدور والعقار شيئًا». «زنان از خانه، ملك، و زمین سهمیه ارث ندارند»(2)  در این روایت فاطمه یا کسی دیگر استثناء نشده است. پس بنابراین طبق روایات مذهب شیعه فاطمه حق ندارد که خواهان ارث از پیامبر (ص) باشد.
و همچنین همه دارایی‌های پیامبر از آن امام است، محمد بن یحیی از احمد بن محمد و از عمرو بن شمر، از جابر از ابی جعفر (ع) روایت می‌کند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «خلق الله آدم وأقطعه الدنيا قطيعة، فما كان لآدم (ع) فلرسول الله (ص) وما كان لرسول الله فهو للأئمة من آل محمد».