لک هند و عثماني و ازبک پناهنده شوند. و بدينگونه کانون گرم علم و ادب در ايران بزودي به سردي گرائيد. علوم رياضي و طبيعي بيشتر از ساير علوم دچار تنزل شد. آنچه که در اوايل دوران صفوي وجود دارد در حقيقت اثر شاگردان دانشمندان دوران آخر تيموري است که با مرگ آنها ما شاهد مرگ تدريجي علوم در ايران هستيم. کشتار دانشوران و مبارزه با علم انگار جزو ذات صفويه و بنيان‌گذاران آن بوده است. در آمل تحت تسلط سيد قوام‌الدين و درويشانش و همچنين سيد کمال الدين کساني که علم بخصوص علم دين مي‌آموختند و يا آموزش مي‌دادند کشته مي‌شدند(1) شيخ بهائي از بزرگان صفويه در کشکول خود مي‌گويد: 
علم فقط علم عاشقي است
		بقيه تلبيس ابليس شقي

اين نظر يکي از بزرگترين شيخ الاسلام‌هاي صفوي است:(2) 
هجوم سيل‌آساي روحانيان کاتوليک از سراسر اروپا به ايران در همان آغاز حکومت صفويه باعث کاتوليکي شدن مذهب صفويه شد در نتيجه نابود کردن مراکز علمي و کشتار و تبعيد و اذيت دانشمندان ايراني همچون اروپايي قرون وسطا به وظيفه‌اي مذهبي مبدل شد. و همچون جوامع اروپايي تقليد کورکورانه جزو وظايف مذهبي قرار گرفت و علوم منحصر به تعليمات مذهبي گرديد مهمتر اينکه سازمان روحاني همچون واتيکان در ايران شکل گرفت که رياست آن با ملاباشي بود. حتي دانشمندان بزرگواري همچون ميرزا صدراي شيرازي (م 1050 ه‍. ق) و قاضي سعيد قمي (م 1103 ه‍. ق) و ملامحسن فيض را کافر مي‌خواندند و بر کفر آنها فتوا داده بودند. اين وضعي بود که علماي وارداتي صفويه از اعراب شام و جنوب عراق در ايران بوجود آورده بودند. بديهي است که در اين چنين جامعه بسته‌اي هيچ جايي براي پيشرفت و علم‌پروري وجود نخواهد داشت. شهادت ميرعماد بدست شاه عباس اول بخوبي نشان مي‌دهد که صفويه براي دانشمندان کوچکترين اهميت قائل نبوده‌اند. ميرعماد از خوشنويسان بزرگ اهل سنت بود که مراسم سوگواري او در سراسر ايران، هندوستان و عثماني برپا شد. اکبر شاه حاضر بود در ازاي ميرعماد به اندازه وزن او طلا بدهد. 
........................................
(1) ظفرنامه، شرف‌الدين يزدي، جلد اول، صفحه 414. 
(2) شيخ الاسلام‌ بهاءالدين محمدبن حسين بن عبدالصمد عاملي متولي بعلبک لبنان (953-1031 ه‍. ق) شيخ الاسلام اصفهان در دوران شاه عباس اول همراه پدرش به ايران مي‌آيد بعد از چندي پدرش به عربستان مي‌رود و در آنجا پدر به پسر نامه نوشته و تذکر مي‌دهد اگر طالب دنيا هستي به هند برو، اگرطالب آخرت هستي به عربستان بيا، اگر هيچکدام را نمي‌خواهي در ايران بمان. اسپانيا در سال 456 ميلادي توسط ويزگوت‌ها اشغال شده بود. طي حکومت ويزگوت‌ها استثمار مردم به دست زورمندان و شاهزادگان و روحانيون شديداً اعمال مي‌شد. ثروت در دست عده کمي بود. بينوايان و يهوديان از جمله کساني بودند که با آمدن مورها (1) از فقر و تعقيب مذهبي رهايي يافتند. در سال 708 ميلادي پس از مرگ پادشاه ويتيتسا، اشراف از دادن تاج و تخت به فرزندان او خودداري و آنرا به رو در يک دادند پسران ويتيتسا به افريقا گريخته از مسلمانان کمک مي‌خواهند. طارق سردار نامدار اسلام با عده کمي سپاه در سال 92 ه‍. ق مطابق 710 ميلادي از تنگه‌اي که بعدها بنام وي جبل‌ طارق خوانده شد وارد اسپانيا مي‌شود و با کمک اهالي و قسمتي از نيروهاي ويزگوت‌ها شهرهاي اسپانيا را يکي بعد از ديگري تصرف مي‌کند. مردم شهرها داوطلبانه دروازه‌هاي شهر خود را به روي سپاهيان اسلام باز مي‌کنند. موسي بن نصير در سال 94 ه‍. ق (713 ميلادي) اسپانيا را مملکت رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- و خليفه اموي اعلام مي‌کند. 
مجاهديني که در سمت مغرب مي‌جنگيدند همه جا به سيره مجاهدين عهد خلفاي راشدين مي‌‌جنگيدند و اعتلاي اسلام و شهادت تنها آرزوي آنها بود. در سال 114 ه‍. ق مطابق 734 ميلادي عبدالرحمن غافقي به سرداري سپاه اندلس رسيد. وي پس از فتح قسمت جنوب شرقي فرانسه لشکريان خود را تا شهر پواتيه رساند. در جنگ بين لشکريان اسلام و لشکريان فرانسوي بفرماندهي شارل مارتل کم مانده بود که مسلمين پيروز گردند. ليکن عبدالرحمن به شهادت مي‌رسد و چون شب فرارسيد سپاهيان مسلمان بدون گرفتن نتيجه قطعي عقب‌نشيني مي‌کنند و بعد از آن ديگر هيچ سپاه مسلماني به فرانسه حمله نکرد (2).
......................................
(1) نامي که غربي‌ها به اعراب مسلمان داده بودند. 
(2) تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد 4، ص 120-122 و تاريخ ايران آشتياني. 1- ميرزا مخدوم (947-998 ه‍. ق): امير معين‌الدولة سيد ابوالفتح محمدبن عبدالباقي حسيني شريقي شيرازي (نواده ميرسيد شريف گرگاني از علماي معروف حنفي) استاد شاه اسماعيل دوم که در گرايش وي به اهل سنت سعي بليغ داشت. کتاب بسيار مهم و ارزشمند دارد به نام نواقض الروافض که آنرا بعد از پناهنده شدن به عثماني نوشت و در سال 998 ه‍. ق آنرا به سلطان مراد سوم تقديم کرد. 
2- مصلح‌الدين لاري (وفات 980 ه‍. ق): علامه مصلح‌الدين محمدبن صلاح الدين بن جلال‌الدين بن کمال بن محمد اسعدي انصاري عبادي شافعي لاري از چهره‌هاي درخشان علمي قرن دهم بدربار همايون شاه (937-963 ه‍. ق) در هندوستان مي‌رود. بعد از مرگ وي به اسلامبول رفته سپس به آمد (دياربکر) رفته آخر الامر به بغداد مي‌رود و با اسکندر پاشا والي عراق بسر مي‌برد. وي مفتي، منجم، رياضيدان و تاريخ‌دان بزرگي بود. از آثار اوست: 1- مرآة الادوار و مرقات الاخبار بفارسي از خلقت تا زمان مرگ مؤلف وي در اين کتاب تقريباً از همه آثار اسلامي مشهور در تاريخ استفاده کرده است. همين کتاب است که خواجه افندي (سعدالدين حسن مفتي) با اضافاتي آنرا بنام تاج التواريخ درآورده است. 2- شرحي بر رساله هيئت علامه قوشچي بفارسي 3- حاشيه بر شرح قاضي ميبدي شهيد بر کتاب هداية الحكمة اثيرالدين ابهري 4- شرح کتاب اربعين امام نووي به عربي 5- شرح الرشاد في فروع شافعيه از شرف‌الدين اسماعيل يمني شافعي (متوفاي 836 ه‍. ق) به عربي 6- حاشيه بر مطالع الانتظار ابوالثناء شمس‌الدين محمد اصفهاني (متوفاي 749 ه‍. ق) که خود شرحي است بر طوالع الانوار قاضي بيضاوي در علم کلام بعربي 7- فرائض اللاري: شرحي است بر فرائض سجاوندي بنام فرائض سراجيه 8- حاشيه بر کافيه ابن حاجب مالکي در نحو که در اصل اثري است که از شيخ جمال‌الدين ابوعمرو عثمان معروف به ابن حاجب ملکي نحوي (متوفاي 646 ه‍. ق) 9- شرح رساله زوزا جلال دواني 10- حاشيه بر تهذيب المنطق و الکلام علامه تفتازاني و....
3- امير شرفخان بدليسي: از مؤلفان قرون ده و يازده هجري قمري که بعد از کناره‌گيري از صفويه به دربار عثماني مي‌رود و جزو امراي عثماني و مورد احترام آنها مي‌شود. وي مؤلف نخستين کتاب بنام شرفنامه درباره کردستان مي‌باشد. بدليسي کتاب شرفنامه را در سال 1005 ه‍. ق تأليف کرد. 
4- نظام‌الدين هروي: خواجه نظام‌الدين احمد پسر خواجه محمد هروي از اعقاب خواجه عبدالله انصاري از مؤرخين قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجري قمري که به هند مي‌رود و بدربار اکبر شاه وارد