همان است كه چون فاسد شد ديگر چيزي جانشين آن نمي‌شود.
از اين غلو كننده كذاب كثير المناكير كه در كفر و غلو بي نظير است احاديث بسيار در كتب اخبار از هر قسم آمده است. اما در «كامل الزيارة» ص 169: 
«عن صالح بن عقبه، عن بشير الدهان قال: قلت لأبي عبدالله (ع) ربما فاتني الحج فاعرف عند قبر الحسين (ع) فقال: أحسنت يا بشير من أتى قبر الحسين عارفاً بحقه غير يوم عيد كتب الله له عشر من حجة و عشرة من عمرة مبرورات و متقبلات و عشر من غزوة مع نبي مرسل و إمام عدل و من أتاه  يوم  عيد كتب مائة عمرة و مائة غزوة مع نبي مرسل أو إمام عدل و من أتاه يوم عرفه كتب الله له ألف حج و ألف عمرة متقبلات و ألف غزوة مع نبي مرسل و إمام عدل قال: فقلت له و كيف لي بمثل الموقف قال فنظر إلي شبه المغضب ثم قال: يا بشير إن المؤمن إذا أتى قبر الحسين (ع) يوم عرفة و اغتسل في الفرات ثم توجه إليه كتب الله له بكل خطوة حجة بمناسكها ولاأعلم إلا قال وعمرة؟!».
 - صالح بن عقبه از بشيرالدهان روايت مي‌كند كه من به حضرت صادق (ع) عرض كردم كه بسا مي‌شود كه حج از من فوت مي‌شود و من عرفه را در نزد قبر امام حسين (ع) بسر مي بردم، حضرت فرمود: كار نيك ميكني اي بشير، كسي كه به زيارت قبر حسين بيايد وعارف به حق آن حضرت باشد اگر غير از روز عيد باشد، خدا براي او ثواب ده حج و ده عمره نيكو و ده غزوه (جهاد با پيامبر) با پيغمبر مرسل و امام عادل مينويسد، اما كسي كه در روز عيد بيايد براي او صد حج و صد عمره مقبول و صد جهاد به همراهي پيغمبر مرسل و امام عدل مينويسد، اما كسي كه در روز عرفه بيايد خدا براي او ثواب هزار حج و هزار عمره مقبوله و هزار جهاد با پيغمبر مرسل و امام عادل مينويسد، ‌بشير مي‌گويد: عرض كردم چگونه براي من ثواب موقف عرفه نوشته خواهد شد؟ آن حضرت در حالي كه خشمگين شده بود به من نگريست و فرمود: اي بشير همين كه مؤمن روز عرفه به زيارت قبر حسين (ع) بيايد و در فرات غسل كند آنگاه متوجه مرقد آن حضرت شود خدا براي او به هر قدمي ثواب حج با تمام مناسك آن مي نويسد، ‌بشير مي‌گويد نمي دانم حضرت عمره هم فرمود يا نه.!!!.
آيا كسي كه ايمان به خدا و رسول و روز قيامت دارد، چنين حديثي را كه با شرك فاصله ي چندان ندارد از چنين كذابي هرگز باور مى‌كند؟ و از چنين حديثي جز بي اعتنائي و سهل انگاري به احكام حيات بخش اسلامي و اكتفاء به چنين عملي كه هرگز در رديف اوامر الهي نيست چه بر مى‌آيد؟!
از همه مهتر زيارت عاشوراست كه يكي از روات آن نيز همين صالح بن عقبه است كه محمد بن موسي الهمداني كه خود نيز از غاليانو كذابان است از سيف بن عميره واقفي مطعون و ملعون از صالح بن عقبه روايت مي‌كند كه در ص 174 «كامل الزيارة» نقل شده كه سند را صالح بن عقبه بن مالك جهمي و او به حضرت باقر (ع) مي‌رساند كه فرمود: «من زار الحسين (ع) يوم عاشوراء حتى يظل عنده باكياً لقي الله يوم القيامة بثواب ألفي ألف حجة وألفي ألف عمرة وألفي ألف غزوة وثواب كل حجة وعمرة وغزوة كثواب من حج واعتمر وغزا مع رسول الله ومع الأئمه الراشدون صلوات الله عليهيم».
- حضرت باقر (ع) فرمود: كسي كه حسين را در روز عاشوراء زيارت كند با ثواب دو ميليون حج و دو ميليون عمره و دو ميليون غزوه (جهاد با پيامبر) كه ثواب هر حج و عمره و غزوه اي چون ثواب حج و عمره و غزوه ي كسي است كه با رسول خدا (ص) و أئمه راشدين صلوات الله عليهم أجمعين انجام داده باشد.!!! 
مي‌بينيد كه با اين عمل كه به موجب همين روايت از دور هم مي‌توان انجام داد ديگر آبرو و ارزشي براي ساير احكام باقي نمي ماند! آيا اين كذب بر خدا و رسول و ائمه هدي (ع) نيست؟ آيا همين روايت خود نشانه غلو كه برادر شرك است نمي‌باشد؟ آيا براي هيچ پيغمبري و امامي و صالحي ممكن بوده است كه در عمر خود دو ميليون حج و دو ميليون عمره و دو ميليون جهاد با پيغمبر يا امام انجام دهد؟ ثواب آن تنها در يك زيارت عاشورا نصيب فردي مي‌شود و اگر چندين عاشوراء باشد چگونه است؟ آيا چنين افسانه اي بازي با دين خدا نيست؟ پيغمبر خدا و أئمه هدي (ع) هر كدام در عمر خود يك حج و حداكثر تا بيست حج به جا آوردند و زائر با يك زيارت اينهمه!!.
17-عبدالرحمن بن كثير:
رجال نجاشي ص 189 ضمن ترجمه حال علي بن حسان كه از عموي خود عبدالرحمن بن كثير روايت مي‌كند مي نويسد: «عبدالرحمن بن كثير الهاشمي ضعيف جداً ذكره بعض أصحابنا في الغلاة  فاسد الإعتقاد». و غضائري در مجمع الرجال ص176 در شرح حال علي بن حسان مي‌فرمايد: «روي عن عمه عبدالرحمن ابن كثير غالٍ ضعيف» . (يعني عبدالرحمن بن كثير غلو كننده و ضعيف است). و رجال حلي ص233 قول غضائري و نجاشي را نقل كرده و مي‌گويد مسعودي فرموده است: فهو كذاب وهو واقفي. عبدالرحمن كذاب و واقفي مذهب است.18- عبدالله بن عبدالرحمن الأصم:
اين شخص كه بسياري از أحاديث «كامل الزيارة» از طرف او روايت شده است ترجمه حالش در كتب رجال چنين است: أ / رجال نجاشي ص 161 «عبدالله بن عبدالرحمن الأصم المسمى بصري ضعيف غال ليس بشئ وله كتاب المزار!». عبدالله بن عبدالرحمن الأصم ضعيف و غلو كننده بود، هيچ ازرشي ندارد، و او را كتاب مزار است، (يعني لاطائلات كه در احاديث زيارت آورده است !!).
ب / غضائري درمجمع الرجال ج4 ص 25 در باره او فرموده است: «عبدالله بن عبدالرحمن الأصم المسمى بصري ضعيف مرتفع القول وله كتاب في الزيارات مايدل على خبث عظيم ومذهب متهافت وكان من كذابة أهل البصرة».
ج / رجال حلي ص238، القسم الثاني: «عبدالله بن عبدالرحمن الأصم بصري ضعيف غال ليس بشئ وله كتاب في الزيارات يدل على خبث عظيم و مذهب متهافت وكان من كذابة أهل البصرة».
خلاصه فرمايش هر سه (غضائري و نجاشي وعلامه) چنين است: عبدالله بن عبدالرحمن الأصم شخصي است ضعيف درحديث و در مذهب غلو كننده ومشرك و هيچ ارزشي ندارد و او را كتابي است درموضوع زيارات{احاديث كامل الزياره و غيره از اوست} كه دلالت برخباثت عظيمي‌دارد و مذهبي متهافت(كه گاهي مؤمن و گاهي كافر است) و او از دروغگويان درجه اول اهل بصره است.
اينك چند حديث از احاديث اين ضعيف غلو كننده خبيث بسيار دروغگو كه زينت بخش كتاب «ابن قولويه» است. در صفحه 68 اين كتاب از حضرت صادق (ع) چنين روايت مى‌كند: «و كان الحسين (ع) مع أمه تحمله فأخذه رسول الله (ص) فقال: لعن الله قاتليك . . . تا آنجا كه رسول خدا (ص) به فاطمه مي‌فرمايد: وتأتيه قوم من مجينا ليس في الأرض أعلم بالله ولاأقوم بحقنا منهم وليس على ظهرالأرض أحد يلتفت إليه غيرهم أولئك مصابيح في ظلمات الجور و هم الشفاء».
 - امام حسين (ع) را مادرش برداشته بود، پس رسول خدا او را گرفت و گفت خدا قاتلان تو را لعنت كند . . . تا آنجا كه پيغمبر خدا (ص) شرح شهادت حسين را داد و فرمود: گروهي از دوستان ما به زيارت او مي آيند كه در روي زمين از ايشان كسي داناتر به خدا و قائم تر به حق ما نيست و در روي زمين احدي جز ايشان به حسين توجه ندارد، آنان چراغهايي هستند كه در تاريكي هاي ظلم وجور مي درخشند و شفيعان روز قيامت اند.!!.
در اين حديث فقط زائر