ان بناء بر حسن نيت آنها اين اقوال را در كتب وآثار خويش آورده اند، واين عمل درست نيست.
اما آنانكه مدعى نسبت به آل بيت را دارند، بايد اين موضوع را درست مورد تحقيق قرار بدهند؛ زيراكه خداوند آنهائي را كه خود را بغير پدر خويش نسبت ميدهند ملعون خوانده، وچون نسبت آنها ثابت گردد پس بايد سيرت رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) را پيروى كنند، وتوحيد واخلاص بعمل آرند از معاصى بپرهيزند، وبه مردم اجازه ندهند كه پاى ودست شانرا ببوسند، ودر برابر شان خم شوند، ولباس مخصوص را بر تن نكنند، بخاطريكه رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) چنين كارى نكرده بودند، ومكرم كسى است كه پرهيزگار باشد.وهرجاكه شريعت نافذ بود آنجا عدالت، رحمت وفضيلت ميباشد، از جمله معانى  لا إله إلا الله آنست كه حكم وقانون گذارى تنها حق خداوند جل جلاله است، پس براى هيچكس مجاز نيست كه قانونى را مخالف شريعت الهى وضع نمايد، وبه مسلمان مجاز نيست كه بغير از شريعت اسلام حكم نمايد در قضائيت به حكمىكه مخالف شريعت خداوند بوده باشد جائز نپست وهيچ كس نمى تواند آنچه را كه خداوند حرام گفته حلال گرداند، ويا بر عكس حكم نمايد. وكسيكه قصداً چنين عملى را انجام دهد وبه چنين كارى رضا مندى داشته باشد كافر است؛ زيرا خداوند ميفرمايد:[ وَمَن لَّمْ يَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ]
سوره المائده آيه 44   
وكسيكه بما انزل الله (به شريعت اسلامى) حكم نكند پس آن گروه از جمله كافران اند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه واهداء</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">فصل اول</a><a class="folder" href="w:html:9.xml">فصل دوم</a><a class="folder" href="w:html:13.xml">فصل سوم</a><a class="folder" href="w:html:33.xml">فصل چهارم: منهاج اسلام</a><a class="folder" href="w:html:47.xml">فصل پنجم: آشكاره نمودن برخى از اشتباهات</a></body></html>انبياء مكلف بودند كه مردم را به قبول كلمه توحيد وعمل به آن دعوت نمايند، يعنى به عبادت خداى واحد، وقبول شريعت الهى، وعدم پرستش غير خداوند وقبول نكردن قانون بغير از شريعت الهى دعوت نمايند. 
واگركسى قرآنكريم را به دقت تلاوت كند درمىآبد آنچه را كه ما درين كتاب نوشتيم حق بوده واين مطلب را درك خواهد كرد كه خداوند حدود روابط انسان را با پروردگار وبا بنى نوعش تعين نموده است روابط مسلمان چنبن تنظيم گرديده كه مسلمان نبايد بغير از خداوند ديگرى را پرستش كند، ورابطه اوبا انبياء واولياء ازين قرار باشد كه با آنها محبت كند وطريقه وروش آنها را پيروى كند، وبا دشمنان خداوند عداوت ودشمنى نمايد زيرا خداوند آنها را بد مى بيند، وبا اين حال آنهارا به اسلام دعوت كند تا شود كه براه راست بيايند، وچون دشمنان اسلام از قبول حق سر پيچى نمايند در آنحال با يد با آنها جهاد كرد تا ريشه فتنه وفساد قطع گردد، واين است معنى كلمه توحيد، وبايد مسلمان واقعى آنرا درك نموده به آن عمل كند.بايد بدانى وعقيده داشته باشىكه محمد (صلى الله عليه وسلم) پيغمبريست كه براى نجات ودعوت همه بشريت مبعوث شده است، او بنده خدا است، معبود نيست، پيغمبر است دروغ نميگويد، اطاعتش لازم وپيروى اش ضروريست، آنكه اطاعت اورا بنمايد داخل بهشت ميگردد، وكسيكه عصيان ونافرمانى اش را بنمايد داخل دوزخ ميگردد، تشريع وقانون گذارى چه در ساحه عبادات باشد ويا نظام تنفيذى وتقنينى در مورد تحليل وتحريم باشد، ويا در امور ديگرى صورت گرفته نمى تواند مگر از طريق رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) زيرا آنحضرت رسول خدا است شريعت توسط او تبيلغ ميگردد، پس درست نيست كه تشريعى از طريق ديگرى غير از او پذيرفته شود.
خداوند ميفرمايد:[وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ]
سوره الحشر آيه 7
ونيز خداوند ميفرمايد:[فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَکِّمُوکَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا]
سوره النساء آيه 65
ترجمه: در آيه اول خداوند مسلمانان را مأمور ميسازد كه رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) را اطاعت نموده وبهر آنچه امر ميكند عمل كنند واز هر آنچه كه نهى نموده امتناع ورزند زيرا امر او امر خدا ونهي او نهي خداوند تعالى است.
ودر آيه ديگر خداوند به ذات مقدسش قسم ياد ميكند كه ايمان انسان به خداوند صحيح نميشود تا آنكه درهمه اختلافات خود پيغمبر را حاكم قرار ندهد، وبه حكم او راضى نگردد، رسول (صلى الله عليه وسلم) ميفرمايد: (… مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ) رواه مسلم
كسيكه كارى انجام دهد كه بر آن دستور ما نباشد پس آن مردود است.هرگاه معنى لا إله إلا الله را فهميديد، وپي برديد كه اين چيز كليد واساس اسلام است پس از خلوص قلب بگو: (أشهد أن لا إله الاالله وأن محمداً رسول الله) وبه مقتضاى آن عمل كن تا به سعادت دنيا وآخرت نايل گرديد، واز غذاب آخرت  نجات يابيد، وحقيقت را بايد بدانيد از مقتضيات كلمه شهادت اين است كه به بقيه اركان اسلام عمل نمايد چه خداوند اين اركان  را به بخاطر آن فرض نموده تا از راه اداء آنها به صدق واخلاص عبادت اورا بنمايد. وكسيكه يكى ازين اركان را ترك نمايد در مفهوم كلمه شهادت خلل وارد نموده است وشهادت اوصحيح نميباشد.بدانكه نماز ركن دوم اسلام است، ودر يك شبانه روز پنج بار نماز بر مسلمان فرض است، تا بدينوسيله ارتباط مسلمان با پروردگارش بصورت مستمر دوام داشته، وبا خداى خويش راز ونياز نمايد وتا اينكه بوسيله آن از ارتكاب فحشاء ومنكر مصئون ومحفوظ بماند، وراحت نفسى وسعادت دنيوى واخروى نصيبش گردد.
براى اداى نماز خداوند طهارت را فرض گشتانده تا مسلمان بدن، لباس ومكان نماز را پاك سازد ونه تنها جسم خود را پاك نمايد بلكه دل ودماغ خود را از همه پليديهاى غيرحسى پاك سازد، نماز ركن دين وبعد از كلمه شهادت از اركان مهم ميباشد وبر مسلمان لازم است كه از ابتداى بلوغ تا وقت مرگ آنرا بصورت مستمر انجام دهد. وبايد كه اولاد خود را هنگاميكه به سن هفت سالگى برسند به اداى نماز عادت دهند خداوند ميفرمايد:[إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا]
سوره النساء آيه  103 
هر آينه نماز بر مسلمانان فرض در وقت معين شده. والله تعالى مى فرمايد:[وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِينُ الْقَيِّمَةِ]
سوره  البينه آيه 5
يعنى مأمور نشده ايشان مگر اينكه عبادت كنند خدائى را خالص ساخته براى او پرستش را متدين بدين ابراهيم شده وبرپا دارند نماز را وبدهند زكات را، واينست احكام ملت درست.
معناى اجمالى آيات:
آيه اول اين مطلب را ميرساند كه نماز فريضه حتمى بوده وبر مؤمنان لازم است كه آنرا ادا نمايند، ودر آيه 