: 3)

«كسانيكه بجز خداوند، افراد ديگر را ولي و دوست گرفته اند ومي گويند ما آنها را عبادت نميكنيم مگر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند، خداوند روز قيامت در آنچه آنها اختلاف كرده اند فيصله خواهد كرد و خداوند دروغگوي كفر پيشه را هدايت نمي كند».

و خداوند مي فرمايد:

}قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِنْ شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِير وَلا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَه{ُ. (سـبأ: 22-23)

«أي پيامبر به مشركان بگو: كساني را كه بجز خداوند، معبود مي پنداريد آنها به اندازة يك ذره از آسمان و زمين را مالك نيستند و در آسمان و زمين هيچ گونه مشاركتي ندارند و هيچ كدام از آنها يار و ياور خدا وند (در خلقت ) نبوده است.»

و خداوند مي فرمايد: 

}وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ{.   (يونس: 18) 

«آنها غير از خداوند چيزهايي را پرستش ميكنند كه ضرر و نفعي به آنها نميرساند و ميگويند: اينها نزد خداوند براي ما شفاعت ميكنند بگو: آيا خداوند را از وجود چيزهايي با خبر مي سازيد كه خداوند در آسمانها و زمين از آنها سراغي ندارد، خداوند پاك و بالاتر از آن چيز هايي است كه مشركين، شريك او قرار مي دهند».

 و سؤال اينجاست كه چه فرقي ميان فعل شيعه و مشركين وجود دارد؟

امثال اين آيات در قرآن بسيار است كه از صدا كردن غير خدا نهي شده است اگر چه غير خدا، فرشتگان، پيامبران ويا چيزهاي ديگر باشند اين شرك است بر عكس، اگر در حيات كسي، از او دعاء وشفاعت بخواهيم شرك نيست[1].

 و از سلف صالح اعم از صحابه -رضي الله عنهم- تابعين و تبع تابعين چيزي غير از اين به ثبوت نرسيده است.

پس آيا آنچه صدر و تيجاني ميگويد كه بجز وهابيت كسي ديگر چنين سخني نگفته است حقيقت است يا باطل و دروغ است؟
-----------------------------
[1] باتصرف از كتاب قاعدة جليله في التوسل والوسيلة (217ـ220 )(17) تيجاني در صفحه 93 مي گويد:

(باقر صدر گفت: آنها حاجيان سالخورده را تنها براي يك سلام برپيامبر كردن و «السلام عليك يارسول الله» مي زنند).

(بايد به تيجاني گفت اين دروغ است. مااهل سنت همه (السلام عليك يارسول الله) مي گوييم وكسي مارا كتك نمي زند وهمه شيعه هايي كه به اين سنت عمل ميكنند كسي آنها را نمي زند وشيعيان هم اين چيز را ميدانند. پس چرا دروغ مي گويد؟

(18) تيجاني در صفحه 93 مي گويد:

(آقاي سيد شرف الدين از علماء شيعه است هنگاميكه در زمان ملك عبد العزيز آل سعود به زيارت خانه خدا مشرف شد از جمله علمايي بودكه به كاخ پادشاه دعوت شده بو د كه ـ طبق معمول در عيد قربان به او تبريك بگويند و هنگامي كه نوبت به او رسيد و دست شاه را گرفت، هديه أي به او داد و هديه اش عبارت بود از يك قرآن كه درجلدي پوستين نگه داشته شده بود. ملك هديه را گرفت و بوسيد و به عنوان احترام و تعظيم، بر پيشاني خود گذاشت. سيد شرف الدين ناگهان گفت: اي پادشاه! چگونه اين جلد را مي بوسي و تعظيم مي كني؟ درحالي كه چيزي بجز پوست يك بز نيست؟

ملك گفت: غرض من قرآني است كه در داخل اين جلد قرار دارد نه خود جلد آقاي شرف الدين فوراً گفت: احسنت، اي پادشاه ما هم وقتي پنجره يا در اتاق پيامبر را مي بوسيم، مي دانيم كه آهن هيچ كاري نمي تواند بكند ولي غرض ما آن كسي است كه ماوراي اين آهن ها و چوبها قرار دارد. ما ميخواهيم رسول الله -صلي الله عليه وآله وسلم- را تعظيم و احترام نمائيم، همانگونه كه شما با بوسه زدن بر پوست بز، ميخواستي قرآني را تعظيم نمايي كه در جوف آن پوست قرار دارد. حاضران تكبير گفتند و او را تصديق نمودند. آنجا بود كه ملك نا چارشد اجازه دهد، حجاج با آثار رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- تبرك جويند ولي آن كه پس از او آمد به قانون گذشته شان باز گشت) ‍.

اين داستان، ساختگي است وجاي تعجب اينجاست كه اين داستانها فقط بعد از مردن معاصران اين داستانها، آشكار مي شوند مثل اين داستان و داستان منعم با احمد امين كه در شمارة (4) گذشت و همچنين داستان مراجعات سليم بشري با شرف الدين موسوي و بجز اينها كه تعداد آنها زياد است.

تازه، اگر ما بوسيدن مصحف را جائز بدانيم با بوسيدن در و ديوار قياس نمي شود و اين قياس مع الفارق است زيرا تعظيم مصحفي كه كلام خدا ـ صفتي از صفات خداـ را در بردارد نتيجه اش فقط تعظيم خداوند است و كسيكه اين كار را انجام مي دهد بيم آن نمي رود كه اين عمل او وسيلة شرك قرار گيرد بخلاف تعظيم قبر پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- كه اين كار، وسيلة تعظيم پيامبر و اعطاء بعضي از صفات ربوبيت به اوست. اين يك بعد قضيه است. و از طرفي ديگر، درمورد تعظيم قبر پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- و مسجد قرار دادن آن، در چندين حديث نهي صريح آمده است. و در اين مسئله نص وجود دارد و با وجود نص، جايي براي اجتهاد باقي نمي ماند بعنوان مثال، پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- فرموده است:

«إن من كان قبلكم يتخذون قبورأنبيائهم وصالحيهم مساجد ألا فلا تتخذوا القبور مساجد فإني أنهاكم عن ذلك»[1].

(كساني كه قبل از شما بودند قبور انبياء و انسانهاي نيكوكار را مسجد قرار ميدادند، آگاه باشيد، قبور را مسجد قرار ندهيد، من شمارا از اين كار نهي مي كنم).

وشيعه با انجام اين كارها، در بسياري از امور شركي از قبيل صدا كردن مرده ها، طواف پيرامون قبور، ترسيدن از مرده ها بيشتر از خداوند و شرك هاي ديگر واقع مي شوند. و بهترين مثال كتاب (القصص العجيبة) تاليف عبدالحسين دستغيب، يكي از ائمة بزرگ شيعه، در اين زمان است. او دراين كتاب متذكر شده كه چگونه آنها به قبور پناه مي برند نه به خداوند -عزوجل-. 
--------------------------------
[1] صحيح مسلم ـ كتاب المساجد /23(19) تيجاني در صفحة 98 مي گويد:

(ما ‹اهل سنت› در روز عاشورا، به اعتبار اينكه يكي از اعياد اسلامي است، جشن مي گيريم و در آنروز مردم زكات اموالشان را مي پردازند و بهترين و خوشمزه ترين غذاها را مي پزند و كودكان براي خوردن شيريني واسباب بازي، گرد بزرگترها پرسه مي زنند!)

اين سخن دليل بر آن است كه تيجاني دين اهل سنت را نشناخته است بلكه وي از بدعت تصوف به بدعت تشيع منتقل شده است و دين خدا، ديني وسط، بدون افراط و تفريط است هيچكس از علماي اهل سنت نگفته است كه عاشورا، عيدي از اعياد اسلامي است بلكه نزد اهل سنت عيد هاي زيادي وجود ندارد فقط عيد قربان و عيد فطر است. و روز عاشورا را اهل سنت با پيروي از پيامبرشان -صلي الله عَليه و آله و سلم- روزه مي گيرند و عاشورا همان روزي است كه خداوند پيامبرش حضرت موسي -عليه السلام- را در اين روز نجات داد، پس آنچه سنت است روزه گرفتن اين روز است نه غذا دادن، وشيع