گويي است تا اينكه نزد خداوند -جل جلاله- صديق و را ستگو نوشته مي شود و از دروغ، دوري كنيد زيرا دروغگويي انسان را بسوي فسق و فجور رهنمون مي شود و فسق و فجو ر انسان را به جهنم مي رساند وفرد همچنان دروغ مي گويد و در جستجوي دروغگويي است تا اينكه نزد خداوند كذاب و دروغگو نوشته مي شود»[1] همچنين وي توضيح داده است كه تيجاني از يك مذهب صوفي منحرف به مذهب منحرف ديگري متحول شده، مانند كسي كه ازشدت گرما به آتش پناه ببرد بطوريكه وي مذهب اهل سنت و جماعت را كه رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- و يارانش بر آن بودند را نپذيرفته بود بنابر اين مقايسه اي كه بين مذهب اول و مذهب دومش انجام ميدهد در واقع مقايسه اي ميان تشيع و تصوف است. همچنين آقاي عثمان بسياري از انحرافات مذهب شيعه امامي را مطرح و بررسي كرده است مثل اعتقاد به تحريف قرآن كه متناقض با اين آيه شريفه قرآن كريم است:

}إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ{. (الحجر:9). [2]

 كردن ياران رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- و ستم كردن در حق آنها و انحرافات ديگر شيعه را بخوبي بررسي كرده و با روشي علمي و اسلوبي واضح، بطلان آنها را ثابت كرده است.

خداوند اين تلاشهايش را مفيد گرداند و به وي پاداش نيكو دهد. همانا خداوند شنونده واجابت كننده است. 

و صلي الله علي نبينا محمد و علي آله و صحبه أجمعين

نوشتة دكتر ناصر

-----------------------------------
[1] صحيح بخاري ج 7 ص98 كتاب الأدب ـ باب قول الله تعالي: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ( وما ينهي عن الكذب، وصحيح مسلم ج 4 ص 2013 ـ كتاب البر والصلة والأداب ـ باب قبح الكذاب ـ لفظ حديث از مسلم است

[2] «همانا ما قرآن كريم را نازل كرديم و ما آنرا حفظ و نگهداري مي كنيم».(1) تيجاني در صفحه 36 مي گويد: 

وبرخي اضافه ميكنند بر سنت پيامبر، سنت تمام اصحاب (هر كدام باشد) ودر اين باره حديثي نقل ميكنند كه فرمود: (اصحاب من مانند ستارگان اند، به هر كدام اقتدا كنيد هدايت مي شوند)!! و حديث: (اصحاب من نگهدارنده امتم هستند). ودر حاشيه چنين آورده است: (أصحابي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم) و (أصحابي أمنة لأمتي). صحيح مسلم كتاب فضائل الصحابة  ومسند احمد بن حنبل ج 4ـ ص 298. 

اين سخن تيجاني هم فريب است وهم دروغ زيرا او به خواننده چنين وانمود ميكند كه هردو حديث در صحيح مسلم ومسند احمد وجود دارند در صورتيكه چنين نيست. حديث (أصحابي أمنة لأمتي) را مسلم واحمد روايت كرده اند. اما حديث (أصحابي كالنجوم)، حديثي بسيار ضعيف است. نه مسلم ونه احمد، هيچكدام آنرا روايت نكرده اند[1].

(29 ودر صفحه 39 مي گويد: 

به عنوان نمونه حضرت رسول -صلي الله عليه وآله وسلم- مي فرمايد: (علماء أمتي أفضل من أنبياء بنى اسرائيل). (علماي امتم از پیامبران بني اسرائيل برترند). يا ميفرمايد: (العلماء ورثة الأنبياء) (علماء وارثان پيامبرانند). سپس تيجاني حديث را در حاشيه تخريج مي كند ومي گويد: صحيح بخاري ج 1 ص 16 صحيح ترمذي، ج 5 ـ ص 47.

از همان روش گذشته استفاده نموده است، دو حديث آورده كه يكي صحيح وديگري موضوع وساختگي است. سپس در حاشيه مرجع حديث صحيح را ذكر كرده وبه خواننده وانمود مي كند كه منبع هردو حديث را ذكر كرده است. 

و حديث (علماي امت من از پيامبران اسرائيل برترند) دروغي است كه بر رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- بسته شده است وهيچ مسلماني معتقد نيست كه افرادي غير پيامبر هر كس كه باشند از پيامبران برترند. برخلاف عده اي كه خود را منسوب به اسلام مي كنند وكساني را كه پيامبر نيستند برتر از بعضي از پيامبران مي دانند[2].
------------------------------------
[1] سلسلة الاحاديث  الضعيفة ـ شماره (58).
[2] حديث (علماء أمتي كأنبياء بني اسرائيل) را كه نزديك به روايت فوق است آلباني در (سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة) شماره (466) آورده است ومي فرمايد: به اتفاق علماء هيچ اصلي ندارد.(3) ودر صفحه 41 ميگويد: 

وهمچنين علت اختلاف اصحاب مذاهب چهار گانه اهل سنت در تمام مسائل فقهي براي ما روشن مي شود در حالي كه ائمه دوازده گانه اهل بيت، حتي در يك مسئله هم اختلافي نكرده اند. 

بله اختلاف نميكنند حتي در يك مسئله! سخني زيبا ودلكش است اما تا چه اندازه حقيقت دارد. 

دلدار علي ميگويد: احاديث نقل شده از ائمه، بسيار با هم اختلاف دارند تقريبا هيچ حديثي يافت نمي شود مگر اينكه در مقابل آن حديثي آمده است كه با آن منافات دارد وهيچ خبري نيست مگر اينكه در برابر آن خبري متضاد با آن وجود دارد. تا جائيكه اين تضاد باعث رجوع بعضي از كم خردان از اعتقاد به حق شده است [1].

فيض كاشاني در مورد اختلاف گروه شيعه ميگويد: ملاحظه ميكنيد كه شيعه در يك مسئله، بيست قول مختلف، سي ويا اقوال بيشتري دارند، بلكه هيچ مسئله فرعي نيست مگر اينكه در آن يا در بعضي از متعلقات آن اختلاف  كرده اند.[2]

وطوسي مي گويد: بعضي از دوستان، احاديث اصحاب ما واختلافات وتباين ومنافات وتضادي كه ميان اين احاديث است را براي من يادآوري نمودند تا جائيكه هيچ خبر صحيح وجود ندارد مگر اينكه در برابرآن متضاد آن وجود دارد وهيچ حديث صحيحي وجود ندارد مگر اينكه در مقابل آن حديثي وجود دارد كه با آن منافات دارد بطوريكه مخالفين ما، اين مطلب را از بزرگترين عيوب مذهب، شمرده اند[3].

هم اكنون چه كسي را تصديق كنيم، تيجاني دروغگو را كه به ناداني اش نزد كودك نجف اعتراف كرد يا اين علماء را كه از بزرگان علماء شيعه هستند؟ البته افراد مورد اعتماد نزد شيعه همين علماء هستند.

تيجاني يا دروغ ميگويد ويا اينكه در مدح وستايش آنچه نمي داند، زياده روي ميكند.
------------------------------
[1] أساس الأصول (51) به نقل از حقيقة الشيعة (36).                     
[2] الوافي المقدمه ص (9).
[3] مقدمه تهذيب الأحكام.(4) در صفحه 42 ميگويد:

 وبالاتر از اين كه گاهي اهل سنت حتي در معناي حديثي كه صحيح ومورد تاييد طرفين است، اختلاف ميكنند هرچند هيچ ربطي به اشخاص هم نداشته باشد به عنوان نمونه حديثي است كه مي فرمايد: (اختلاف أمتي ورحمة). 

تيجاني طبق عادتش براهل سنت دروغ بسته است واين حديثي كه ذكر نموده، هيچ اصلي ندارد ونه تنها اينكه سند صحيحي ندارد بلكه سند ضعيفي هم ندارد. سبكي ميگويد: اين حديث نزد محدثين شناخته شده نيست ومن براي اين حديث سند صحيح ويا ضعيف و حتي سند موضوعي هم نيافتم. 

آلباني ميگويد: هيچ اصلي ندارد[1].

(5) در صفحه 48 ميگويد: 

چه بسا اصحاب وياراني كه با پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- مجالست ميكردند واز او احاديثي شنيده ونقل مينمودند بدون اينكه آنها را درك كنند وبفهمند ولذا معناي حديث را به عكس آنچه حضرت رسول -صلي الله عليه وآله وسلم- فرموده بود، معني مي كردند كه گاهي در اثر ساده انديشي ودرك نكردن معناي حقيقي، حتي به كفرهم مي انجاميد ودر حاشيه ميگويد: به عنوان نمونه: روايتي را ابو هرير نقل كرده كه خداوند آدم را به شكل وصورت خود آفريده!! در صورتيكه حضرت امام صادق -عليه السلام- اين