عنايت كند، خداوند دانا وبا حكمت است خداوند ميخواهد به شما توفيق طاعت وتوبه عنايت كند وهوي پرستان ميخوهند تا شمااز راه راست منحرف شويد).

﴿يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا...﴾[5]. (خداوند براي شما آساني ميخواهد، سختي نمي خواهد) اراده خداوند در همه اين آيات به اين مفهوم است كه خداوند، عمل مورد اراده را دوست دارد ورضايت خداوند به آن تعلق گرفته است وآن را براي مومنين تشريع كرده وبه آن امر كرده است، معني اراده در اين آيات اين نيست كه خداوند، عمل مورد اراده را خلق كرده يا اينكه اينچنين فيصله كرده ويا مقدر نموده است وهدف اين نيست كه حتماً اين كار انجام مي شود ودليل براين گفته ما سخن پيامبر اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- است كه بعد از نزول اين آيه فرمودند:

(اللهم هؤلاء أهل بيتى فاذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً). (خدايا اينها اهل بيت من هستند پليدي را ازآنها دور كن وآنها را پاك گردان).

پيامبر ما دوري از پليدي وپاكي را از خداوند طلب كرد، اگر آيه حاوي خبري منبي بردور كردن پليدي وپاكي بود، نيازي به طلب ودعاي پيامبر  -صلي الله عليه وآله وسلم- نبود.

وشيعه در عقيده قدري مسلك اند پس چگونه مي توانند  به امثال اين آيه استدلال كنند زيرا بنابر اعتقاد آنها، اراده خداوند هميشه بوقوع نمي پيوندد وآنها فرقي ميان اراده تشريعي واراده تقديري قائل نيستند[6]. 

تازه فقط حضرت علي، فاطمه، حسن و حسين -رضي الله عنهم-، اهل بيت نيستند نه بنابر اعتقاد ما اهل سنت ونه به اعتقاد شيعه.

شيعه فرزندان حسين -رضي الله عنه- بويژه ائمه را جزء اهل بيت مي دانند در حالي كه آنها زير كساء (چادر) نبودند وفرزندان حضرت حسن -رضي الله عنه- را از اهل بيت بيرون ميكنند بلكه معتقد نيستند كه حتي از تمام فرزندان، حسين، خداوند پليدي را دور كرده است مي توانيد سخن آنها را در مورد جعفر بن علي بن محمد، برادر حسن عسكري در اصول كافي بخوانيد[7].

اما بنابر اعتقاد اهل سنت، حضرت علي، فاطمه، حسن و حسين -رضي الله عنهم- بدليل حديث كساء از اهل بيت شمرده مي شودند وهمسران پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- بدليل آيه تطهير از اهل بيت اند وفرزندان عقيل، جعفر وعباس بدليل حديث زيد بن ارقم در صحيح مسلم جزء اهل بيت اند. حضرت زيد فرمود: اهل بيت پيامبر كساني هستند كه صدقه برآنها حرام است وآنها فرزندان حضرت علي، جعفر، عباس وعقيل اند واما اينكه خداوند در اين آيه به جاي جمع مونث، جمع مذكر آورد وفرمود: )إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا﴾. زيرا آيات گذشته وآيات بعدي ويژه زنان هستند در نتيجه به جمع مونث تعبير نمود وآيه تطهير خاص و ويژه زنان نيست بلكه همراه زنان، رسول اكرم صلوات الله وسلامه عليه، سرپرست وسروربيت نيز در اين آيه داخل مي شود.

پس آيه ويژه رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- وهمسران اوست زيرا اين آيات با خطاب به زنان رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم-:

﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ﴾[8] شروع وبا خطاب به آنها ﴿وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ﴾[9]. پايان مي يابند. وصحبت در مورد ديگران با جمله معترضه أي، بدون قرينه ورعايت نكته اي بدون ياد- آوري بر قطع شدن سخن گذشته وآغاز سخني جديد، خلاف بلاغت است، آن بلاغتي كه در كلام خداوند به عمق ونهايت خود رسيده است[10].
---------------------------------
[1] صحيح مسلم ـ كتاب فضائل الصحابه شماره (61).
[2] منهاج السنة (5/14).
[3] سوره احزاب آيه (33).              
[4] سوره مائده آيه (6)   
[5] سوره بقره آيه 185.
[6] منهاج السنة (7/71).
[7] اصول الكافي (1/504).                     
[8] همسران پيامبر.
[9] بياد آوريد آنچه را كه در خانه هايتان تلاوت مي شود.
[10] ونمونه اين آيه كه جمع مذكر براي مونث آورده شده است در جاي ديگر قرآن نيز آمده است در آيه 73 سوره هود در باره همسر حضرت ابراهيم خداوند مي گويد كه فرشتگان به وي گفتند: ﴿أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ﴾ ( آيا از كار خداوند در شگفتي وتعجبي، رحمت وبركات خداوند برشما اهل بيت است ) در اينجا ملاحظه ميكنيم كه ضمير جمع مذكر در (عليكم) بر همسر حضرت ابراهيم -عليه السلام- اطلاق شده است و خطاب به او گفته شده است. (مترجم)(39) ودر صفحه 191 مي گويد:

(ولي هنگامي كه فرصت براي بررسي و خواندن تاريخ پيدا كردي، در مييابي كه قاتلين عثمان در درجه اول، خود اصحاب بوده اند ودر پيشاپيش آنان ام المؤمنين عايشه بوده است كه دستور به قتلش مي داد وبا اعلام روا بودن ريختن خونش ميگفت: پير نادان را بكشيد كه كافر شده است).

﴿سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ﴾ (اين افتراء وتهمت بزرگي است) سوگند به پروردگاري كه معبودي جز او نيست كه اين سخن دروغ ولكه عار وننگي بر چهره تيجاني وپيروان اوست. اين روايت از طريق سيف بن عمر تيمي نقل شده است واو كذابي معروف است [1] امام نسائي در باره او مي گويد:

سيف بن عمر كذاب است. اين حبان ميگويد: احاديث ساختگي از افراد مورد اعتماد روايت مي كند ومتهم شده است كه زنديق است[2].

(40) ودر همين صفحه (191) مي گويد:

(وهمچنين مي بينيم طلحه وزبير ومحمد بن ابي بكر وديگر مشهورين از اصحاب، او را محاصره كرده، حتي از آشاميدن آب منعش  نموده اند كه مجبوربه استعفايش سازند).

اين دروغي ديگر است وچيز جديدي نيست. اگر تيجاني فردي صادق است، سند اين سخن را ذكر كند وبگويد اين سخن كجا و درچه كتابي آمده است؟ وآيا نزد اهل سنت ثابت است؟ وآيا محمد بن أبي بكر از مشهورين اصحاب است؟ او در حجة الوداع، فقط سه ماه قبل از وفات پيامبر اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- بدنيا آمد.

(41) وباز هم در همين صفحه مي گويد:

وتاريخ نويسان به ما خبر دهند كه خود اصحاب بودند كه نگذاشتند جسدش در قبرستان مسلمانان دفن شود و او را در (حش كوكب) بدون كفن وغسل، دفن كردند.

اگر حضرت عثمان -رضي الله عنه- در (حش كوكب) بدون غسل وكفن دفن شود، آيا به او ضرر و زياني مي رسد؟ ودر پاسخ اين سؤال مي گوييم: حضرت علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- كشته شد وشب هنگام مدفون گرديد وچندين قبر كنده شد تا خوارج مكان قبرش را ندانند [3].

حضرت حسين بن علي -رضي الله عنهما- كشته شد وقبر او دانسته نشد بله، امروز ادعا مي شود كه در مصر، شام يا عراق است، غسل داده نشد وكفن هم نشد آيا اين چيز حضرت علي و حضرت حسين -رضي الله عنه-را ضرر و زياني مي رساند؟ نه، والله اين امور به هيچ يك از اين بزرگواران ضرر وزباني نمي رساند.

مسئله اي كه تيجاني مي خواهد آنرا برانگيزد وايجاد نمايد، اينست كه خوارجي كه براو خروج كردند، مانع دفن او نشدند بلكه صحابه از دفن او در بقيع جلوگيري كردند ونگذاشتند مردم او را غسل دهند وكفن نمايند. اما در مورد مكان دفنش، طبري در تاريخيش چند روايت ذكر كرده است، در روايتي، حش كوكب ودر روايتي بقيع را محل دفن او ذكر كرده است [4].

اما ابن كثير مي گويد: حش كوكب، پشت بقيع از ناحيه شرقي آن ا