 مثل نموده است.(6) و در صفحه (52) مي گويد:

(و اگر محمد -صلي الله عَليه و آله و سلم- سرور و سالار پيامبران مي باشد همانا عبد القادر سرور اولياء است و پيامبر، او را بر تمام اولياء مقدم دانسته و او است كه گفته: و همة مردم هفت بارگرداگرد خانة خدا طواف مي كنند و اما من، خانه گرداگرد خيمه ها و چادرهايم طواف مي كند. و تلاش مي كردم او را قانع سازم كه شيخ عبدالقادر نزد برخي از مريدان و محبانش آشكار مي آيد و بيماريهايشان را درمان مي كند و گره هايشان را مي گشايد).

اين مطلب انحراف شديد تيجاني را قبل از شيعه شدنش آشكار مي سازد (اگر در نوشته اش راستگو باشد) و ارتباط قوي بين تشيع و تصوف را براي ما اثبات و تأييد مي كند و دليلي است كه تشيع و تصوف دو روي يك سكه هستند. نزد اهل سنت فرد معتقد به اينكه گيلاني يا غير او، هر كس ديگر از بزرگان، آشكارا نزد بعضي از مريدان و دوستان خود مي آيد و مريضي آنها را معالجه و درمان مي كند و اندوه و غم آنها را برطرف مي كند، چنين فردي كافر شده و از دين اسلام خارج مي شود.

خداوند -جل جلاله- مي فرمايد: 

}لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ{.  (الرعد:14) 

«دعا و نيايش فقط شايسته خداوند است وكساني كه جز خداوند، ديگران را صدا ميكنند، آنها به هيچ وجه ندايشان را اجابت نمي نمايند (و صدا كنندة غير خداوند) مانند كسي است كه دستهايش را باز كرده و ميخواهد آب را به دهانش برساند وي هر گز نمي تواند آب را برساند و دعاي كافران چيزي جز گمراهي و سرگرداني نيست».

و خداوند مي فرمايد:

}قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِنْ شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ وَلا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ{.(سبأ 22 -23) 

«بگو: كساني را صدا كنيد كه بجز خدا مي پنداريد، آنها در آسمان و زمين به اندازة ذره أي مالك نيستند و در آسمانها و زمين هيچ مشاركتي ندارند و خداوند در ميانشان ياوري ندارد و هيچ شفاعتي نزد خداوند مفيد واقع نمي شود مگر شفاعت فردي كه خداوند به وي اجازه دهد».

آلوسي مي فرمايد: كلام خداوند، }إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَاباً{.  (الحج: 73): «آن كساني را كه بجز خداوند مي خواهيد هرگز نمي توانند مگسي را بيافرينند». اشاره به مذهب افراط كنندگان در مورد اولياء خداوند -جل جلاله- دارد بطوريكه اين افراد در مشكلات از اولياء كمك مي طلبند و از خداوند غافل مي شوند، براي اولياء نذر ميكنند و فهميده ترهاي  آنها ميگويند: اولياء وسيلة رسيدن ما به خدا هستند، ما براي خدا نذر مي كنيم و ثوابش را براي ولي قرار مي دهيم. و بر خواننده پوشيده نيست كه آنها در دعواي اولشان شبيه ترين مردم به بت پرستان اند كه مي گفتند:

  }مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى{. (الزمر: 3). 

 «آنها را پرستش نمي كنيم مگر اينكه ما را به خداوند نزديك نمايند».

ابوبكر حنبلي ميگويد: شرك بزرگ بر شش نوع است:

صدا كردن غير خداوند -جل جلاله- مثل انبياء و اولياء براي طلب رزق يا شفا دادن مرض يا چيزهاي ديگر: زيرا خداوند -جل جلاله- مي فرمايد:

}وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ{ [1] (يونس: 106) 

«غير از خداوند، چيزهايي را كه به تو نفع وضرري نمي رسانند مخوان، اگر اين كار را كردي، همانا از ستمكاراني».

همچنين سخن اول عبدالقادر گيلاني: .  . (همة مردم اطراف بيت (كعبه) هفت بار طواف مي كنند و بيت (كعبه) اطراف خيمه هاي من طواف ميكند). سخني كفر آميز است. البته صدور اين جمله از عبدالقادر گيلاني به ثبوت نرسيده است.
-----------------------------
[1]  بيان الشرك ووسائله عند علماء الحنابلة د: محمد الخميس ص (14)(7) تيجاني در صفحة (56) ميگويد:

(ولي در حقيقت از تاريخ اسلام نه كم مي دانستم و نه زياد، زيرا معلمان و استادان همواره ما را از خواندن تاريخ منع مي كردند و ادعا مي كردند كه اين تاريخ سياه وتاريكي است و هيچ فايده اي در خواندنش نيست).

ريسمان دروغ چقدر كوتاه است، تيجاني در صفحة (23) كتابش گفت: (آنها از حماس، صراحت و اطلاعات زياد من تعجب مي كردند. و در فقره شمارة (3) متذكر شد: كه كتابهاي احمد امين را خوانده است. و متصف كردن تاريخ اسلام به تاريخي سياه، دروغ ساخته و پرداختة شيعه است و بجز شيعه، كسي ديگر اين سخن را نمي گويد حتي خاور شناسان اعتراف مي كنند كه در تاريخ اسلام عصرهاي طلائي و درخشاني است بويژه عصر خلفاي راشدين، و اگر اساتيد تيجاني تاريخ درخشان مسلمانان را تاريخي سياه وتاريك مي خوانند وشيوخ ما سخني غير از اين مي گويد و اين كتب دانشمندان ما  است كه تاريخ گذشتگان صالح را مي نويسد و به قلم مي آورد و اگر هدف تيجاني تاريخ سياه مثل تاريخ شيعه است اين تاريخ ما نيست زيرا شيعه براي يك روز هم اسلام را ياري نكردند، سرزميني را فتح نكردند و دشمني را دفع ننمودند بلكه عكس آن صحيح و درست است جهاد آنها هميشه در زمان گذشته و عصر حاضر عليه اهل سنت بوده است.

ما در گذشته براي آنها جهاد و تلاشي براي اسلام نمي بينيم و آنچه از آنها مي دانيم عبارتند از:

(1) همكاري با تاتار از طريق ابن علقمي و نصير طوسي هنگامي كه داخل بغداد شدند و فساد و تباهي آوردند [1].

(2) همكاري آنها با نصاري در جنگهاي صليبي و باز كردن مرزها براي آنان[2].

(3) هنگامي كه ارتش عثمانيها توسط روس شكست خوردند جشن گرفتند و هميشه با عثمانيها در حال جنگ بسرمي بردند [3].

(4) كشتن حاجيان و برداشتن و ربودن حجر الأسود و بردن آن به احساء [4].

اما كارهاي آنها در زمان حاضر عبارتند از:

(1) خميني مي گويد: راه قدس از عراق (كربلا) مي گذرد و نصير طوسي، كسي را كه باعث قتل عام مردم بغداد در زمان تاتار گرديد تعريف و تمجيد ميكند[5].

(2) كشتن دعوتگران اهل سنت داخل ايران امثال احمد مفتي زاده و شاگردان او دكتر مظفريان و ديگران كه تعداد آنها بسيار است [6].

(3) كشتار صبرا و شاتيلا بدست حركت شيعة أمل[7].

(4) روايات و سخنان آنها در مورد آزاد ساختن بيت الحرام و مسجد نبوي[8] انفجارهاي حرم[9].

و بجز اينها، كارهاي زيادي انجام دادند وكافي است كه فقط گفته هاي (احقاقي حائري) را در مورد فتوحات اسلامي در سرزمين فارس بدانيد. احقاقي ميگويد: ضربه هايي كه دو ملت بزرگ ايران و روم در نتيجة (حملة) مسلمانان خوردند وبرخوردي كه از طرف عرب هاي باديه نشيني كه از روح اسلام خبر نداشتند، با آن مواجه شدند، در نفس شان گرايش و تاثير منفي از عرب و شريعت آنها بجا گذاشت طبيعت ساكنان صحراء و انسانهاي اوباش و خشن، و خرابي و ويراني كه ب