ضا (ع) خانة قحطبه گنبد و قبه‌اي نداشته و به اضافه اگر خود امام را در حال حيات، كسي مي ديد واجب الشفاعه نمي‌شد چگونه با زيارت قبر او واجب الشفاعه مي‌گردد و اصلا شفاعت به دست خداست، و باز در وسائل جلد دهم ص 446 روايت كرده‌اند از او كه امام رضا به عده‌اي از اهل قم فرمود: كه زماني خواهد رسيد كه شما در طوس به زيارت خاك من خواهيد آمد آگاه باشيد: «من زارني وهو على غسل خرج من ذنوبه كيوم ولدته أمه». هر كس مرا با غسل زيارت كند از گناهانش خارج شود مانند روزي كه مادرش او را زاييده است. اينان به امام دروغ بسته اند, امام چنين سخناني نمي‌گويد زيرا اهل قم سال ها است كه به زيارت مشهد او مي‌روند و خاك او را زيارت نكرده‌اند بلكه ضريح سيمين و سنگ‌هاي مرمر را زيارت كرده‌اند. ثانيا: مردم رسول خدا (ص) و خود امام رضا (ع) را درحال حياتشان زيارت كردند و مانند روز تولد پاك نشدند! 
جاي سؤال است كه آيا امام اين قدر مردم راتحريض و تشويق مي‌كند به زيارت خاك خود!.
مگر او خودخواه است ومگر خدا نفرموده: ﴿وَالَّذِينَ کَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ﴾. (يونس: 27).
- آنان كه بدي ها را كسب كردند جزاي بدي همانند آن است و خواري ايشان را بگيرد: برايشان از طرف خدا پناهي نيست.
حتي خد از زنان پيغمبر عمل مي‌خواهد كه: ﴿وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّکَاةَ ﴾. (الأحزاب: 33). نماز را بپا داريد و زكات را بدهيد ... و اگر گناه كنيد جزاء داريد.
با اينكه همسران پيغمبر و در دامن پيغمبر (ص) بودند. علي (ع) در مورد پرهيز از عجب در نهج البلاغه به امام حسن (ع) توصيه مي‌فرمايد: «أوحش الوحشة العجب». بدترين تنهايي و وحشت عجب و خودپسندي است. 
 (نهج البلاغه، سخنان قصار، شمارة 38). در ص 467 كتاب وسائل جلد دهم از او روايت كرده‌اند كه امام رضا (ع) مي‌فرمود: «ما قال فينا مؤمن شعراً يمدحنا به إلا بنى الله له في الجنة بيتاً أوسع من الدنيا سبع مرات يزوره فيها كل ملك مقرب و كل نبي مرسل».
- مؤمني دربارة ما يك شعر مدح نگويد، مگر آنكه خدا براي او در بهشت برين بنائي بر پا كند كه از هفت برابر دنيا وسيعتر باشد كه در آن بنا تمام فرشتگان مقرب و انبياء مرسل او را ديدار كنند.!! 
همين روايت مجعوله باعث شده كه روز به روز مداح زيادتر شده و شما بگوييد که  چه خواهد شد ملاحظه كنيد چه هرج و مرجي در دين ايجاد كرده‌اند!
76- احمد بن محمد بن عبيدالله العياش: معروف به «ابن عياش» ومعاصر صدوق بوده است, طوسي در فهرست فرموده او را من ديدم بزرگان ما و رجال گويند از اين ابن عياش دعاي مختل الألفاظ كه داراي معاني زشت مي‌باشد نقل شده و آن جملة «‌لا فرق بينك وبينها» در مفاتيح در دعاي پنجم ماه رجب آورده است. در آن دعا، كفر و شرك وخرافات را مخلوط كرده و در بارة أئمه مي‌گويد: «جعلنهم معادنا لكلماتك وأركاناً لتوحيدك وآياتك ومقاماتك التي لا تعطيل لها في كل مكان لا فرق بينك وبينها إلا أنهم عبادك ... ».
- واليان تو كه آنان را معادن فرمان هايت و اركان توحيدت و نشانه هايت ومقامات قرار دادي, مقاماتي كه در هر مكان تعطيل نمي‌شوند كه فرقي بين تو و بين آنها نيست جز اينكه آنان بندة تو هستند.!!
كسي نبوده به اين شيخ بفهماند كه فرمان‌هاي خدا معدن ندارد مثلا خدا كه به رسول خود فرمان مي‌دهد كه مردم را هدايت كند از كدام معدن فرمايش صادر شده؟ علاوه بر اين توحيد او اركان ندارد آن هم از جنس بشر و علاوه بر اين خدا را مقامات نيست مقامات براي كسي است كه از مقامي به مقام بالاتر و يا پست‌تر ترقي و يا تنزل كند.
بعد دربارة أئمه مي‌گويد: «أعضاد وأشهاد ومناة واذاود وحفظ ورواد فيهم ملأت سمائك وأرضك».
- آنان بازوها و گواهان وممتحنان و وكيل‌هاي مدافع و نگهبانان تو هستند كه با آنان آسمان وزمين را آكنده‌اي.!!!
اين شيخ در اين دعا خدايي را معرفي كرده كه داراي بازوها و نوچه‌ها است، كه آنان وكيل مدافع او و نگهبانان او باشند! بي سبب نيست كه مي‌گويد: فرقي بين تو و آن بندگان نيست!!!.
خواننده‌ي عزيز! اگر به يك استاد حلبي ساز بگويي بين تو و آفتابه‌اي که ساخته‌اي هيچ فرقي نيست جز اينكه آفتابه را تو ساخته‌اي و آن ساختة تو است به آن استاد جسارت كرده‌اي وناحق گفته‌اي، ‌اين شيخ به خدواند (عَزَّ ذِكره) چنين خرافاتي مي‌گويد. ديگر آنكه واليان خدا را گاهي مذكر وگاهي مؤنث مي‌گويد!. در جملة لا فرق بينك وبينها ضمير مؤنث آورده اما در جملة ديگر گويد: «إلا أنهم عبادك» كه در اينجا ضمير مذكر آورده است!. تعجب ما اين است كه اين خرافات را در دعا و زيارت آورده‌اند و محدثين بعدي خيال كرده‌اند اينها صحيح و پاية دين است و لذا بسياري از علماي زمان ما كه از قرآن بي خبرند به اين جمله استدلال مى‌كنند كه خدا با خلق خيلي فرق ندارد همه يكي است همه اسمهاي او است! ما نمي‌دانيم چرا آيت الله‌هاي زمان ما با قرآن آشنا نيستند!
77- احمد بن قتيبه: مجهول است.
78-احمد بن مابيدا : مجهول است.
79-اسحاق بن ابراهيم الازدي: مجهول و مهمل است.
80-اسحاق الارحبي: مجهول ومهمل است.
81-اسحاق بن محمد: مجهول ومهمل است.
82-اسحاق بن زريق: مجهول و مهمل است.
83- اسماعيل بن ابان: مجهول الحال است.
84- اسماعيل بن عيسي: مجهول الحال است.
85- ام سعيد الأحمسيه: زني است مجهول المذهب ولي مجلسي در بحار و صاحب وسائل در باب استحباب زيارة النساء از او روايت كرده‌اند!
86-بشير الدهان: ممقاني با اينكه رجال خود را براي تطهير رجال مذموم نوشته در وسائل در باب استحباب زيارة النساء از او روايت كرده‌اند!
87-بشار الشعيري: كشي وممقاني اخبار زيادي در مذمت و لعن او از قول ائمه اطهار نوشته‌اند. از آن جمله صادق (ع) به مردم فرمود خدا لعنت كند بشار را، به او بگو واي بر شما به سوي خدا برگرديد زيرا شما كافر و مشرك شده‌ايد: ودر روايت ديگر امام فرمود: بشار از يهود و نصاري بدتر كرده!.چون به كوفه رفتي به او بگو جعفر بن محمد (ع) در حق تو مي‌گوي: اي كافر، اي فاسق، اي مشرك، من از تو بيزارم، ‌آري اين بشار از كساني بوده كه مي‌گفتند: علي مدير و مربي جهان است!! و امام صادق (ع) فرمود: بشار مرا ناراحت كرده و شيعيان مرا گول زده از او حذر پرهيز كنيد. اما در كتب حديث اين خبيث يكي از راويان زيارات و فضائل أئمه است!
88- بكر بن سالم: در رجال نامي از او نيست و مهمل است.
89- بكر بن احمد: مجهول الحال است.
90- جعفر بن محمد بن عماره: با اينكه مهمل است در وسائل «باب استحباب زيارة قبر الرضا» خبر دوازدهم را از او روايت كرده كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كس قبر علي بن موسي را زيارت كند خدا بدن او را بر آتش دوزخ حرام گرداند!!
اشخاص سست عنصر به همين روايات دل خود را خوش كرده و از كتاب خدا دست برداشته‌اند, در صورتي كه هر كس رسول خدا (ص) را در زمان حياتش زيارت مي كرد, بدنش بر آتش حرام نميگرديد.
91- جعفر بن سليمان: به قول تمام كتب رجال مجهول الحال است.
92- حسن بن ابي عاصم: نامي 