مل را مكروه دانست.
7- در وسائل الشعيه، باب 44 ابواب دفن از صادق (ع) روايت شده كه فرمود: «نهى رسول الله (ص) أن يصلى على قبر أو يقعد عليه أو يبنى عليه».
- رسول خدا (ص) نهي فرمود كه بر قبري نماز گزاري شود يا روي آن بنشينند يا بر آن ساختماني بنا كنند.
8- در «معاني الأخبار» آمده است: «عن قاسم بن عبيد رفعه إلى النبي (ص) نهى عن تقصيص القبور و هو التجصيص».
- پيامبر (ص) از گچ كاري گورها نهي فرمود.
9-«فقه الرضا» روايت كرده: «خرج علي إلى الناس فقال: ... و هل تعلمون أنه (ص) لعن من جعل القبور مصلى و لعن من يجعل مع الله إلهاً».
- علي (ع) به سوي مردم آمد و فرمود: آيا مي دانيد كه رسول خدا (ص) كسي را كه قبرها را مصلي و جاي نماز خواندن قرار دهد لعنت كرده است و كسي كه با خدا معبودي ديگر قرار دهد نيز لعنت فرموده؟ يعني هر دو مشرك اند !!(1)  .
10- شيخ صدوق در «من لا يحضره الفقيه» از كاظم (ع) روايت كرده است كه بدين وسيله آرامش يابد و آنكه منافق است احساس ألم كند.
مختصراً به همين ده حديث شريف اكتفاء مي‌كنيم و اگر مي خواستيم تمام احاديثي كه در اين باب رسيده در اينجا بيارويم مقاله طولاني مي‌شد، و براي اينكه بدانيد فرقي بين پيغمبر و ائمه (ع) و سايرين در اين مورد نيست حديث علل الشرايع را مي‌آوريم كه حضرت صادق از پدر بزرگوارش روايت مي‌كند كه: «إن قبر النبي (ص) رفع شبراً من الأرض».
- قبر پيغمبر فقط يك وجب از زمين بالا آمده بود.
و خود پيغمبر (ص) فرمود: «لا تتخذوا قبري قبلة ولا مسجداً فإن الله تعالى لعن اليهود اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد» 
- قبر مرا قبله قرار ندهيد و مسجد نكنيد زيرا خداي تعالي يهود را براي اينكه قبور پيغمبران خود را مسجد كرده بودند لعنت فرمود.
احاديثي كه در اين صفحات به نظر خوانندگان رسيد همه از كتب معتبر شيعه است و از كتاب ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب و حتي از كتابهاي سنيان نيست كه اشكالات نيش غولي به آن گرفته شود! 
البته مضمون اين حديث دركتب اهل سنت نيز آمده است: «عن عايشة أن أم سلمة ذكرت لرسول الله (ص) كنيسة رأتها بأرض الحبشة يقال لها مارية وذكرت ما رأته فيها فقال رسول الله (ص) أولئك قوم إذا مات فيهم العبد الصالح بنوا على قبره مسجداً وصوروا فيه تلك الصور أولئك شرار خلق الله».
- أم سلمه به رسول خدا (ص) ياد آور شد كه معبدي را در سر زمين حبشه ديده است كه به آن ماريه مي‌گفتند و آنچه در آن از نقش و نگارها و آيينه كاريها ديده بود تعريف كرد، حضرت رسول الله (ص) فرمود: اينان گروهي بودند كه چون بندة صالح و مرد خوبي در ميان ايشان مي مرد، روي قبر او مسجد مي ساختند و در آن نقش و نگارها به كار مي بردند، اين قبيل مردم، بدترين خلق خدايند(2) .
اينك ملاحظه كنيد آن يك حديث دروغ و جعلي چون مطابق هوي و هوس كساني بوده است كه روح اموات پرستي و شاه پرستي درحياتشان نفوذ داشته لذا آن همه قبه‌ها و بارگاهها ساخته و پرداخته و مال و وقت خود را در اين راه ضايع و تلف كرده‌اند تا جايي كه ربع وقف خود را نيز در اين راه ضايع و تلف كرده‌اند و تا جايي كه ربع معمورة اين كشور را معطل و باطل نموده‌اند و در نتيجه يك مشت مفتخور بيكار بار آورده و بر اين ملت بدبخت تحميل نموده‌اند و از سنت رسول و چندين حديث كه در مذمت اين عمل كه يادگار فراعنه و اكاسره است، وارد شده، چشم پوشيده‌اند!! تو گويي نهايت آرزويشان آن است كه هر روزه بارگاهي از مرده‌اي سرپا كنند و به كار او بپردازند و دين و آئين را عبارت از همين چيزها بدانند و بس!
دين كه در عرف عقل و شرع عبارت از امر به نهي پروردگار واحكام و قوانيني است كه با اجراي آن سعادت دو جهان بندگان تأمين مي‌شود در عرف اين گمراهان عبارت از ذكر و فكر افراد و اشخاص و احترام و نيايش قبور آنهاست و ديگر اصلا به فكر آنكه پيغمبر براي چه آمد و پروردگار عالم از بعثت او چه خواسته و چه چيزي از جانب پروردگار عالم آورده است، نبوده‌اند بلكه تا توانسته‌اند هر كدام را به عذري معطل و موقوف و در نتيجه دين ابدي إلهي را مهجور و منسوخ نموده‌اند و هيچ هم باكشان نيست!
از دين خدا فقط چيزي كه درنظر اينها مهم است همان داير بودن مقابر و عزاداري است و به ساير امور مهم عنايت كمتري دارند.
جالب توجه است كه علي المشهور موقعي كه پادشاه كشور حجاز در ايران بود عده‌اي از متظاهرين به ديانت و غمخواران امت! از او درخواست نموده بودند كه قبور ائمة بقيع تعمير شود، مي گويند او چنين گفته بود: 
به نص هشت آية قرآن حجاب بر زن مسلمان واجب است شما اين حكم محكم را كه مستند به آيات محكمة قرآن است منسوخ نموده و زنان خود را با اين وضع رسوا در كوچه‌ها و خيابانها سر داده‌ايد و هيچ به رگ غيرتتان بر نميخورد، ولي در تعمير قبور اموات كه اگر از طرف شرع نهي وارد نشده باشد(و چنانكه ديديم وارد شده) لا أقل دستوري در اين باره نداريم، شما آنقدر اصرار و ابرام (پافشاری) داريد!
يكي از هنرنمائي‌هاي آقايان اين است كه چون از اين مقوله سخن به ميان آيد ميگويند «كسروي» و فلان و فلان هم چنين مي‌گفتند و آقايان جواب آنها را داده‌اند، برويد كتاب آقاي فلان را برداريد و ببينيد! درجواب اين آقايان بايد گفت: اولا: مگر هر حرفي را كه «كسروي» گفت باطل است؟ هر چند از روي غرض باشد.
شكي نيست كه آن مرد افيوني داعيه‌اي داشت و روي اين نظر مقداري حرف حق و باطل به هم آميخت اما اين دليل بطلان تمام حرفهاي او نمي‌شود. دروغ بودن آن حديث كه مورد استناد گنبد سازان است، چيزي نيست كه بتوان كتمان كرد و اينكه قبه و بارگاه ساختن يادگار فراعنه و اكاسره است هم چيزي نيست كه در آن ترديد توان نمود!؟ آن همه احاديث هم كه از ناحية پيغمبر و ائمه †در مذمت اين عمل وارد شده، و ما چند حديث را آورديم، نمي‌توان از كتب احاديث برداشت، سيرة مسلمين صدر اول هم معلوم است كه اين قبيل كارها را اصلا مشروع نمي‌دانسته‌اند.
در مقابل كتاب خدا و سنت رسول و احاديث شريف هر كه هر چه بگويد، چرند است، هر چند عمامه‌اش به قدر گنبد مسجد اعظم و ادعايش اتصال به لاهوت و هنرش فلسفه و عرفان بافي باشد و كتابش را سرا پا از دشنام پُر كند.
در مقالاتي كه ما در روزنامة «وظيفه» انتشار داديم يادآور شديم كه با اينكه اساس اديان حق و بعثت انبياي إلهي براي بركندن ريشة شرك و بت پرستي و جانشين نمودن روح توحيد و يكتا پرستي بوده با اين حال چون نوع انساني مدتها در ظلمات جهل و بت پرستي بوده، ارواح و اشخاص گذرانيده هنوز براي درك تعاليم أنبياء و أخذ معارف حق كاملا آماده نبوده و در هر مذهبي كم و بيش آثاري از آن عقايد زشت كهن باقي مانده است, چنانكه در مذهب يهود و نصاري كه اساس دينشان برحق بود ليكن در نتيجة انس و الفت به همان خرافات دروان ظلمت و وحشيّت نتوانسته‌اند آراء و عقايد موهوم و زشت و باطل را ترك گويند و باز هم مي‌بينيم كه عملا به خدايي افراد معين معتقد بوده و به پرستش آنها روزگار مي‌گذرانند.
دين مقدس اسلام كه به دين توحيد و يكتا پرستي مشهور و كتاب آسما