ارة القبور لزرت قبر النبي (ص)». «اگر نه اين بود كه رسول خدا (ص) از زيارت قبور نهي فرموده است من قبر پيغمبر (ص) را زيارت مي كردم»(4) .
روايات ديگر نيز متضمن اين حقيقت است نه تنها زيارت قبور عبادت نيست بلكه مورد نهي شريعت است, چنانكه عبد الرزاق الصنعاني شيعي در كتاب گرانقدر خود"المنصف"چنين آورده است: «عبد الرزاق عن معمر عن قتاده أن رسول الله (ص) قال: من زار القبور فليس منا».
-كسي كه قبرها را زيارت كند از ما نيست(5) .
يعني تا گذشت صد سال از هجرت, زيارت فردي بدين كيفيت, وجود نداشت. ما نمی‌دانيم اين بدعت در چه زماني در ميان مسلمين شايع و در شيعه رايج گشته است؟ و اينكه گفته‌اند اولين كسي كه اباعبد الله الحسين (ع) را در كربلا زيارت كرده است "جابر بن عبدالله انصاري" صحابي بزرگوار رسول خدا (ص) بوده است, با وجود كثرت راويان كذاب و غاليانبي حد و حساب نمی‌توانيم چنين رواياتي را قبول كنيم و مستند سخن قرار دهيم و به فرض صحت اين خبر به هيچ وجه معلوم نيست كه آن جناب آن قبر شريف را به عنوان يك عمل عبادي زيارت كرده باشد زيرا در آن زمان, مرقد آن امام همام (ع) فاقد بنا و ضريح و... بوده و اعمالي كه امروز زائرين در بارگاه آن حضرت انجام می‌دهند از قبيل طواف و عرض حاجات و استشفاع و ... , آن بزرگوار انجام نداده است, بلكه حداكثر می‌توان گفت جابر بر مرقد سيدالشهداء (ع) براي آن حضرت به درگاه پرورگار حي قيوم دعا كرده است. به هر صورت اين واقعه را نمی‌توان دليلي محكم و مدركي معتبر براي شدّ رحال به زيارت قبور محسوب كرد.
اينك, براي تأييد اين معني و اثبات اين مدعا كه «زيارت قبور» در نظر شرع اسلام, امري ممدوح و مورد توجه نبوده و از حقايق شرعي نيست, بلكه به دلالت روايت وارده مورد انكار و برائت و بيزاري رسول مختار (ص) و اصحاب بزرگوار آن حضرت در صدر اسلام بوده و حدأقل امري مأمور به نبوده است, اخبار و آثاري از كتب معتبره به طور مختصر از نظر خوانندگان منصف و صاحب نظر می‌گذرانيم:
1- چنانكه گذشت, در كتاب شريف «المصنف» عبد الرزاق صنعاني (متولد 126هـ) كه از قديمي ترين كتابهاي اخبار اسلامي و مؤلف آن معاصر أئمه ‡ از زمان حضرت جواد (ع) و به تصريح علماي رجال, شيعي مذهب, بوده آمده است:
"عبد الرزاق عن معمر عن قتاده: «أن رسول الله (ص) قال: من زار القبور فليس منا».
- رسول خدا (ص) فرموده: هركه قبر ها را زيارت كند از ما نيست!". 
2-حاكم نيشاپوري به اسناد خود از «عبدالله بن عمرو بن العاص(6)  روايت مي‌كند كه گفت: «قبرنا من رسول الله (ص) رجلا فلما رجعنا وحازينا بابه، إذا هو بامرأة لأظنه عرفها فقال: يا فاطمة من أين جئت؟ قالت: جئت من أهل الميت رحمت عليهم ميتهم وعزيتهم، قال: فلعلك بلغت معهم الكدى  قالت معاذالله أن أبلغ معهم الكدى وقد سمعتك تذكر فيه ما تذكر. قال (ص): لو بلغت معهم الكدى ما رأيت الجنة حتى يرى جد أبيك‌».
- ما با رسول خدا (ص) مردي را كه مرده بود در قبر نهاديم، چون برگشتيم و محاذي و برابر خانة آن ميت رسيديم ناگاه با زني برخورد كرديم كه گمان می‌كنم رسول خدا (ص) او را شناخت، پس فرمود: اي فاطمه از كجا می‌آيي؟ آن زن گفت: از نزد خانواده ي اين ميت، براي ترحيم و تعزيت ايشان رفته بودم، رسول خدا (ص) فرمود: مبادا با ايشان به قبرستان رفته باشي؟ زن گفت: معاذالله كه من با ايشان تا قبرستان رفته باشم در حالي كه تو در اين باب آنچه را كه بايد، تذكر داده اي! رسول خدا (ص) فرمود: اگر با ايشان به قبرستان رفته بودي ديگر بهشت را نمی‌ديدي!! تا آنگاه كه جد پدرت كه بت پرست بود آن را ببيند(7) ». يعني محال بود كه به بهشت وارد شوي.
اين حديث شريف اين را می‌رساند كه زيارت قبور در ابتداي اسلام تا چه حد در نظر شارع مكروه ومنفور بوده است.
3-روايات و احاديثي كه در نهي از زيارت قبور در ابتداي بعثت از جانب پيامبر (ص) مأثور است، هرچند در آخر فرمود: «إني نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها…».
كه براي عبرت اجازت فرموده، اين مطلب دركتب عامه و خاصه حتي در مسند زيدبن علي از امير المؤمنين (ع) منقول است كه: «نهانا رسول الله (ص) عن زيارة القبور».- پيامبر (ص) ما را از زيارت قبور نهي فرمود(8) .
4- همچنين از طريق عامه و خاصه آمده است كه رسول خدا (ص) فرمود: «لعن الله زوارات القبور »(9)  - كه زنان زائره ي قبور را لعنت كرده است.
5- و نيز مورد اتفاق مسلمين است كه رسول خدا (ص) مكرراً مي‌فرمود:«لا تتخذوا قبري عيداً».- قبرم را محل آمد و شد قرار ندهيد.
كه شرح بيشترآن إن شاءالله خواهد آمد.
6- احاديث لرزاننده اي است كه نهي شديد و كراهت عظيم اين عمل را متضمن است چون حديث شريف «عطاء بن يسار» از پيغمبر بزرگوار (ص) كه بارها با عجز از دربار پروردگار مي خواست كه: «اللهم لا تجعل قبري وثناً يُعبد».
- بار خدايا قبر مرا بتي قرار مده كه پرستيده شود.
آنگاه شدت غضب خدا را متوجه قومي می‌كند كه قبور انبياء را مسجد كردند. 
7- مضمون حديث عايشه است كه می‌گويد: رسول خدا (ص) از آن بيم داشت كه قبرش مسجد شود بدين جهت از ابراز قبر خود كراهت داشت.
«ولولا ذلك لأبرز قبره ولكن كره أن يُتخذ مسجدا(10) ».
8- بي اعتنايي پيغمبر خدا (ص) و اصحاب بزرگوارش به قبوري كه در آن زمان از انبياء و اولياء به راست يا دروغ باقي مانده بود، از قبيل حضرت اسماعيل (ع) و هاجر كه در مكه بود و قبر حضرت ابراهيم (ع) و حضرت يوسف (ع) كه در شام بود و قبر حضرت هود (ع) كه در يمن بود كه هيچ يك را زيارت نكرد. در زمان رسول خدا (ص) نيز عزيزاني از دنيا رفتند كه جا داشت قبر آنان مزار قرار گيرد چون قبر أم المؤمنين خديجه ‘و شهداي بدر و احد كه بدين صورت احترام نيافتند! وحتي قبر فرزندان خود رسول خدا (ص) هيچ گاه مطاف نشد چنانكه قبر يگانه فرزندش در دوره نبوت يعني ابراهيم كه در مدينه وفات يافت بنابر آنچه در كتاب «من لايحضره الفقيه» (شيخ صدوق) و دركتاب «كافي» آمده ‌مزار قرار نگرفت: «وفي رواية عامر بن عبدالله قال سمعت أبا عبدالله ؛ يقول: كان قبر إبراهيم بن رسول الله (ص) عذق عظله عن الشمس حيث ما وارت، فلما يبس العذق ذهب القبر فلم يعلم مكانه».
- حضرت صادق (ع) فرموده است بالاي قبر ابراهيم پسر رسول خدا (ص) شاخة نخل خرمايي بود كه چون خشك شد قبر نيز گم شد و ديگر معلوم نشد (11) . !
 پس اگر قبري زيارت و طواف مي‌شد شايسته بود قبر پسر رسول خدا (ص) باشد نه اينكه در زمان خود آن حضرت قبر ابراهيم معدوم الأثر شود!
و همچنين قبر عموي بزرگوارش حمزه سيدالشهدا (رض) نيز مزار نبود(12) . به تصريح جميع تواريخ و كتب اخبار، از جمله سيرة ابن هشام و تفسير علي بن ابراهيم قمي و بحار الانوار جلد ششم، چون پيامبر (ص) جسد حمزه را در دامنة كوه عريان و مثله ديد فرمود: «لولا أن يحزن ذلك نسائنا لتركناه للعافة يعني السباع والطير حتى يحشر يوم القيامة من بطون السباع وحواصل الطير».
- اگر نه اين بود كه جنازه حمزه با اين وضع، زنان ما را اندوهگين می‌كند ما او را وا می‌گذاشتيم تا درندگان و مرغان جسدش را بخورند و در روز قيامت از شكم درندگان و چينه دان