ه علي رغم اين باز هم محققان و علماي رباني كه هم اهل تحقيق‌اند و هم در گفتن حق از كسي باكي ندارند بي كار ننشتند، بلكه آقاي ندوي را از لابلاي كتابهايي كه به زبان عربي نوشته و يا ترجمه كرده‌اند، شناخته‌ به نقد كشيده‌اند يكي از اين كتابهايي كه نقدي بر افكار و عقايد ندوي نوشته شده، كتابي است كه استاد صلاح الدين مقبول احمد نوشته است و اين كتاب «الاستاذ ابوالحسن الندوي الوجه الاخر من كتاباته» نام دارد و بوسيله‌ي نشر غراس كويت چاپ شده است.
3) ابوداوود كتاب الفتن و دلائلها حديث/4252 اصل اين حديث در مسلم است2/2215 و آلباني در تخدير الساجد/120 مي‌گويد: اين حديث با شرط مسلم صحيح است.عقيده
امام ابوحنيفه(رح)

تاليف:  
محمد بن عبدالرحمن الخميس رحمه اللهمظاهر و اشكال شرك اكبر در ربوبيت مانند شريك قرار دادن با «الله» در تصرف تدبير فراگير و شرك در الوهيت مانند: انجام عبادتها براي غير خدا بخصوص در آنچه كه مربوط به اولياء و صالحان و ..‌. مي‌شود. همچنان در امت وجود دارد.
2- علماي احناف از هيچ كوشش در مقابله كردن و هشدار دادن به اين صورتها دريغ نكرده‌اند و بسياري از گفته‌هايشان در همين بحث ذكر شد.

والسلام علي من اتبع الهديبسم الله الرحمن الرحيم

كتابي كه  پيش رو داريد خلاصه‌ي عقيده‌ي امام ابوحنيفه رحمه الله عليه درباره‌ي توحيد، صفات خداوند، ايمان و صحابه و نيز موضع‌گيري ايشان در برابر متكلمان است.
در اين خلاصه؛ موضع‌گيري امام در رابطه با علم كلام، بيان مي‌شود، در ادامه مي‌خوانيد كه امام از شرك و آن‌چه منجر بدان مي‌شود، نهي كرده و از آن بر حذر داشته است. و با برخي از اشكال شركي كه بوقوع پيوسته و امام و پيروان راستينش از آن‌ها نهي كرده‌اند، آشنا مي‌شويم.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">اول: عقيده‌ي او در توحيد «الله»</a><a class="text" href="w:text:7.txt">توسل جايز بر سه نوع است</a><a class="text" href="w:text:8.txt">توسل به نامهاي خداوند متعال</a><a class="text" href="w:text:9.txt">توسل با كلمات نا جايز و بدعي</a><a class="text" href="w:text:10.txt">خلاصه بحث</a><a class="text" href="w:text:11.txt">تبصره</a></body></html>از نصوصي كه در قرآن و سنت درباره‌ي توحيد آمده، فهميده مي‌شود كه توحيد بر سه قسم است:
1.	توحيد در ربوبيت: اعتقاد داشتن و اعتراف نمودن به اينكه خداوند متعال تنها خالق، مدبّر و تصرف كننده در نظام هستي است.
2.	 توحيد در الوهيت: اعتقاد داشتن به اينكه «الله» تنها ذاتي است كه سزاوار عبادت است و همه‌ي معبودهاي ديگر باطلند. و مخصوص كردن انواع عبادات براي خداوند و شريك نگردانيدن با خداوند در عبادت.
3.	 توحيد در اسماء و صفات: نامگذاري و توصيف خداوند با نامهاي نيكو و صفاتي كه در كتاب و سنت براي خداوند متعال آمده است، با اعتقاد به اينكه اين نامها و صفات بر تمامي مفاهيم كمال كه شايسته‌ي مقام خداوند است دلالت دارند و حقيقت مفاهيم آن‌ها را با تقسيمات مذكور ثابت بدانيم.

امام ابوحنيفه مي‌فرمايد: «خداوند متعال به صفات مخلوقات توصيف نمي‌شود».
و مي‌فرمايد: «براي كسي شايسته نيست، چيزي از جانب خود در مورد «الله» بگويد، بلكه بايد او را به آن‌چه خودش وصف كرده، وصف نماييم».
  در جايي ديگر مي‌فرمايد: «الله» از بالا صدا زده مي‌شود نه از پايين وصفت پاييني در توصيف ربوبيت و الوهيت جايگاهي ندارد»..‌. .  و ديگر سخناني كه در اين‌باره از امام نقل شده است.
اين‌ها رديست بر كساني كه تصور كرده‌اند، تقسيم بندي مذكور را ابن تيميه از خودش ساخته است. 
دوّم: توسل شرعيه جايز و باطل دانستن توسل ساختگي و ناجايز: قطعاً مسئله‌ي توسل، مسئله‌اي بسيار مهم و از مسائلي است، كه بدعت‌گذاري و اختلافِ در آن، ميان جاهلان و هواپرستان بسيار صورت گرفته است.
توسل به دلالت نصوص قرآن و سنت دو نوع است:
1. توسل جايز    2. توسل بدعي و ناجايز الف- توسل به اسماء و صفات خداوند متعال.
خداوند متعال مي‌فرمايد:(وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا) الأعراف: ١٨٠ (خداوند اسمهاي نيكويي دارد، او را با آن‌ها بخوانيد».
ب- توسل به اعمال نيكو؛ چنانكه در احاديث و داستان سه نفري كه در غار محبوس شده بودند، آمده است.
ج- توسل به دعاي فرد صالح زنده، بدليل عمل آناني كه به خدمت پيامبر مي‌آمدند و از ايشان درخواست دعا مي‌كردند.
بجز اين سه نوع، تمام انواع ديگر توسل بدعي و ناجايزند.
امام ابوحنيفه رحمة الله در باب توسل به شدت احتياط مي‌كرد؛ تا جايي كه توسل با الفاظ دو پهلويي را كه احتمال صحيح و اشتباه در آنها وجود داشت، مكروه مي‌دانست و از به كار بردن چنين الفاظي نهي مي‌كرد، امام رحمة الله  مي‌فرمايد:  «مكروه مي‌دانم كه فردي در دعايش بگويد؛ از تو مي‌خواهم كه به تكيه‌گاههاي  عزت عرشت، يا به‌حق مخلوقاتت،..» و ديگر سخنان نقل شده از او كه در ادامه‌ي بحث ذكر خواهيم نمود.
با اين حال مي‌بينيم بسياري از منتسبان به مذهب حنفي، از عقيده‌ي امام ابوحنيفه منحرف شده و به توسل ناجايز و خود ساخته روي آورده‌اند و هر كسي  آن‌ها را از اين عمل ناروا منع و با آن‌‌ها مخالفت كند، متهم، به دوست نداشتن اولياء و انبياء مي‌شود.امام ابوحنيفه در مورد توسل شرعيِ جايز و نهي از توسل بدعيِ نا جايز، مي‌فرمايد: «براي كسي شايسته نيست كه خداوند را، جز با دعايي كه او اجازه و بدان دستور داده است، بخواند و خداوند در آيه‌ي دعايي زير كه توسل مشروع را بيان مي‌كند، مي‌فرمايد:(وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ) الأعراف: ١٨٠  (براي خدا نامهايي نيكو است، پس او را با آن نامها بخوانيد و كساني كه در نامهاي او كجروي مي‌كنند را رها سازيد، بزودي كيفر آنچه مي‌كردند را خواهند ديد). «اعراف/»1- امام ابوحنيفه مي‌گويد: «مكروه است در دعا بگوييم: خداوندا! از تو بحق فلان كس، يا بحق پيامبران و رسولانت و يا بحق بيت الحرام و مشعر الحرام، مي‌خواهم مشكلم را حل كني ويا...»(1)
2- امام ابوحنيفه مي‌گويد: براي كسي شايسته نيست خداوند را بجز با خود او(اسمها، صفات و همان روشي كه مشروع قرار داده) بخواند و مكروه است كه بگويد از تو مي‌خواهم به تكيه‌گاههاي عزتِ عرشت(2) يا بحق مخلوقاتت..‌.»                             
سوم: ديدگاه امام ابوحنيفه در اثبات صفات خداوند متعال و رد جهميه.
امام ابو حنيفه مي‌گويد: خداوند با صفات مخلوقات توصيف نمي‌شود و غضب و رضاي او بدون كيفيت دو صفت از صفات او تعالي بشمار مي‌رود، اين عقيده‌ي اهل سنت(3) و جماعت است. 
و خداوند غضب مي‌كند و راضي مي‌شود و جايز نيست كه بگوييم غضب و رضاي خداوند پاداش اوست. و مسلمان بايد خداوند را همان گونه كه او خود وصيف كرده توصيف كند.
و مي‌گويد: خداوند متعال بي نياز است، نزاده و زاده نشده و كسي همتاي او نيست، زنده، توانا، شنوا، بينا، آگاه و عالم است. دست خداوند بالاي دستهاي مخلوقات است و دست و چهره‌ي خداوند متعال همانند دست و (وجه)چه