للَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وهو يَخْطُب. فقلت: يا رسولَ اللَّه، رجُلٌ غَرِيبٌ جَاءَ يَسْأَلُ عن دِينِهِ لا يَدري مَا دِينُه؟ فَأَقْبَلَ عَليَّ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وتَركَ خُطْبتهُ حتى انتَهَى إِليَّ، فَأُتى بِكُرسِي، فَقَعَدَ عَلَيه، وجَعَلَ يُعَلِّمُني مِمَّا عَلَّمَه اللَّه، ثم أَتَى خُطْبَتَه، فأَتمَّ آخِرَهَا. رواه مسلم.

607- از ابو رفاعه تميم بن اسيد رضی الله عنه روايت شده که گفت:
به پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم رسيدم در حاليکه خطبه می خواندند و گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم  مرد غريبی آمده از دين خود می پرسد، که دينش چيست؟
رسول الله صلی الله عليه وسلم  خطبه را ترک نموده بطرفم آمد تا بمن رسيد، چهارپايه ای برايش آوردند و آنحضرت صلی الله عليه وسلم بر آن نشست و مرا از آنچه خدا برايش تعليم داده بود، آموزش داد. و سپس خطبه اش را ادامه داده و به آخر رساند.

608- وعن أَنسٍ رضي اللَّه عنه أَنَّ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم كان إِذَا أَكَلَ طَعَاماً لَعِقَ أَصابِعه الثلاثَ قال: وقال: « إِذَا سَقطَتْ لُقْمَةُ أَحَدِكُم، فَلْيُمِطْ عَنْها الأَذى ، ولْيأْكُلْها، وَلا يَدَعْها للشَّيْطَانِ » وَأَمَر أَنْ تُسْلَتَ القَصْعَةُ قال: « فَإِنَّكُمْ لا تدْرُونَ في أَيِّ طَعامِكُمُ البَركَةُ» رواه مسلم.

608- از انس رضی الله عنه روايت است که:
چون رسول الله صلی الله عليه وسلم  نان می خوردند، سه (3) انگشت خود را مکيده و می فرموده: هرگاه لقمهء يکی از شما افتاد، بايد که خاشاک را از آن دور ساخته و بخورد و برای شيطان نگذارد. و امر نمود که کاسه صاف شود. فرمود: چون شما نمی دانيد که در کدام قسمت طعام شما برکت است.
ش: چرا سه انگشتش را مکيد برای آنکه چون بيشتر از دو انگشت ديگرش به طعام آلوده می شود.
خطابی گويد: شايد برای عدهء متمدن نما اين کار خوش آيند نباشد، در حاليکه طعام چسبيده به انگشتان جزء همان طعامی است که خورده است و هرگاه کل طعام را پليد نمی شمارد اين جزء را نيز بايد پليد نشمارد، در حاليکه شخص انگشتش را به دهن داخل می کندو آن را بد هم نمی شمارد.
و مهمترين دليل برای استحسان اين امر آنست که رسول خدا صلی الله عليه وسلم آن را انجام داده اند.

609- وعن أبي هُريرة رضي اللَّه عنه، عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « ما بعثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلاَّ رعى الغنَمَ » قالَ أَصحابه: وَأَنْت؟ فقال: « نَعَمْ كُنْتُ أَرْعَاهَا على قَرارِيطَ لأَهْلِ مَكَّةَ » رواهُ البخاري.

609- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: خداوند هيچ پيامبری را نفرستاده، مگر اينکه گوسفند چرانيده است. 
يارانش گفتند: شما هم؟
فرمود: بلی من گوسفندانی از مردم مکه را در برابر چند قيراط می چرانيدم.

610- وعنهُ عن النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: لَوْ دُعِيتُ إِلى كُراعٍ أَوْ ذِرَاعٍ لقبلت. وَلَوْ أُهْدى إِليَّ ذِراعٌ أَو كُراعٌ لَقَبِلْتُ » رواهُ البخاري.

610- ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: اگر به پاچهء گوسفندی يا به بازويی دعوت شوم، حتماً دعوت را اجابت می کنم و اگر بمن بازوی يا پاچه ای هديه دهند آنرا می پذيرم.

611- وعن أَنسٍ رضي اللَّهُ عنه قال: كَانَتْ نَاقَةُ رَسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم العَضْبَاءُ لاَ تُسبَقُ، أو لا تكَادُ تُسْبَق، فَجَاءَ أَعْرابيٌّ عَلى قَعُودٍ له، فَسبقَها، فَشَقَّ ذلك عَلى المُسْلمِينَ حَتَّى عَرفَهُ النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فَقَالَ: «حَقٌّ عَلى اللَّهِ أَنْ لاَ يَرْتَفِعَ شَيء مِنَ الدُّنْيَا إِلاَّ وَضَعَهُ» رواهُ البخاري.

611- انس رضی الله عنه روايت نموده گفت:
از ناقهء پيامبر صلی الله عليه وسلم که عضباء نام داشت، سبقت برده نمی شد، يا اينکه به آسانی بر وی سبقت صورت نمی گرفت. باديه نشينی با شتر سواری آمده از آن پيشی گرفت، اين امر بر مسلمين گران آمد، بنحويکه پيامبر صلی الله عليه وسلم هم آن را فهميدند. سپس فرمودند: بر خدا حق است که هيچ چيزی در دنيا گردن فراز نشود، مگر اينکه خوارش نمايد.

45- وعنْ أَبِي هُريرةَ رضي اللَّه عنه أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « لَيْسَ الشديدُ بالصُّرَعةِ إِنمَّا الشديدُ الَّذي يمْلِكُ نَفسَهُ عِنْد الْغَضَبِ » متفقٌ عليه.

45- از ابوهريرة رضی الله عنه روايت است اينکه:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: نيرومند کسی نيست که زياد کشتی بگيرد. نيرومند کسی است که در هنگام خشم بر خويش تسلط داشته باشد.

46- وعنْ سُلَيْمانَ بْنِ صُرَدٍ رضي اللَّه عنهُ قال: كُنْتُ جالِساً مع النَّبِي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، ورجُلان يستَبَّانِ وأَحدُهُمَا قَدِ احْمَرَّ وَجْهُه. وانْتفَخَتْ أودَاجه. فقال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إِنِّي لأعلَمُ كَلِمةً لَوْ قَالَهَا لَذَهَبَ عنْهُ ما يجِد، لوْ قال: أَعْوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ذَهَبَ عنْهُ ما يجد. فقَالُوا لَه: إِنَّ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «تعوَّذْ بِاللِّهِ مِن الشَّيَطان الرَّجِيمِ ». متفقٌ عليه.

46- از سليمان بن صرد رضی الله عنه روايت است که گفت:
با پيامبر صلی الله عليه وسلم نشسته بودم در حاليکه دو مرد همديگر را دشنام می دادند. چهرهء يکی از آنها سرخ گرديده و رگهای گردنش باد کرده بود. پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمودند: من کلمه ای را می دانم که هرگاه آنرا می گفت خشمش فرو می نشست. هرگاه می گفت: ": أَعْوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ " غضب او می رفت. همان بود که به او گفتند: رسول الله صلی الله عليه وسلم  می فرمايد: پناه بجوی به خداوند از شيطان رانده شده.

47- وعنْ مُعاذ بْنِ أَنَسٍ رضي اللَّه عنه أَنَّ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « مَنْ كظَمَ غيظا، وهُو قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَه، دَعَاهُ اللَّهُ سُبْحانَهُ وتَعالَى عَلَى رُؤُوسِ الْخلائقِ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ مَا شَاءَ » رواه أَبُو داوُد، والتِّرْمِذيُّ وقال: حديثٌ حسن.

47- از معاذ بن انس رضی الله عنه روايت است که:
آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که خشمش را فرو خورد، در حاليکه می تواند آنرا عملی سازد خداوند در روز قيامت در برابر سران مردم، او را می خواند و مختارش می سازد تا از آنچه از حور العين می خواهد انتخاب کند.

48- وعنْ أَبِي هُريْرَةَ رَضيَ اللَّهُ عنهُ أَنَّ رَجُلاً قَالَ للنَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: أوْصِني، قال: « لا تَغضَبْ » فَردَّدَ مِراراً قَال، « لا تَغْضَبْ » رواه البخاريُّ.

48- از ابو هريرة رضی الله عنه روايت است که:
مردی به پيامبر صلی الله عليه وسلم گفت: مرا توصيه کن. ايشان فرمودند: خشمگين مشو. آن مرد 