تظر شب مباش و از سلامتی ات برای مريضی ات و از زندگيت برای مرگت بهره گير.

ش: مفهوم حديث اين است که مبادا دنيا هدف مؤمن قرار گيرد، ولی در اينکه دنيا بعنوان وسيلهء در جهت اهداف عاليهء انسانی و اسلامی بکار گرفته شود، جای هيچگونه مناقشه ای نيست، و آيات قرآن کريم و احاديث نبوی صلی الله عليه وسلم مکرراً آن را بيان فرموده اند. (مترجم)

575- وعنه أَنَّ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « ما حَقُّ امْرِيءٍ مُسلِمٍ لَهُ شَيءٌ يُوصِي فِيه. يبِيتُ لَيْلَتَيْنِ إِلاَّ وَوَصِيَّتُهُ مَكْتُوبَةٌ عِنْدَهُ » متفقٌ عليه. هذا لفظ البخاري.
      وفي روايةٍ لمسلم: « يَبِيتُ ثَلاثَ لَيَالٍ » قال ابن عمر: مَا مَرَّتْ عَلَيَّ لَيْلَةٌ مُنذُ سَمِعتُ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال ذلِكَ إِلاَّ وَعِنْدِي وَصِيَّتِي.

575- ابن عمر رضی الله عنهما روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود:
برای مسلمان مناسب نيست، در حاليکه صاحب چيزيست که در آن وصيت صورت می گيرد واو دو شب می گذراند، جز اينکه وصيت او در نزدش نوشته باشد.
و در روايت مسلم آمده که سه شب را می گذراند. ابن عمر رضی الله عنهما گفت: از زمانيکه اين سخن را از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم، يک شب بر من نگذشته، جز آنکه وصيتم در نزدم وجود دارد.
ش: متأسفانه عمل به اين حديث در زمانهء ما متروک گرديده است، در حاليکه داشتن وصيت نامه برای هر مسلمان لازم است و بايد هر مسلمان در خانه اش وصيت نامهء داشته حق خود بر ديگران، و حق ديگران بر خود را، بنگارد تا مديون از دنيا نرود.
جمهور علماء بر اين عقيده اند که وصيت مستحب است، چون پيامبر صلی الله عليه وسلم آن را بر مسلمين حق گردانيده است و اين در وصيت نافله است، اما وصيت ادای دين و استرداد امانات واجب می باشد.

576- وعن أَنس رضي اللَّه عنه قال: خَطَّ النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم خُطُوطاً فقال: « هَذا الإِنسَانُ وَهَذا أَجَلُه. فَبَيْنَما هو كَذَلِكَ إِذ جَاءَ الخَطُّ الأَقْرَبُ » رواه البخاري.

576- انس رضی الله عنه گفت: 
پيامبر صلی الله عليه وسلم چندين خط کشيده و فرمودند: اين انسانست، و اين اجل او و در اثنائيکه به زندگی روزمره اش مشغول است، ناگهان خط نزديکتر او را در می يابد.

577- وعن ابن مسعُودٍ رضيَ اللَّه عنه قال: خَطَّ النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم خَطًّا مُرَبَّعا، وخَطَّ خَطًّا في الْوَسَطِ خَارِجاً منْه، وَخَطَّ خُططاً صِغَاراً إِلى هَذَا الَّذِي في الوَسَطِ مِنْ جَانِبِهِ الَّذِي في الوَسَط، فَقال: « هَذَا الإِنسَان، وَهَذَا أَجَلُهُ مُحِيطاً بِهِ أو قَد أَحَاطَ بِهِ وَهَذَا الَّذِي هُوَ خَارِجٌ أَمَلُهُ وَهَذِهِ الُخطَطُ الصِّغَارُ الأَعْراض، فَإِنْ أَخْطَأَهُ هَذَا، نَهَشَهُ هَذا، وَإِنْ أَخْطَأَهُ هَذا نَهَشَهُ هَذا » رواه البخاري.
 ---- اجل------
|               |
-----------------------آرزو
|--|عوارض|--|

577- از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که پيامبر صلی الله عليه وسلم مربعی را رسم کرده و خط ديگری را از بيرون آن کشيده و خطهای کوچکی بطرف اين خط که در وسط است از طرف آن که در وسط است، کشيده و فرمودند: اين انسان است و اين اجلش که به آن احاطه نموده و آنچه که خارج است، آرزوی اوست و اين خطهای کوچک عوارض است. اگر از اين خطا رود آن ديگری بوی می رسد و اگر از آن خطا کند، آن ديگر بوی می رسد.
در اين حديث تشويق به کوته نمودن آرزو و آمادگی برای مرگ ناگهانی آمده است.

578- وعن أبي هريرة رضيَ اللَّه عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « بَادِرُوا بِالأَعْمَالِ سَبْعاً، هَل تَنْتَظِرُونَ إلاَّ فَقْراً مُنْسِيا، أَو غِنَى مُطغِيا، أَوْ مَرَضاً مُفسِداً، أو هَرَماً مُفَنِّداً، أَو مَوتاً مُجْهزِاً، أَو الدَّجَّالَ، فَشَرُّ غَائِبٍ يُنْتَظَرُ، أَوِ السَّاعَةَ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وأَمَرُّ؟ » رواهُ الترمذي وقال:  حديثٌ حسن.

578- ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: بشتابيد به انجام اعمال صالحه قبل از هفت چيز: آيا منتظريد جز فقری فراموش سازنده، يا ثروتی طغيان آورنده، يا مرضی تباه کننده، يا پيريی خرف کننده، يا مرگی شتابان، يا دجال را و او بدترين غايبی است که انتظارش را داريد، يا قيامت را، و قيامت بزرگترين مصيبت ها و تلخترين آنست.
ش: نتيجه اش اين است که شخص تندرست بی نياز از خلق که در عبادات کوتاهی بکند در حاليکه بايد در استفاده از وقت برای انجام اعمال صالحه توجه کند در کارش ضرر نموده و در معامله اش پشيمان است.
چنانچه در حديث ديگری آمده که: دو نعمت است که بسياری مردم در آن کوتاهی می کنند: تندرستی و فراغت.

579- وعنه قال: قالَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « أَكْثِرُوا ذِكْرَ هَاذِمِ اللَّذَّاتِ » يَعني المَوْت، رواه الترمذي وقال: حديثٌ حسن.

579- ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: زياد ياد کنيد نابود سازندهء لذات را (مرگ).

580- وعن أبي بن كعب رضي اللَّهُ عنه: كانَ رَسولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إِذا ذَهَبَ ثُلثُ اللَّيْلِ، قامَ فقالَ: «يا أَيها النَّاسُ اذْكُرُوا اللَّه جَاءَتِ الرَاجِفَةُ تَتْبَعُهُا الرَّادِفَةُ، جاءَ المَوْتُ بما فِيهِ، جاءَ المَوْتُ بما فِيهِ» قلتُ: يا رَسُولَ اللَّهِ إني أكْثِرُ الصَّلاةَ عَلَيْكَ، فَكَمْ أَجْعَلُ لكَ مِن صَلاتي؟ قال: «ما شِئْتَ» قُلْتُ الرُّبُعَ؟ قال: «ما شئْتَ، فَإِنْ زِدتَ فَهُوَ خَيْرٌ لكَ» قُلُتُ: فَالنِّصْفَ؟ قالَ «ما شِئْتَ، فإِنْ زِدْتَ فهو خَيرٌ لكَ» قُلْتُ: فَالثلثَينِ؟ قالَ: «ما شِئْتَ، فإِنْ زِدْتَ فهو خَيرٌ لكَ» قُلْتُ: أَجْعَلُ لكَ صَلاتي كُلَّها؟ قال: إذاً تُكْفي هَمَّكَ، ويُغُفَرُ لكَ ذَنْبُكَ» رواه الترمذي وقال: حديث حسن.

580- ابی بن کعب رضی الله عنه گفت: 
چون 3/1 شب می گذشت، رسول الله صلی الله عليه وسلم  بلند شده و می فرمود: ای مردم خدا را ياد کنيد، آمد نفخهء اول و بدنبال آن نفخهء – دميدن صور – دوم می شود. مرگ با همهء اهوالش در رسيد، مرگ با همهء اهوالش در رسيد.
گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم! من زياد بر شما درود می فرستم، پس چه اندازه از آن را برای شما بگردانم؟
فرمود: هر چه خواستی!
گفتم: ربع را؟
فرمود: هر چه خواستی و اگر بيفزائی برايت بهتر است.
گفتم: نصف را؟
فرمود: هر چه خواستی، و اگر زياد کردی برايت بهتر است.
گفتم: دو سوم را؟
فرمود: هر چه خواستی،  و اگر افزودی برايت بهتر است.
گفتم: همهء درودم را برای شما ميگردانم.
فرمود: اينطور که شد، رنجت دور گشته و گناهت آمرزيده می شود.

581- عن بُرَيْدَةَ ، رضي اللَّهُ عنه، قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيارَة القُبُورِ فَزُوروها » رواهُ مسلم.
وفي رواية « فم