 ذلِك مِن الإِيمانِ حبَّةُ خرْدلٍ » رواه مسلم.

185- از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هيچ پيامبری را خداوند در امت های گذشته نفرستاد، مگر اينکه برای او از امتش دوستانی خالص بودند و يارانی بودند که به سنت و طريقهء او متوسل شده و به فرمان او اقتداء می کردند، بعداً جانشينانی به مسند خلافت آنان می نشينند که می گويند آنچه را انجام نمی دهند و انجام می دهند، آنچه را که بدان مأمور نشده اند، کسی که با دست خويش با آنها جهاد کند مؤمن است، و کسی که با دلش با آنها جهاد کند مؤمن است، وکسی که با آنها به زبان خويش جهاد کند مؤمن است و ماورای اين بقدر دانهء سپندی ايمان وجود ندارد.

186- الثالث: عن أَبي الوليدِ عُبَادَةَ بنِ الصَّامِتِ رضي اللَّه عنه قال: « بايعنا رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم على السَّمعِ والطَّاعَةِ في العُسْرِ وَاليُسْرِ والمَنْشَطِ والمَكْرَه، وَعلى أَثَرَةٍ عَليْنَا، وعَلَى أَنْ لاَ نُنَازِعَ الأَمْرَ أَهْلَهُ إِلاَّ أَنْ تَرَوْا كُفْراً بَوَاحاً عِنْدكُمْ مِنَ اللَّه تعالَى فيه بُرهان، وعلى أن نقول بالحقِّ أينَما كُنَّا لا نخافُ في اللَّه لَوْمةَ لائمٍ » متفقٌ عليه.

186- از ابوالوليد عباده بن الصامت رضی الله عنه روايت شده که گفت:
پيمان بستيم با رسول الله صلی الله عليه وسلم  به شنيدن و فرمانبرداری کردن در سختی و آسانی در نشاط وعدم نشاط و برگزيدن بر ما و بر اينکه با زمامداران منازعه نکنيم، مگر اينکه کفر آشکاری را ببينيد که دليلی در مورد آن از نزد خداوند متعال داشته باشيد و اينکه حق را بگوئيم در هر کجايی که باشيم و نترسيم در راه خدا از سرزنش ملامتگر.

187- الرَّابع: عن النعْمانِ بنِ بَشيرٍ رضي اللَّه عنهما عن النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « مَثَلُ القَائِمِ في حُدودِ اللَّه، والْوَاقِعِ فيها كَمَثَلِ قَومٍ اسْتَهَمُوا على سفينةٍ فصارَ بعضُهم أعلاهَا وبعضُهم أسفلَها وكانَ الذينَ في أسفلها إِذَا اسْتَقَوْا مِنَ الماءِ مَرُّوا عَلَى مَنْ فَوْقَهُمْ فَقَالُوا: لَوْ أَنَّا خَرَقْنَا في نَصَيبِنا خَرْقاً وَلَمْ نُؤْذِ مَنْ فَوْقَنَا، فَإِنْ تَرَكُوهُمْ وَمَا أَرادُوا هَلكُوا جَمِيعا، وإِنْ أَخَذُوا عَلَى أَيْدِيهِم نَجوْا ونجوْا جَمِيعاً » . رواهُ البخاري.

187- از نعمان بن بشير رضی الله عنهما روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: صفت کسی که در برابر حدود خدا ايستاده است و برای از بين بردن منکرات قيام می کند و صفت کسی که در آن می افتد (تجاوز کند) مانند مردمی است قرعه انداختند که در يک کشتی، بعضی بالا و بعضی در پايان قرار گرفتند، مردمی که در پايان بودند، چون می خواستند آب بنوشند بايد از بالای کسانيکه بالاتر از آنها بودند، می گذشتند با خود گفتند چه می شود که ما در سهم خويش شکافی ايجاد کنيم، و کسانی را که در بالاتر از ما هستند آزار ندهيم. اگر آنها را به کار شان بگذارند، همه هلاک شوند و اگر دست شانرا بگيرند نجات می يابند و همه نجات حاصل می کنند.

188- الخامِس: عَنْ أُمِّ المُؤْمِنِينَ أُمِّ سَلَمَة هِنْدٍ بنتِ أَبِي أُمَيَّةَ حُذيْفَةَ رضي اللَّه عنها، عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم أنه قال: « إِنَّهُ يُسْتَعْملُ عَليْكُمْ أُمَراءُ فَتَعْرِفُونَ وتنُكِرُونَ فَمِنْ كَرِه فقَدْ بَرِىءَ وَمَنْ أَنْكَرَ فَقَدْ سَلِم، وَلَكِنْ منْ رَضِيَ وَتَابَعَ » قالوا: يا رَسُولَ اللَّه أَلاَ نُقَاتِلُهُم؟ قال: «لاَ، مَا أَقَامُوا فِيكُمْ الصَّلاَةَ » رواه مسلم.

188- از ام المؤمنين ام سلمه هند بنت ابی اميه حذيفه رضی الله عنها روايت شده که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: بر شما امرايی تعيين می گردندکه برخی کارهای شان مورد پسند شما و برخی ناپسند شماست. پس کسی که از آن بد برد همانا نجات يافته از گناه و کسی که اعراض کند، سالم مانده است و ليکن کسيکه راضی شود و پيروی کند. 
گفتند: يا رسول الله آيا با آنها بجنگيم؟
فرمود: نه! تا ماداميکه در ميان شما نماز را برپا دارند.
ش: معنايش اين است که بعضی افعال شانرا بواسطهء موافقت با شريعت می پسنديد و بعضی را که مخالف شريعت است بد می بينيد. پس آنکه آن را ناخوش دارد و بدست و زبانش انکار نتواند از گناه نجات يافته و وظيفهء خود را اداء کرده، و آنکه حسب طاقتش از آن بد ببرد از اين معصيت سالم مانده و آنکه به کارشان راضی شده و از ايشان پيروی کند، او گنهکار بشمار می رود.

       189- السَّادس: عن أُمِّ الْمُؤْمِنين أُمِّ الْحكَم زَيْنبَ بِنْتِ جحْشٍ رضي اللَّه عنها أَنَّ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم دَخَلَ عَلَيْهَا فَزعاً يقُول: « لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه، ويْلٌ لِلْعربِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْترب، فُتحَ الْيَوْمَ مِن ردْمِ يَأْجُوجَ وَمأْجوجَ مِثْلُ هذِهِ » وَحَلَّقَ بأُصْبُعه الإِبْهَامِ والَّتِي تَلِيهَا. فَقُلْتُ: يَا رسول اللَّه أَنَهْلِكُ وفِينَا الصَّالحُون؟ قال: « نَعَمْ إِذَا كَثُرَ الْخَبَثُ » متفقٌ عليه.

189- از ام المؤمنين ام الحکم زينب بنت جحش رضی الله عنها روايت شده که گفت:
اينکه پيامبر صلی الله عليه وسلم با حالتی هراسان نزد وی داخل شده فرمود: لا اله الا الله وای باد بر عرب از شری که نزديک شده، امروز از سد يأجوج و مأجوج به اندازهء اين باز شده و انگشت ابهام و انگشت پيوسته بآن را حلقه نمودند.
گفتم: يا رسول الله، آيا هلاک می شويم در حاليکه در ميان ما افراد صالح وجود دارند؟
فرمود: بلی، زمانيکه فسق و فجور زياد شود.
ش: اين حديث می رساند که چون فسق و فجور اشاعه يابد مردم بشکل عام يا هلاکت و نابودی روبرو می شوند، هر چند صالحين زيادی هم موجود باشند، زيرا به شومی معصيت وجود صالحين هم اثر نکرده و هلاکت و نيستی عموميت می يابد.

190- السَّابع: عنْ أَبِي سَعيد الْخُدْرِيِّ رضي اللَّه عنه عن النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِيَّاكُم وَالْجُلُوسَ في الطرُقاتِ » فقَالُوا: يَا رسَولَ اللَّه مَالَنَا مِنْ مَجالِسنَا بُد، نَتحدَّثُ فِيهَا، فقال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: فَإِذَا أَبَيْتُمْ إِلاَّ الْمَجْلِس فَأَعْطُوا الطَّريقَ حَقَّهُ» قالوا: ومَا حَقُّ الطَّرِيقِ يا رسولَ اللَّه؟ قال: « غَضُّ الْبَصَر، وكَفُّ الأَذَى، ورَدُّ السَّلام، وَالأَمْرُ بالْمعْروف، والنَّهْيُ عنِ الْمُنْكَرَ » متفقٌ عليه.

190- از ابو سعيد الخدری رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: پرهيز کنيد از نشستن بر سر راهها.
گفتند: يا رسول الله از اين مجالس چارهء نداريم، در آن با هم صحبت می کنيم.
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هرگاه نشستن را لابدی می دانيد حق راه را بدهيد.
گفتند: يا رسول الله حق راه چيست؟
گفت: پوشيدن چشم و باز داشتن اذيت و رد سلام وامر به کارهای پسنديده و منع از کار ناپسنديده.


