 که بدنبال مجالس ذکر می گردند و هرگاه مجلسی را بيابند، که در آن ذکر است در آن نشسته و برخی برخی را به بالهای خود احاطه می کنند، تا اينکه بين ايشان و آسمان را پر می سازند و چون پراکنده شوند، برآمده و به آسمان بالا می روند و الله عزوجل از آنها سؤال می کند، در حاليکه دانا تر است، از کجا آمديد؟
می گويند: از نزد بندگانی از بندگانت در زمين آمديم که تسبيح و تهليل و تحميدت را انجام داده و از تو درخواست می کردند؟
می فرمايد: از من چه می طلبند؟
می گويند: از تو بهشت را می طلبند.
می فرمايد: آيا بهشت را ديده اند؟
می گويند: نی پروردگارا!
می فرمايد: چگونه است اگر آن را ببينند؟
می گويند: از تو امان می خواهند.
فرمود: از چه امان می خواهند؟
می گويند: يا رب از دوزخت!
می فرمايد: آيا دوزخ مرا ديده اند؟
می گويند: نه.
می فرمايد: پس چگونه است، هرگاه دوزخم را ببينند؟
می گويند: و از تو آمرزش طلبند.
پی می فرمايد: همانا برای شان آمرزيدم ودادم برای شان آنچه را که درخواست کردند. و امان دادم آنها را از آنچه که امان خواستند.
فرمود: يا رب! در ايشان فلانی بندهء بسيار خطاکاری است، همانا می گذشت و همراه شان نشست.
پس می فرمايد: و برای او هم آمرزيدم. آنها گروهی اند که همنشين شان به ايشان بدبخت و شقی نمی شود.
1448- وعنهُ عنْ أَبي سعيدٍ رضِي اللَّه عنْهُمَا قالا: قَالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لا يَقْعُدُ قَوْمٌ يذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ حفَّتْهُمُ الملائِكة، وغشِيتهُمُ الرَّحْمةُ ونَزَلَتْ علَيْهِمْ السَّكِينَة، وذكَرَهُم اللَّه فِيمن عِنْدَهُ » رواه مسلم.

1448- از ابو هريره و ابو سعيد رضی الله عنهما مروی است که گفتند:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: هيچ گروهی نمی نشينند که ذکر خدا را نمايند، مگر اينکه ملائکه آنان را احاطه نموده و رحمت آنها را می پوشاند و بر ايشان آرامش و سکون فرود آيد و خدای تعالی آنها را در کسانی که نزد اويند، ياد فرمايد.

 1449- وعن أَبي واقِدٍ الحارِثِ بن عَوْفٍ رضيَ اللَّه عنْهُ أَنَّ رسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم بيْنَما هُو جَالِسٌ في المسْجِد، والنَّاسُ معه، إِذ أَقْبلَ ثَلاثَةُ نَفَر، فأَقْبَل اثْنَانِ إِلى رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وذَهَب واحدٌ، فَوقَفَا على رسول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم. فَأَمَّا أَحدُهُما فرأَى فُرْجَةً في الحلْقَة، فجَلَسَ فيها وأَمَّا الآخَر، فَجَلَس خَلْفَهُم، وأَمَّا الثالثُ فَأَدبر ذاهبا. فَلمَّا فَرَغَ رسُول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: أَلا أُخبِرُكم عن النَّفَرِ الثَّلاثَة، أَمَّا أَحدُهم، فَأَوى إِلى اللَّهِ فآواه اللَّه وأَمَّا الآخرُ فَاسْتَحْيي فاستحيي اللَّهُ مِنْهُ وَأَمَّا الآخر، فأَعْرض، فأَعْرض اللَّهُ عنْهُ » متفقٌ عليه.

1449- از ابو واقد حارث بن عوف رضی الله عنه روايت است:
در اثنائيکه رسول الله صلی الله عليه وسلم در مسجد نشسته بودند و مردم هم حضور داشتند، سه نفر جانب آنحضرت صلی الله عليه وسلم روآوردند که دو نفر شان آمده و يکنفر رفت و آن دو بالای سر آنحضرت صلی الله عليه وسلم ايستادند.
يکی از آنان گشادگی ای در حلقه ديده و در آن نشست و ديگری پشت سر شان نشست و اما سومی پشت گردانيده و رفت. چون رسول الله صلی الله عليه وسلم فارغ گشت، فرمود: آيا شما را از سه نفر خبر ندهم؟ يکی از آنان به خدا بازگشت نموده و خداوند او را جای داد، و اما ديگر حياء کرد و الله تعالی از وی حياء نمود و اما سومی اعراض نمود و الله تعالی از وی اعراض کرد.

  1450- وعن أبي سعيد الخُدْريِّ رضي اللَّه عنْهُ قال: خَرج معاوِيَة رضي اللَّه عَنْهُ علَى حَلْقَةٍ في المسْجِد، فقال: ما أَجْلَسكُم؟ قالُوا: جلَسْنَا نَذْكُرُ اللَّه. قَال: آللَّهِ ما أَجْلَسكُم إِلاَّ ذَاك؟ قالوا: ما أَجْلَسنَا إِلاَّ ذَاك، قال: أَما إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُم تُهْمةً لَكُم وما كانَ أَحدٌ بمنْزِلَتي مِنْ رسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم أقلَّ عنْهُ حَدِيثاً مِنِّي: إِنَّ رسُول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم خرَج علَى حَلْقَةٍ مِن أَصحابِه فقال: « ما أَجْلَسكُم؟ » قالوا: جلَسْنَا نَذكُرُ اللَّه، ونحْمدُهُ علَى ماهَدَانَا لِلإِسْلام، ومنَّ بِهِ عليْنا. قَال: « آللَّهِ ما أَجْلَسكُمْ إِلاَّ ذَاك؟ قالوا: واللَّه ما أَجْلَسنا إِلاَّ ذَاك. قال: « أَما إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهمةً لكُم، ولِكنَّهُ أَتانِي جبرِيلُ فَأَخْبرني أَنَّ اللَّه يُباهِي بِكُمُ الملائكَةَ » رواهُ مسلم.

1450- از ابو سعيد خدری رضی الله عنه روايت است که:
معاويه رضی الله عنه به حلقهء در مسجد برآمده و گفت: په چيز سبب نشستن شما شده؟
گفتند: نشسته ذکر خدا را می کنيم.
گفت: شما را سوگند به خدا که جز آن چيز دگری سبب نشستن شما نشده؟
گفتند: ما را جز آن چيز ديگری نشانده.
گفت: من شما را به واسطهء هيچ تهمتی سوگند ندادم و هيچکس مثل من به رسول الله صلی الله عليه وسلم نزديک نبوده و هيچيک کمتر از من حديث روايت نکرده. همانا رسول الله صلی الله عليه وسلم در حلقهء از يارانش برآمده و فرمود: چه چيز شما را نشانده؟
گفتند: نشستيم و بواسطهء که خداوند تعالی ما را به اسلام هدايت نموده و به آن بر ما منت گذاشته، ذکر و حمد او را می گوئيم.
فرمود: شما را به خدا که جز اين چيزی سبب نشستن شما نشده؟
اما من شما را سوگند ندادم بواسطهء که شما را متهم می دارم و ليکن مطلب اين است که جبرئيل عليه السلام نزدم آمده و خبرم داد که خداوند تعالی به شما در برابر فرشتگان فخر می کند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:63.txt">1</a><a class="text" href="w:text:64.txt">3</a><a class="text" href="w:text:65.txt">4</a></body></html>248- باب اذکار و اورادی که در هنگام صبح و شام خوانده می شود

قال الله تعالی: { وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ} الأعراف: ٢٠٥
و قال تعالی: {وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا} طه: ١٣٠
و قال تعالی: { وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ} غافر: ٥٥
و قال تعالی: { فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ{36} رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ} {37} النور: ٣٦ – ٣٧
و قال تعالی: { إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ} ص: ١٨

خداوند می فرمايد: و ياد کن پروردگارت را در ضميرت به زاری و ترسکاری، و ياد کن پروردگارت را با کلامی آهسته تر از بلند آوازی، در بامداد و شبانگاه و مباش از غافلان. اعراف: 205
و می فرمايد: و تسبيح گوی با حمد پروردگارت، پيش از بر آمدن آفتاب و پيش ا