له عليه وسلم  فرمود: هرگاه لقمهء يکی از شما افتاد، بايد آن را بگيرد و خاشاکی که بدان چسبيده، دور کند و بايد آن را خورده و برای شيطان نگذارد و تا انگشتان خود را نمی ليسد، دست خود را با دستمال پاک نکند، زيرا وی نمی داند که در کدام بخش طعام او برکت نهاده شده است.

752- وعنه أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «إِن الشَّيْطَانَ يَحضرُ أَحدَكُم عِند كُلِّ شَيءٍ مِنْ شَأْنِهِ، حتى يَحْضُرَهُ عِندَ طعَامِهِ، فَإِذا سَقَطَتْ لُقْمةُ أَحَدِكم فَليَأْخذْهَا فَلْيُمِطْ ما كانَ بها مِن أَذى، ثُمَّ ليَأْكُلْهَا ولا يَدَعها للشَّيْطَانِ، فإذا فَرغَ فَلْيلْعَقْ أَصابِعِهُ فإِنَّه لا يدري في أَيِّ طعامِهِ البرَكَةُ» رواه مسلم.

752- از جابر رضی الله عنه روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: حقا که شيطان در وقت انجام هرکاری با شما حاضر می شود، حتی که در وقت نان خوردنش هم با او حاضر می شود. پس هرگاه لقمهء يکی از شما افتاد، بايد آن را بگيرد و خاشاک آن را دور کند و باز آن را خورده و برای شيطان نگذارد، و چون فارغ شد، بايد انگشتان خود را بليسد، زيرا او نمی داند که در کدام بخش طعام او برکت نهاده شده است.

753- وعن أَنسٍ رضي اللَّه عنه قال: كان: رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إِذا أَكَلَ طعَاماً، لعِقَ أَصَابِعَهُ الثَّلاثَ، وقالَ: «إِذا سقَطَتْ لُقمةُ أَحدِكم فَلْيَأْخُذْها، وليمِطْ عنها الأذى، وليَأْكُلْهَا، ولا يَدعْهَا للشَّيطَانِ» وأَمَرنَا أَن نَسلتَ القَصعةَ وقال: إِنَّكم لا تدْرُونَ في أَيِّ طَعَامِكم البَركةُ» رواه مُسلمٌ.

753- از انس رضی الله عنه روايت است که:
چون رسول الله صلی الله عليه وسلم  طعامی را تناول می نمود، هر سه انگشت خود را ليسيده و می فرمود: چون لقمهء يکی از شما افتاد بايد آن را بگيرد و خاشاک را از آن دور نموده آن را خورده و برای شيطان نگذارد و ما را امر نمود که کاسه را تميز کنيم و فرمود: شما نمی دانيد که در کدام قسمت طعام شما برکت وجود دارد.

754- وعن سعيد بنِ الحارث أَنَّه سأَل جابراً رضيَ اللَّه عنه عن الوضوءِ مِمَّا مَسَّتِ النَّارُ، فقال: لا، قد كُنَّا زمنَ النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم لا نجدُ مثلَ ذلك الطعامِ إِلاَّ قلِيلاً، فإِذا نَحنُ وجدناهُ، لَم يَكْنْ لَنَا مَنَادِيلُ إِلا أَكُفَّنَا وسَوَاعدنَا وأَقْدَامَنَا، ثُمَّ نُصَلِّي وَلا نَتَوَضَّأُ. رواه البخاري. 

754- از سعيد بن حارث روايت شده که:
وی از جابر رضی الله عنه در مورد وضوء از آنچه به آتش پخته شده، پرسيد. پس گفت: ما در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم مثل اين طعام را بجز کم نمی ديديم واگر آن را می يافتيم، دستمالی بجر دستها و بازوها و قدمهای مان نداشتيم، سپس نماز می خوانديم و وضوء هم نمی گرفتيم.


61- الثَّاني: عن أبي ذَرٍّ جُنْدُبِ بْنِ جُنَادةَ ، وأبي عبْدِ الرَّحْمنِ مُعاذِ بْنِ جبل رضيَ اللَّه عنهما، عنْ رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، قال: « اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُمَا كُنْتَ وأَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحسنةَ تَمْحُهَا، وخَالقِ النَّاسَ بخُلُقٍ حَسَنٍ » رواهُ التِّرْمذيُّ وقال: حديثٌ حسن.

61- از ابو ذر و معاذ بن جبل رضی الله عنهما روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود، از خدا بترس هر کجايی که بودی و در مقابل بدی نيکی کن تا آنر محو نمايد، و با مردم به شيوهء نيکو و اخلاق حسنه رفتار کن.

62- الثَّالث: عن ابنِ عبَّاس، رضيَ اللَّه عنهمَا، قال: « كُنْتُ خَلْفَ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يوْماً فَقال: « يَا غُلامُ إِنِّي أُعلِّمكَ كَلِمَات: « احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ  احْفَظِ اللَّهَ تَجِدْهُ تُجَاهَك، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَل اللَّه، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّه، واعلَم: أَنَّ الأُمَّةَ لَو اجتَمعتْ عَلَى أَنْ ينْفعُوكَ بِشيْء، لَمْ يَنْفعُوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَد كَتَبَهُ اللَّهُ لَك، وإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوك بِشَيْء، لَمْ يَضُرُّوكَ إِلاَّ بَشَيْءٍ قد كَتَبَهُ اللَّه عليْك، رُفِعَتِ الأقْلام، وجَفَّتِ الصُّحُفُ».
رواهُ التِّرمذيُّ وقال: حديثٌ حسنٌ صَحيح.
وفي رواية غيرِ التِّرْمِذي: « احفظَ اللَّهَ تَجِدْهُ أَمَامَك، تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ في الرَّخَاءِ يعرِفْكَ في الشِّدةِ ، واعْلَمْ أَنّ مَا أَخْطَأَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصيبَك، وَمَا أَصَابَكَ لمْ يَكُن لِيُخْطِئَكَ واعْلَمْ أنّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْر، وأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْب، وأَنَّ مَعَ الْعُسرِ يُسْراً » .

62- از ابن عباس رضی الله عنهما روايت است که گفت:
روزی در پشت سر پيامبر صلی الله عليه وسلم بر مرکب شان سوار بودم بعد فرمود: فرزندم چند سخن برايت تعليم می دهم: خدا را حفظ کن تا ترا حفظ کند. بياد خدا باش او را در برابرت می يابی. اگر چيزی می خواهی از خدا بخواه، و اگر ياری می جويی از خدا بجو و بدان که اگر تمام مردم جمع شوند تا به تو نفعی برسانند، نفع رسانده نمی توانند، مگر چيزی را که خداوند برايت نوشته است واگر همه جمع شوند تا به تو ضرری برسانند، ضرری رسانده نمی توانند، مگر آنچه خداوند برايت نوشته و مقدر کرده است. قلم ها برداشته شده و صحيفه خشک گرديده است.
و در روايت ترمذی آمده: بياد خدا باش، او را در برابر خود می يابی، در هنگام فراخی خدا را بشناس تا در سختی ها ترا بشناسد، و بدان آنچه که بايد بتو نرسد، نمی رسد و آنچه که بايد بتو برسد حتماً رسيدنی است، و بدان که ياری و مدد با صبر و پايداری، گشادگی با سختی و دشواری با آسانی است.
ش: حافظ ابن رجب در جامع العلوم و الحکم می گويد: بدان که سؤال از خداوند به بندگانش لازمست، زيرا در سؤال کردن اظهار خواری و نياز مسائل مطرح می شود و در آن اعتراف صورت می گيرد به قدرت آنکه سؤال از وی می شود بر رفع ضرر و رسيدن به هدف و نياز و تواضع جز در برابر خدا شايسته نيست.
و مراد از رفع اقلام ترک نوشتن بدان است و مراد از صحف اوراقی است که در آن مقادير کائنات نوشته شده است و اين کنايه است از مقدم بودن مقادير کائنات و فراغت از آن.

63- الرَّابع: عنْ أَنَس رضي اللَّهُ عنه قال: « إِنَّكُمْ لَتَعْملُونَ أَعْمَالاً هِيَ أَدقُّ في أَعْيُنِكُمْ مِنَ الشَّعَر، كُنَّا نَعْدُّهَا عَلَى عَهْدِ رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم مِنَ الْمُوِبقاتِ » رواه البخاري. 

63- از انس رضی الله عنه روايت است که گفت:
شما مرتکب اعمالی می شويد که در نظر تان باريکتر از مو است با اينکه در عهد پيامبر صلی الله عليه وسلم ما آنرا از جملهء مهلکات می شمرديم.

64- الْخَامِس: عَنْ أبي هريْرَةَ ، رضي اللَّه عنه، عن النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَغَارُ، وَغَيْرَةُ اللَّهِ تَعَالَى، أنْ يَأْتِيَ الْمَرْءُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ » متفقٌ عليه.

64-