ال کنند، بايد بدانند خدا با ما است، و ‫بحول و قوه الهي حقايق را مي‌‌گوئيم، و مي‌‌نويسيم و از ‫ملامت ملامت‌کننده، و حملة اراذل و سفله ترسي نداشته ‫و از خداوند متعال تأثير مي‌‌خواهيم. ‫ترس از مردم يا از روی طمع در اموال خلقست، يا ‫خوف از آنان، و علاج اين دو مرض را از سقاخانة ‫اميرالمؤمنين يافتيم که مي‌‌فرمايد: ((وإِنَّ الأمْرَ بِالْمَعْرُوفِ والنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ ولا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ)) أمر بمعروف و نهي از منکر اجل مقدر را نزديک ‫نمي‌کند، و روزی مقرر را کم نمي‌‌گرداند.

‫هرگز غم نان و ترس جان ما را مانع از اظهار غيرت ‫ايمان نخواهد شد. سعدی گويد: نصيحت پادشاهان کسي ‫را مسلّم است که بيم سر ندارند و اميد زر. 

نهايت آنست ‫که به کمي چربي طعام بايد قناعت کرد، و قطع الفت از ‫فجرة لئام بايد نمود، هر کس قطع آفت طمع و رفع علت ‫احتياج از مزاج کرد در شجاعت شير، و در اقامه دين دلير ‫است. ‫

تمامي اين زحمات و مشتقات را برای يوم تبلي السراير ‫تهيه نموده، و در محضر ختمي مرتبت پای ميزان عدل ‫الهي با دشمنان خود محاکمه کرده، و آنان را به منتقم ‫حقيقي واگذار مي‌‌کنيم. 

‫بذر سخني که امروز کاشتيم، مسلماً ‫روزی به ثمر ‫خواهد رسيد، و اميد است جوانان تحصيل کرده که نظر ‫من کاملاً با آنانست، هدايت شده و اجتماع آتيه در زير ‫پرچم توحيد سعادتمند گرديده، موفق به تشکيل مدينة ‫فاضله گردند. ‫ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيْمِ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ. ‫شريعت سنگلجي ‫2631 قمری‫بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سُبحان من دانت له السموات والأرض بالعبودية، وأحمد من شهدت له جميع الخلائق على اختلاف ألسنتهم بالربوبية، وأشهد أن محمداً عبده و رسوله المُجتبى أشرفُ المخلوقاتِ وأفضلُ البرَّية، وأصلي عليه وآله كما صلى عليه هو وملائكته أفضل صلاةٍ وأكمل تحيةْ.

رسول اکرم مي‌‌فرمايد: ((بَدَأَ الإسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ غَرِيبًا كَمَا بَدَأَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ، الَّذِينَ يُصْلِحُونَ ما أفَسَدَهُ النَّاسُ من السُنَّة)). 

اسلام هنگامي ظهور کرد که غريب(1) و بي‌مانند ‫بود. مردم آن زمان، آن سنخ کلمات را نشنيده بودند، ‫مقاصد اسلام و دستورالعمل مقدس آن در ميان اعراب، ‫بلکه همة بشر، سخني تازه و مخالف عقايد و عادات بود، ‫زيرا همگي منهمک در پرستش بت، و عبادت سنگ، قبر، و ‫آتش بودند، و انبياء و ملائکه را عبادت مي‌‌کردند: ﴿.. وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؟!﴾ (آل عمران/80)، چنانکه ‫نصاری عبادت عيسي ميکردند و صدوقيه از يهود عزير را ‫پسر خدا مي‌‌دانستند. خلاصه همه چيز مورد پرستش بود، ‫جز خدای رب‌العالمين، و مقصد مقدس ختمي مرتبت (صـ) ‫خواندن مردم به پرستش خدای واحد بود، و چون اين ‫دعوت بخدای واحد و بر انداختن بتها بر خلاف عقايد و ‫عادات بود، از اينرو سخنان پيغمبر عجيب بنظر مي‌‌آمد، ‫چنانکه قرآن از قول مشرکين مي‌‌فرمايد: ﴿أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا؟ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ﴾ (ص/5)، آيا خدايان را، خدای واحد ‫گردانيد؟ اين چيزی بس عجيب است. 

زماني که پيغمبر ‫فرمود: بگوئيد: لا إلَهَ إلا اللّهُ تا رستگار شويد، مشرکين در ‫شگفت شدند، و گفتند چگونه ما خدای واحد را پرستش ‫کنيم؟ اين شخص قصد آن دارد که ما را از پرستش خدايان ‫باز داشته و عبادت را بخالق جهان منحصر کند.

وَسَيَعُودُ غَرِيْبَاً: بزودی اسلام غريب مي‌‌شود، چنانکه در ‫اول ظهورش غريب بود. توحيد حقيقي و فضائل اخلاقي و ‫سنت مسلم پيغمبر از ميان مسلمانان مي‌‌رود، و به جای ‫آنها شرک و رذائل و بدعت جايگزين مي‌‌شود، بطوريکه اگر ‫کسي دعوت بتوحيد حقيقي کند سخنان او عجيب بنظر ‫مي‌آيد.

‫سبحان‌ الله! طوری اسلام و مقاصد مقدس پيغمبر ‫آخرالزمان (صـ) از ميان مسلمانان رفته و گم شده‌است، که ‫با هيچ مشعل و چراغي نمي‌‌توان آنرا پيدا کرد. چنان ‫تاريکي جهل و بت‌پرستي عالم اسلام را احاطه کرده و ‫غبار بدعت روی قرآن را گرفته که با هيچ آبي شسته ‫نمي‌شود، و با هيچ زباني نمي‌‌توان مقاصد مقدسش را بيان ‫کرد، و بواسطه بي ‌خبر بودن مردم از قرآن و دين، و گم ‫شدن مقاصد سيدالمرسلين از هر طرفي مدعيان باطل ‫و غولان ضال به جان يک عده مسلمان جاهل افتاده و خود ‫را هادی و راهنما نام نهاده، و نفاق بين مسلمانان ‫افکنده‌اند، و اين مردم نادان بيچاره را به بيابان تاريک و ‫وحشتناک گمراهي مي‌‌کشانند، به ناچار سرانجام آن جز ‫هلاک دنيا و آخرت چيزی نخواهد بود.

﴿قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾ (الزمر/46).

بايد خون گريست! چنان اسلام تحريف شده، و خرافات ‫و اباطيل جای حقايق دين را گرفته که اگر کسي دين ‫حقيقي را معرفي کند، مردميکه از علوم دين سطری ‫نخوانده، و از قرآن و سنت پيغمبر و آثار ائمة دين؛ به ‫هيچ وجه باخبر و مستحضر نيستند، بلکه از معارف يقيني و ‫دستور ختمي مرتبت (صـ) فرسنگها دور و بسلاسل و اغلال ‫کفر و خرافات مقيد، و تحقيقاً خارج از دين، و کافر به ‫شريعت سيد المرسلين (صـ) ‌اند، اين بيچاره‌ی واقف به ‫حقيقت دين را تکفير مي‌‌کنند، و آن عامي نادان خيال مي‌كند که اينان حَمَلة دين و مروج شريعت خيرالمرسلين ‫(صـ) مي‌باشند! (وای اگر از پس امروز بود فردائي!). 

‫البته جمعي که دستور آسماني را فراموش کرده، و ‫قرآن را پشت سر انداخته‌اند، و هزاران افتراء به آن زده و ‫مي‌گويند قرآن محرف و غيرقابل فهم است، و هفتاد معني ‫دارد، چگونه مي‌‌توانند هدايت شوند؟

خداوندا چرا دين تو را ‫خراب مي‌‌کنند؟... پروردگارا چرا با دستور تو اينگونه بازی ‫مي‌کنند؟ 

‫مسلمانان! چشم باز کنيد تا اين قبيل کلمات شما را ‫فريب ندهد، از قرآن دورتان نکند! از شر اين غولان به لا ‫يزال پناه ببريد. اين مقالت زنادقه اسلام است که ‫مي‌گويند، قرآن محرف و غير قابل فهم است. آنان ‫مي‌خواستند مصادر ديني را از شما بگيرند، و بجای آن ‫بدعت و خرافات را جايگزين کنند. ‫

چه شد آن تاج افتخار توحيدی که پيغمبر آخرالزمان بر ‫فرق امت خود بگذاشت؟ امروزه اين تاج لگدمال اوهام و ‫خرافات شده، و بت‌پرستي‌ها بنام دين اسلام رونق تمام ‫پيدا کرده‌است. اسلام حقيقي امروزه غريب‌تر است تا ‫روز ظهورش، و همچنين مسلمان واقعي ميان مردم غريب ‫و تنهاست، و چگونه غريب نباشد در حاليکه مردم در عقايد ‫و عادات هفتاد و دو فرفه، بلکه بيشتر شده‌اند که هر ‫گروهي تابع شخصي است، و او مذهبي احداث کر