گناهكار بالخصوص باعث فلاح و نجات دنيا و آخرت گردد. والله تعالي هو المؤفق.

اللهم ارنا الحق حقاً و ارزقنا اتباعه و ارنا الباطل باطلاً و ارزقنا اجتنابه و صلي الله و سلم و بارك علي سيدنا و شفيعنا محمد و آله و اصحابه اجمعين.
طالب دعا احقر محمود اشرف غفر الله له
خادم دارالافتاء – جامعه دارالعلوم كراچي 
25/1/1416
اگر به دلايلي كه در مورد عقيده امامت و خطبه غدير، در اين تحرير، بطور اختصار تقديم شد به ديده انصاف نگاه شود هيچ شك و ترديدي در اين باره باقي نمي ماند كه موقف شيعه، با كتاب الله و سنت رسول الله ص و اجماع صحابه و تعامل اهل بيت, كاملاً مخالف است. شيعه براي اثبات موقف خود، از قرآن و سنت، هيچ دليل واضحي ندارد. مگر اينكه تكيه بر روايتهاي موضوعي بكنند كه خودشان در كتابهايشان جمع كرده اند و پايه گمراهي خود را بر آن نهاده اند.
ما در اين نوشته خود، از بنياد و اساس گمراهي شيعه «عقيده امامت» به اختصار بحث كرديم و حقيقت و ماهيت دلائل شيعه به ويژه نحوه استدلالشان را از حديث غدير براي اثبات اين عقيده مزعومه را بحمد الله تعالي مختصراً به حضورتان تقديم كرديم. از رحمت الله تعالي اميدواريم كه براي يك خواننده بي طرف، اين تحرير مختصر, كافي باشد. (تقبله الله تعالي و نفع به).
اگر كسي بخواهد مفصلاً از اختلافات سني و شيعه آگاه شود به كتابهايي كه به تفصيل در اين موضوع نوشته شده مراجعه كند. از آنها نام چند كتاب مهم كه ما نيز به هنگام تحرير از اين كتابهاي قيمتي و پرارزش استفاده كرده ايم در ذيل مي آيد:
1)	منهاج السنه النبويه  		حافظ ابن تيميه
2)	العواصم من القواصم 	 	قاضي ابوبكر بن العربي
3)	الصواعق المحرقه   		علامه ابن حجر الهثيمي
4)	تحفة اثنا عشرية   		عبدالعزيز محدث دهلوي
5)	هديه الشيعه   		 رشيد احمد گنگوهي
6)	هدايه الشيعه  	            محمد قاسم نانوتوي
7)	هدايت الرشيد    	           خليل احمد سهارنپوري
8)	مطرقه الكرامه   	           مولوی خليل احمد سهارنپوري

اللهم ارنا الحق حقا وارزقنا اتباعه و ارنا الباطل باطلاً و ارزقنا اجتنابه، و صلي الله و سلم و بارك علي حبيبنا و شفيعنا سيدنا محمد و آله و صحبه اجمعين

 محمود اشرف عثماني غفر الله له
دار الافتاى جامعه دارالعلوم كراچى
4 ربيع الاول 1414 هـ

علامه سيد ابوالحسن حسني ندوي (رح) در اواخر كتاب خود «المرتضى» كه در تاريخ زندگاني علي (رض)  نوشته شده، پيرامون عقيده امامت اثنا عشريه مطالب بسيار جالب و خواندني تحرير فرموده اند كه جهت استفاده علاقمندان بحث امامت به فارسي برگردانده و با كسب اجازه از استاد محترم محمود اشرف عثماني به آخر كتاب «عقيده امامت و حديث غدير» ضميمه مي شود.
مترجماز صفحات گذشته كاملاً معلوم شد كه بزرگان اهل بيت، به عقائد پاكيزه اسلام اعتقاد جازم داشتند. عقائدي كه از پيغمبر ص وجد امجدشان به آنها رسيده بود؛ يعني توحيد خالص و عقيده واضح و بي غبار ختم نبوت. طبق عقيده اجماعي سواد اعظم امت و اهل سنت، بر اين ايمان داشتند كه دروازه وحي بسته شده است؛ دين به پايه تكميل رسيده است؛ سعادت دنيا و نجات آخرت منوط به همين دين است و دين كامل همين است كه الله تعالي درباره آن مي فرمايد:
 [اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا]   {المائده:3}                                                                                                        
 امروز من براي شما دين را تكميل، و نعمت خودم را بر شما تمام و  دين اسلام را براي شما، انتخاب و پسند كرده ام.
بعد از اين نه نبوتي خواهد ‌آمد و نه به طرزي جديد كار شريعت سازي خواهد بود. در دين نه گنجايش كم كردن است و نه اجازه اضافه كردن. اين همان عقيده اي بود كه از سيدنا علي رض گرفته تا آن كساني كه احوال زندگيشان در كتابهاي تاريخ و تذكره محفوظ هستند همگي به آن سختي معتقد بودند و مي توان آنها را از هر لحاظ بطور مثال و نمونه ارائه داد.
سفيان از مطرف و او از شعبي و شعبي از ابو جحيفه روايت مي كند كه من از حضرت علي رض پرسيدم كه ‌‌‌آيا به شما چيزي علاوه از قرآن هم، مستقيماً از رسول الله ص رسيده است؟ (ديگران بي اطلاع از آن باشند (1)) فرمود: «قسم به ذاتي كه دانه را شكافت و جاندار را آفريد نزد من چيزي نيست مگر اينكه الله همان فهمي را كه براي  فهم قرآن به كسي مي بخشد به من داده است يا چيزهايي كه در صحيفه ام هستند.» پرسيدم در صحيفه شما چيست؟ پاسخ داد: «ديه مسلمان(2) ، آزادي زندانيان و اينكه مسلمان در عوض كافر قتل كرده نشود». (3)
.........................
(1) بدين سبب اين سوال پرسيده شد كه برخي از مردم گمان مي كردند كه بسياري از چيزها به حضرت علي رض  گفته شده كه به طور وصيت و راز در سينه اش پنهان بود.
(2) ديه مسلمانان مقتول (در عوض) چند شتر داده شود و تاوان آن به ورثه اش چگونه پرداخت شود؟
(3) مسند علي بن ابي طالب رض و مسند الامام احمد بن حنبلاز آنچه گفته شد مانند روز روشن به اثبات رسيد كه اهل بيت كرام، بر عقيده و مسلك اجماعي امت با تمام شدت پا برجا و دعوتگران آن بودند. آنان خودشان را پايبند پيروي از كتاب و سنت و فردي از امت محمدي باور مي كردند كه فقط بخاطر عمل، تقوي، علم و اخلاقشان مي توانستند مستحق امتياز و احترام باشند [إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ] {الحجرات:13}  اما بعدها مزاجي پديد آمد كه روح جاهليت قديمه، و اديان محرفه، زير آن كار مي كرد و تمدنها و فلسفه هايي كه در عهد قديم، در يونان، ايران، هندوستان و چين شكوفا شده به اوج خود رسيده بودند بر آن تأثير گذاشته بود. مزاج و طرز تفكر، اينطور بود كه خاندان حكمروا و افراد خاندانهايي كه از عهد قديم، رهبري روحاني يا مذهبي داشته اند و كساني كه با رياضتهاي سخت و مجاهدتهاي بزرگ، اعتبار اخلاقي و روحاني خويش را برتر و بالاتر از سطح ديگران قبولانيده اند؛ معصوم شناخته شوند و چشم بسته به آنان اين حق و اختيار داده شود كه قوانين مذهبي را مي توانند تبديل كنند، تغيير دهند و بشكنند و در قانون سازي، اختيار كامل با آزادي تمام داشته باشند. 
در پذيرش و نشر اين نظريه، خواسته هاي رواني و انگيزه هاي دروني نيز سهيم بوده اند:
1_ بوسيله اين، آدمي از دردسرهاي پاسخگويي و مسئوليت فردي راحت مي شود. در هر امر و معامله اي، اعتماد به يك طبقه خاص يا به فرد يا افراد خاندان مخصوص كه نمايندگي اين قوم و ملت را مي كنند كفايت مي كند.
2_ اعتماد، احترام، انقياد و اطاعت كامل، وابسته به يك خاندان مخصوص يا به بعضي از افراد آن مي شود و اين كار، از اتباع شريعت كامل و وسيع كه در هر قدمش احكام و پايبندي ها است، اجتهادات علماء هم هست، ذخيره وسيع فقهي هم هست؛ آسان معلوم مي شود.
3_ بهره كشي از خاندان يا فردي يا چند فرد از آن، آسان است. با راضي نگهداشتن آن، مي توان سيادت و قيادت بدست آورد. براي تكميل خواهشات نفسي و غرايز جنسي فردي, فرصتي مناسب است. از بسياري از مشكلات رهائي حاصل مي شود. با اندك كوششي به آنها تقرب يافته آن