ص امام سابق بر امام لاحق چنانكه معلوم خواهد شد كه ائمه اثني عشر صلوات الله عليهم هم منصوصند به امامت از جانب خدا و رسول و امام سابق».(1)  
يعني هر امام سابق به امام لاحق خود خبر داده بود كه به امامت رسيده است. اگر اين ادعاي شيعه پذيرفته شود كه امامي، ديگري را به امامت برگزيده يا خبر به امامت رسيدنش را داده بود، از كجا ثابت مي شود كه الله تعالي تا قيامت فقط دوازده امام تعيين كرده است. بسيار عجيب است كه شيعه از يك طرف امامت را جزو عقايد مي داند (براي اثبات عقيده، نص صريح قرآن يا احاديث متواتره لازم است و از قول يك شخص خواه از بزرگترين اولياي خدا به شمار آيد ثابت نمي شود) و از طرف ديگر اين عقيده را فقط با گفتة يك نفر مي پذيرد؟ آيا اين، از عجائب و شگفتيهاي دنياي علمي نيست؟ 
يقيناً دربارة دوازده امام، هيچ آيه اي در قرآن كريم وجود ندارد؛ ولي آيا در احاديث متواتره، ذكري از اين دوازده امام آمده است؟ براي يافتن پاسخ اين سؤال، به بررسي كتب معتبر احاديث مي پردازيم، متأسفانه اينجا نيز در اين باره حديثي متواتر نمي يابيم. فراتر از اين، در تمام ذخيرة معتبر حديث، حديثي كه در آن ذكري از دوازده امام معصوم، كه شيعه معتقد بر امامت آنهاست، شده باشد وجود ندارد. علماي شيعه از همين يك حديث مجمل استدلال مي كنند كه شما آن را در نامة گراميتان نوشته ايد. اما از هيچ روايت از رواياتي كه اين حديث مجمل در كتب حديث آمده، امامت دوازده امام معصوم به اثبات نمي رسد. در صحيح بخاري، كتاب الاحكام، باب استخلاف (7222) اين حديث با اين الفاظ آمده است: 
عن عبدالملك سمعت جابر بن سمره، قال سمعت النبي يقول يكون اثنا عشر اميراً - فقال كلمة لم اسمعها - فقال ابي انه قال كلهم من قريش. 
عبدالملك مي گويد: من از جابر بن سمره شنيدم كه مي گفت: من از رسول اكرم ص شنيدم كه فرمودند: دوازده امير خواهند آمد - پس از آن چيزي گفتند كه من نتوانستم بشنوم - پدرم به من گفت: حضرت رسول اكرم ص فرمودند: تمامي اين اميران از قريش خواهند بود. (2) 
همين حديث با روايتهاي مختلف در كتاب الامارة صحيح مسلم نيز آمده است. همچنين در كتاب الفتن جامع ترمذي، در كتاب الهدي ابو داود و در مسند امام احمد هم اين روايت مذكور است. راوي همة اين روايات، جابر بن سمره رض مي باشد. با توجه به تمامي روايات در اين زمينه، جريان از اين قرار بوده است (با اشاره به فرقي كه در روايات هست)(3) :
حضرت جابر بن سمره رض مي فرمايد: من و پدرم به خدمت حضرت رسول اكرم ص حاضر شديم. روز جمعه بود. شامگاهان بود. اين همان روزي بود كه در آن ماعز اسلمي سنگسار شده بود (صحيح مسلم) زمان حجه الوداع بود. سواري پدرم به سواري حضرت رسول اكرم ص خيلي نزديك بود. (مسند امام احمد) من از رسول الله ص شنيدم كه مي فرمودند: (1) دوازده امير خواهند آمد. (بخاري) (2) اين امر به انتها نخواهد رسيد تا وقتي كه در ميان آنان دوازده خليفه نگذرد. (مسلم) (3) امور مردم ادامه خواهد داشت تا زماني كه دوازده مرد حاكم نشوند. (مسلم) (4) اسلام همچنان غالب باقي خواهد ماند تا دوازده خليفه (5) دين زنده و قائم خواهد ماند تا آنكه قيامت وقوع پذيرد يا دوازده خليفه بر شما حكم برانند (مسلم) (6) دين هميشه پيروز باقي خواهد ماند تا زمان دوازده خليفه (ابو داود). بر اين سخن مردم تكبير گفتند و شور و غوغايي بپاخاست. در اين هنگام رسول اكرم ص چيزي گفتند كه من نفهميدم. از پدرم جويا شدم كه حضرت رسول اكرم ص چه فرمودند؟ پدرم گفت: ايشان فرمودند: همگي از قريش خواهند بود. (4) 
كل واقعه كه از مجموعة روايات بخاري، مسلم، ترمذي، ابو داود و احمد ثابت مي شود همين قدر است كه در بالا تحرير شد. در اين واقعه، جمله اي را كه حضرت جابر بن سمره رض از حضرت رسول اكرم ص بيان مي كند راويان با شش لفظ نقل كرده اند. ما اين شش لفظ را با ذكر منابع در ضمن واقعه آورديم. پس از بررسي تمام اين روايات، چهار مطلب آشكارا معلوم مي شود. 
1-	در هيچيك از روايتها نه نامي از امامان است و نه نشاني از امامت. 
2-	در تمام روايات يا لفظ امير آمده يا خليفه و يا حاكم. 
3-	چه كسي مي تواند انكار كند كه دوازده امام شيعه غير از سيدنا حضرت علي رض و سيدنا حضرت حسن رض، هيچ كدام از اين بزرگان در زندگاني خويش نه امير شدند و نه خليفه و نه حاكم. 
بنابراين، از اين روايات چگونه مي توان دوازده امام را مراد گرفت كه شيعه آنان را ائمه معصوم قرار مي دهد.
4- نزد شيعه، دوازده امام معصوم، از اهل بيت مي باشند. در حالي كه طبق تمام روايات، منظور از دوازده امير يا خليفه اي كه در حديث شريف مذكورند كساني هستند كه متعلق به قبيلة قريش مي باشند.(5)  در يك روايت هم لفظ اهل بيت وارد نشده است. در نتيجه، از هر سو كه به اين حديث نظر افكنده شود امامت دوازده امام از آن به هيچ وجه به اثبات نمي رسد. براي همين، بسيار درست و بجاست اگر بگوييم كه اين دوازده امامي كه شيعه معتقد به امامت آنهاست وجودشان نه از قرآن مجيد ثابت است و نه از حديثي صحيح. كمترين طالب علم قرآن و حديث هم مي تواند به آساني از عهدة رد اين عقيده برآيد. 
.........................
(1) حق اليقين في معرفه اصول الدين ص 37 طبع كتابفروشي اسلاميه تهران
(2) فتح الباري: 13/211 طبع لاهور
(3) راجع تكمله فتح الملهم للشيخ محمد تقي العثماني حفظه الله تعالي ص 183 الي 287 ج 3.
(4) بخاري، مسلم، ابوداوود، ترمذي، مسند احمد
(5) علماء و شارحين حديث در تعيين مصداق اين دوازده خليفه قريشي بسيار كلام كرده اند. (الف) نزد برخي از شارحين مراد دوازده خليفه ابتداي اسلام بشمول خلفاي اربعه است. (ب) نزد بعضي دوازده خليفه پس از خلفاي راشدين است. (ج) دوازده خليفه قرب قيامت مراد است. (د) نزد بعضي از ابتداي اسلام تا قيامت دوازده خليفه نامور و عادل مراد است. جهت تفصيل مراجعه شود به: فتح الباري ج 13 ص 211 تا 215 تكمله فتح الملهم ج 3 ص 283 تا 287.شما در دو نكته پيشين عقيده امامت ديديد كه براي اثبات اين عقيده بزرگ، شيعه به لحاظ دلايل، چقدر به قحط زدگي مبتلاست و هيچ دليل صحيحي از قرآن و سنت، آنان را تأييد نمي كند.
نكته سوم شيعه اين است كه حضرت رسول اكرم ص پس از خود، حضرت علي رض را امام بلافصل خود قرار داده بودند. شيعه براي اثبات اين نكته سوم، خيلي پافشاري از خود نشان داده است. چرا كه طبق خيالشان، اگر پس از رسول الله ص امامت بلافصل براي حضرت علي رض ثابت شود امامت ائمه ديگر (دوازده امام) يكي پس از ديگري خود به خود ثابت خواهد شد. چرا كه همگي آنها وابسته به اهل بيت بودند. به همين خاطر، شيعه به جاي اينكه نكته اول و دوم – عقيده امامت و دوازده امام – را از قرآن و سنت ثابت كند (يا به عبارت ديگر پس از شكست خوردن و ناكام ماندن در اين كوشش) مي كوشد تا امامت بلافصل حضرت علي رض را به اثبات برساند تا اينكه نكته اول – عقيده امامت – و نكته دوم – دوازده امام – در ضمن اين نكته سوم، خود به خود ثابت گردد.
از اين كوشش با درك يا بي درك شيعه، به اين واقعيت پي مي بريم كه اختلاف شيعه با جمهور اهل سنت، اختلاف 