د، واينگونه، احساس غربت از تو دور مي شود و وحشت تو به انس واندوهت به شادماني وسرور تبديل مي گردد، زيرا تو در اين صورت احساس مي كني كه همه آنان در پيمودن اين راه ومنهج همراه ومونس تو هستند.
•	احساس برگزيدگي، خداوند متعال مي فرمايد: 
﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى﴾ (النمل:).
((ستايش براي خداست، وسلام بر آن بندگانش كه (آنان را) برگزيده است)).
باز مي فرمايد:
﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾ (فاطر: 32).
((آنگاه كتاب (آسماني) را به آنان به ارث داديم كه از (ميان) بندگانمان برگزيديم)).
ونيز مي فرمايد:
﴿وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ﴾ (يوسف: 6).
((واينگونه پروردگارت تو را برمي گزيند واز تعبير خوابها به تو مي آموزد)).
همانگونه كه خداوند پيامبران را برگزيده صالحان و نيكوكاران نيز بهره اي ازاين گزينش دارند، زيرا بخشي از علوم انبيا را به ارث برده اند.
* اگر خداوند تو را به صورت جماد ويا حيوان ويا كافري ملحد و يا دعوتگري به سوي ضلالت ويا به صورت فاسق ويا مسلماني غير داعي به اسلام ويا دعوتگري به راهي پر از خطا واشتباه، مي آفريد، آنگاه چه احساسي مي داشتي؟
* آيا احساس به برگزيدگي واينكه خداوند تو را مسلماني دعوتگر به سوي اهل سنت وجماعت قرارداده است، ازعوامل ثبات واستقامت تو بر راه وروشي كه برگزيده اي نيست؟
9 – دعوت دادن:
اگر نفس حركت وفعاليتي نداشته باشد متعفن مي گردد، دعوت به سوي الله يكي از بزرگترين مجالات حركت وانطلاق نفس است، دعوت، وظيفه پيامبران ورها كننده نفس از عذاب است، در دعوت نيروها و استعدادها، شكوفا مي گردد وكارهاي بسيار عظيمي انجام مي شود.
﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾ (الشورى: 15).
((پس به (سوي) اين دين دعوت كن و آنچنان كه مامور شده اي استقامت نما)).
واين گفته كه ((فلاني اصلا تغيير نکرده است)) به هيچ عنوان صحيح نيست زيرا اگر نفس را به طاعت پروردگار مشغول نسازي بي گمان تو را به معصيت وادار خواهد نمود وايمان كم وزياد مي گردد.
دعوت بوسيله زبان به سوي راه راست، توأم با تلاش فكري وجسماني، بگونه اي كه دعوت تنها هم ومشغله انسان باشد، تلاشهاي شيطان مبني بر گمراهي وي را، خنثي مي سازد.
علاوه بر اين هنگامي كه دعوتگر در ميدان دعوت كار ميكند، در نفس او احساس مبارزه با مشكلات و مخالفان واهل باطل ايجاد ميگردد وبدين سبب ايمانش ترقي مي يابد ودر كار خويش استوارتر مي شود.
پس اينگونه، دعوت علاوه بر ثواب بسيار عظيمي كه در آن نهفته است يكي از اسباب ثبات واستقامت و عاملي است مهم كه انسان را از بازگشت وسير قهقرايي باز مي دارد، زيرا كسي كه هجوم مي برد نيازي به دفاع ندارد. و خداوند همراه دعوتگران است، آنان را ثابت واستوار نگاه مي دارد، داعي همانند طبيبي است كه با علم وآگاهي و تجربه خويش با بيماري مبارزه ميكند و باتوجه به علم تجربه اش، خود كمتر در معرض ابتلا به بيماري قرار دارد.
10 – تقرب به عوامل ثابت نگاه دارنده:
عناصري كه حضرت پيامبر صلي الله عليه وسلم درباره ويژگي آنها فرموده اند:
«إن من الناس ناساً مفاتيح للخير مغاليق للشر» .
((بسياري از مردم دروازه هاي خير وسدهايي در برابر شر هستند)).
جستجوي علما، صالحان ودعوتگران مؤمن وجمع شدن دور آنها، عاملي ياري دهنده بر صبر واستقامت است، در تاريخ اسلامي فتنه هايي برپا شده كه خداوند متعال بوسيله مرداني مؤمن، مسلمانان را در آن فتنه ها ثابت واستوار نگاه داشته است، مانند موردي كه علي بن المديني رحمه الله درباره آن مي گويد: خداوند در بحران ارتداد دين را بوسيله حضرت صديق رضي الله عنه و در فتنه خلق قرآن بوسيله امام احمد بن حنبل رحمه الله، ياري نمود .
ببين علامه ابن قيم رحمه الله درمورد نقش استادش شيخ الاسلام در تثبيت افرادش چه مي گويد:
((هرگاه ترس بر ما غلبه مي كرد واز شكست بيم مي داشتيم چاره اي ديگر نمي يافتيم به شيخ روي مي آورديم وبه مجرد ملاقات با او وشنيدن سخنانش تمام آن بيم وواهمه از بين مي رفت و به توان ويقين واطمينان مبدل مي گشت، پاك است خدايي كه بهشت را در دنيا به بندگانش نشان داد و دروازه هايش را در سراي عمل برويشان گشود و آنان را از نسيم عطر آگينش بهره اي داد كه شيفته آن گشتند وبا تمام توان ونيروي خويش در طلب آن بر آمدند وبراي رسيدن به آن، باهم به مسابقه پرداختند)) .
بنابراين اخوت اسلامي يكي از عوامل اساسي تثبيت وپايداري به شمار مي آيد، پس برادران نيكوكار وافراد برگزيده ومربيان اسلامي، دراين راه ياور تو وپايگاه مستحكمي هستند كه مي تواني به آنها پناه ببري و آنان، با علم ودانشي كه دارند تو را ثابت واستوار نگاه مي دارند، پس مصاحبت آنان را برخود لازم بگير واز تنهايي بپرهيز مبادا كه شيطان تو را شكار كند زيرا گرگ هميشه گوسفندي را شكار مي كند كه از گله دور افتاده باشد.
11 – مطمئن بودن به ياري خداوند و اينكه آينده از اسلام است.
هنگاميكه پيروزي به تاخير مي افتد خيلي بيشتر به استقامت نياز داريم تا مبادا در لحظات واپسين متزلزل شويم، خداوند متعال مي فرمايد:
﴿وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ * وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ * فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ (آل عمران: 146- 148).
((وچه بسا پيامبراني كه مردان الهي فراوان به همراه آنها جنگ كردند آنها هيچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها رسيد سست نشدند و ناتوان نگرديدند وزبوني نشان ندادند وخداوند استقامت كنندگان را دوست مي دارد، گفتار آنها فقط اين بود كه پروردگارا ما را ببخش واز تندرويهاي ما در كارها صرفنظر كن، قدمهاي ما را ثابت بدار وما را بر گروه كافران پيروز بگردان، لذا خداوند پاداش اين جهان وپاداش نيك آن جهان را به آنها داد)).
در دوران شكنجه وعذاب هنگاميكه پيامبر صلي الله عليه وسلم مي خواست ياران جفا كشيده خويش را دلگرمي دهد وبر راه اسلام ثابت نگاه دارد، آنان را بشارت مي داد كه آينده از آنِ اسلام است. در حديث خباب در صحيح بخاري آمده: «وليتمنَّ اللهُ هذا الامر حتي يسير الراكب من صنعاء إلي حضرموت ما يخاف إلا الله والذئب علي غنمه» .
((خداوند اين دين را استقرار خواهد بخشيد تا اينكه سواري، مسافت ميان صنعاء تا حضرموت را بدون هيچگونه ترس از دشمني، مي پيمايد، مگر خوف خداوند وبيم گرگ بر گوسفندان)).
پس بيان احاديثي كه در آنها بشارت داده شده كه آينده از آن اسلام است، براي تربيت