مت من به هفتاد و سه فرقه، تقسیم می شوند».
تفرقه ناشی از اختلاف در مذاهب و آراء است اگر معنای تفرقه را جداشدن جسم ها بدانیم که این معنای حقیقی تفرق است، و اگر معنای تفرق را در مذاهب و آراء بدانیم، همان اختلاف است، مانند این آیه که خداوند می فرماید:(وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ) آل عمران: ١٠٥.
پس باید به این اختلاف و تفرق نگاه شود که علت آن چیست؟
اختلاف و تفرق دو علت دارد: اول- بندگان هیچ دخالتی در آن ندارند و به قدر برمی گردد.
دوّم- اکتسابی است و انسان ها خودشان عامل آن شده اند. این علت دوّمی مقصود و مورد نظر ما در این باب است که می خواهیم درباره اش بحث کنیم؛ ولی علت اول را به عنوان مقدمه ای برای علت دوّم قرار می دهیم؛ چون معنای ریشه داری دارد که بر کسی که می خواهد در زمینه‏ی بدعت ها آگاه شود، واجب است که به آن توجه کند.
پس به امید خدا می گوییم: 
خداوند متعال می فرماید:(وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ(118) إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ (119)) هود: ١١٨ - ١١٩ «‏ (اي پيغمبري كه آزمند بر ايمان آوردن قوم خود و متأسّف بر روي گرداني ايشان از دعوت آسماني هستي ! بدان كه) اگر پروردگارت مي‌خواست مردمان را (همچون فرشتگان در يك مسير و بر يك برنامه قرار مي‌داد و) ملّت واحدي مي‌كرد (و پيرو آئين يگانه‌اي مي‌نمود،  و آنان در ماديات و در معنويات و در انتخاب راه حق يا راه باطل اختيار و اختلافي نمي‌داشتند . آن وقت جهان به گونه ديگري در مي‌آمد) ولي (خدا مردمان را مختار و با اراده آفريده و) آنان هميشه (در همه چيز،  حتّي در گزينش دين و اصول عقائد آن) متفاوت خواهند ماند . ‏ (مردمان بنا به اختلاف استعداد،  در همه‌چيز حتي در ديني كه خدا براي آنان فرستاده است متفاوت مي‌مانند) مگر كساني كه خدا بديشان رحم كرده باشد (و در پرتو لطف او بر احكام قطعي الدلاله كتاب خدا متّفق بوده،  هرچند در فهم معني ظنّي الدلاله آن كه منوط به اجتهاد است،  اختلاف داشته باشند) و خداوند براي همين (اختلاف و تحقّق اراده و رحمت) ايشان را آفريده است، ».خداوند سبحان در این آیه خبر می دهد که مردم پیوسته تا ابد با هم اختلاف دارند با وجودی که اگر خدا می خواست آنان را متفق گرداند، قطعاً می توانست این کار را بکند، ولی علم قدیم خدا بر این رفته که آنان را برای اختلاف آفریده است. این رأی جماعتی از مفسران درباره‏ی آیه‏ی مذکور است. عبارت: (وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ )هود: ١١٩یعنی: و خدا انسان ها را برای اختلاف آفریده است. این رأی از مالک بن انس روایت شده است. وی گوید: خدا انسان ها را آفریده تا گروهی در بهشت و گروهی در جهنم باشند. مانند این رأی از حسن نیز نقل شده است. ضمیر در عبارت:(خَلَقَهُمْ) هود: ١١٩به کلمه‏ی «الناس» بر می گردد. پس امکان ندارد جز آنچه علم قدیم بر آن رفته و مقدر شده، از انسان ها چیزی سر زند.
منظور در اینجا اختلاف در صورت ها و قیافه ها مثل نیکو و زشت، بلند قد و کوتاه قد، و اختلاف در شکل ها مثل سرخ و سیاه، و نیز اختلاف در اصل خلقت مثل کامل الخلق و ناقص الخلق، نابینا و بینا، کر و شنوا، و نیز منظور اختلاف در  اخلاق و خصلت ها مثل شجاع و ترسو، بخشنده و بخیل و مانند آنها از اوصافی که انسانها در آن اختلاف دارند، نیست.
بلکه منظور، فقط اختلاف دیگری است و آن اختلافی است که خداوند، پیامبران را فرستاده تا درباره‏ی آن میان اختلاف گنندگان حکم کنند؛ همان طور که خداوند می فرماید:(کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ) البقرة: ٢١٣
«‏ مردمان (برابر فطرت در آغاز از نظر انديشه و صورت اجتماعي يك‌گونه و) يك دسته بودند .  (كم‌كم دوره صِرف فطري به پايان رسيد و جوامع و طبقات پديد آمدند و بنا به استعدادهاي عقلي و شرائط اجتماعي،  اختلافات و تضادهائي به وجود آمد و مرحله بلوغ و بيداري بشريّت فرا رسيد) پس خداوند پيغمبران را برانگيخت تا (مردمان را به بهشت و دوزخ) بشارت دهند و بترسانند . و كتاب (آسماني) كه مشتمل بر حق بود و به سوي حقيقت (و عدالت) دعوت مي‌كرد،  بر آنان نازل كرد تا در ميان مردمان راجع بدانچه اختلاف مي‌ورزيدند داوري كند (و بدين وسيله مرحله نبوّت فرا رسيد . آن گاه) در (مطالب و حقّانيّت) كتاب (آسماني) تنها كساني اختلاف ورزيدند كه در دسترسشان قرار داده شده بود،  و به دنبال دريافت دلائل روشن،  از روي ستمگري و كينه‌توزي (و خودخواهي و هواپرستي،  در پذيرش و فهم و ابلاغ و اجرا كتاب) اختلاف نمودند (و مرحله اختلاف در دين و ظهور دينداران و دين‌سازان حرفه‌اي فرا رسيد و زمينه بروز و سلطه طاغوت فراهم شد) . پس خداوند كساني را كه ايمان آورده بودند،  با اجازه خويش (كه مايه رشد فكري و ايمان پاك و زمينه رستن از انگيزه‌هاي نفساني و تمسّك كامل به كتاب آسماني است) به آنچه كه حق بود و در آن اختلاف ورزيده بودند،  رهنمون شد،  و خداوند هر كسي را كه بخواهد به راه راست (كه همان راه حق است) رهنمود مي‌نمايد (تا حق را از ميان انحرافها و اختلافها دريابند،  و مرحله برگشت به دين راستين و حاكميّت كتاب و شريعت فرا رسد) . ‏». و آن، اختلاف در آراء و مذاهب و ادیان و معتقداتی که با خوشبختی و بدبختی انسان در آخرت و دنیا ارتباط دارد، می باشد.
این معنا، مرادِ آیاتی است که اختلاف موجود میان مردم در آن آمده است، ولی این اختلافی که میان مردم واقع شده به چندین صورت است: 
------------------------------------------------------------------------------
1) تخریج آن از پیش گذشت.این رأی جماعتی از مفسران از جمله عطاء می باشد. وی درباره‏ آیه‏ ی:(وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ(118) إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ (119))هود: ١١٨ -١١٩. گوید: اینان، یهود و نصارا و مجوس و پیروان دین حنیف هستند و منظور از عبارت:(رَّحِمَ رَبُّکَ)هود: ١١٩. پیروان دین حنیف می باشد. ابن وهب آن را روایت کرده است، و این معنایی است که در آیه‏ی مذکور در وهله‏ی نخست به ذهن انسان می رسد.
اصل این اختلاف در توحید و توجه به خدای واحد و حق است؛ چون مردم در اکثر کارها اختلاف نکرده اند در اینکه تدبیر کننده ای دارند که برای امورشان تدبیر می کند و آفریننده ای دارند که آنان را به وجود آورده است، ولی در تعیین این تدبیر کننده و آفریننده آراء و نظرات مختلفی دارند. عده ای قائل به دو خدا، عده ای قائل به پنج خدا هستند و بعضی طبیعت و عده ای زما