روریه است یا نه؟ او در پاسخ این آیه را مشمول حروریه نخواند.
از علی بن ابی طالب روایت است که وی آیه¬ی 103 سوره¬ی کهف: « بالاخسرین اعمالاً» بر حروریه تفسیر کرده است. 
همچنین از عبدالله بن حمید از ابی الطفیل(40) (رض) روایت کرده است که گفت: ابن کوّاء(41)  به نزد علی بن ابی طالب(رض) رفت و گفت یا امیرالمومنین، این آیه به چه کسانی اشاره می¬کند:
(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا)الكهف: ١٠٤
«آنان كسانيند كه تلاش و تكاپويشان (به سبب تباهي عقيده و باورشان در زندگي دنيا هدر مي‌رود (و بيسود مي‌شود) و خود گمان مي‌برند كه به بهترين وجه كار نيك مي‌كنند »
امام علی پاسخ داد آنان همان اهل حروراء و از خوارج‎اند. این جمله همچنین در تفسیر سفیان ثوری (ص 179) آمده است.
در جامع ابن وهب آ مده که ابن الکواء از امام علی در باره (آیه 103 سوره کهف) سوال کرد علی به او گفت: از منبر بالا بیا ـ علی روی منبر بود ـ ابن کواء دو پله بالا رفت امام او را با عصایی که در دستش بود گرفت و شروع به زدن او کرده وگفت منظور این آیه تو و یاران توست.
عبد بن حمید همچنین از محمد بن جبیر بن مطعم روایت کرده است که گفت: «فردی از قبیله بنی اود (عشایر مذجح) به من خبر داد؛ روزی علی برای مردم در عراق سخنرانی می¬کرد و او خود شنید که به ناگاه ابن الکواء از گوشه¬ی مسجد فریاد زد، ای امیر المومنین، منظور از «الاخسرین اعمالا» چه کسانی هستند؟ علی در پاسخ گفت: تو و یاران تو و سرانجام ابن الکواء در جنگ خوارج کشته شد»
بعضی از اهل تفسیر روایت کرده¬اند که: ابن الکواء سوال کرده بود و علی در پاسخ گفته بود: شما اهل حروراء که خوارجید و منافقان و کسانی که نیکی را با منت و آزار نهادن باطل و بی اثر خواهند کرد.
پس روایت اولی دلالت¬گر این نکته است که اهل حروراء(خوارج) کسانی هستند که بخشی از مفاد آیه شامل آنان می¬شود. برای همین خداوند سبحان در وصف آنان گفته است: «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ»: آنان کسانی هستند که سعی و تکاپویشان در زندگی دنیا هدر می رود»و آنها را گمراه خوانده است، گرچه گمان برند هدایت یافته-اند» (کهف/104) باز این آیه می¬رساند که آن¬ها بدعت گزارند در تمامی اعمال خود و این مصداق عمومیت دارد و حال از اهل کتاب باشند یا خیر. از آن جهت که رسول خداص فرمود: « کلُّ بدعةٍ ضلالةٌ(42) : هر بدعتی گمراهی است» به مدد باری تعالی شرح این حدیث، خواهد آمد. (باب دوم)
در تفسیر این آیه دو دیدگاه با هم جمع می¬شوند و آن تفسیر سعد بن ابی وقاص است که آن گمراهان را به یهود و نصارا تفسیر کرد و تفسیر علی بن ابی طالب که آن¬ها را به بدعت گزاران تفسیر نمود؛ زیرا همگی آن¬ها در یک چیز اشتراک دارند و آن بدعت گزاری است برای همین برداشت غلط نصارا از بهشت و آن¬چه در آن است به کفر تفسیر شد و آن  فقط برداشتی شخصی و بدون ارائه حجّت بود.
امّا آیات سه¬گانه(27 بقره/ 103 کهف/5 صف) همگی در یک نقطه اشتراک دارند و آن نکوهش بدعت و صاحبان بدعت است و سخن سعد بن وقاص((رض)) که به بدعت گزاران اشاره کرده است. حال در هر صورت، منظور این آیات، بدعت گزاران هستند به آن¬چه در آن¬ها در نکوهش، رسوایی و بد فرجامی آن¬ها آمده است. حال آیه به لفظ عام باشد چنانکه در آیه¬ی 27 سوره بقره آمده است یا به وصف چنانکه در آیه¬ی 5 سوره¬ی صف به آن اشاره شده است.
ابن وهب روایت کرده است: نوشته‎ای برای رسول خدا آوردند [که نوشته¬های آن از آن یهود بود] و آن بر استخوان پهن شانه نوشته شده بود. پس فرمود: کفایت می¬کند، قومی گمراه یا نادان حساب شوند و از چیزی که پیامبرشان آورده روی برتابند و به چیز دیگری علاقه¬مند شوند و به آن یا به نوشته¬ای عشق بورزند، جدا از آن¬چه پیامبرشان گفته است»(43)  بعد از آن این آیه نازل شد:
(أَوَلَمْ يَکْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ )العنكبوت: ٥١
 آیا همین اندازه برای آنان کافی نیست که ما این کتاب را بر تو نازل کرده‎ایم و پیوسته بر آن خوانده می‎شود.
و عبد بن حمید از حسن روایت کرده است که گفت: رسول خداص فرمود: من رغب عن سنّتی فلیس منی : هرکس از سنّت و سلوک من روی برتابد از من نیست. » سپس این آیه را خواند:
(قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) آل عمران: ٣١
 بگو اگر خدا را دوست می¬دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده و مهربان است»
عبد بن حمید و دیگران از عبدالله‎بن‎عباس(رض) روایت کرده¬اند که درباره آیه¬ی 5 سوره انفطار که می‎فرماید:(عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ) الانفطار: ٥ 
آنگاه هرکس می¬داند چه چیزهایی را پیشاپیش فرستاده است و چه چیزهایی را واپس نهاده است وبر جای گذاشته است» گفت: منظور این است: آن¬چه را انسان از عمل نیک یا بد پیشاپیش فرستاده است و آن¬چه را که انسان از اعمال و کارها واپس نهاد که بعداز مرگش بدانها عمل می شود»
این تفسیر، خود نیازمند تفسیری دیگر است از عبدالله بن مسعود روایت شده است که گفت: آن¬چه را از خیر پیشاپیش فرستاده است و آن¬چه را که از کارهای نیکو (صدقات جاریه) که بعد از مرگ او در دنیا باقی می¬ماند و بدان¬ها عمل می¬شود. لذا برای چنین کارهای خدا پسندانه¬ای که بعد از مرگ او آثار آن هنوز برپاست پاداشی خواهد بود؛ مانند پاداش کسی که بدان عمل می¬کند خواهد بود. بدون اینکه از اجر و پاداش آنان چیزی بکاهد و آن¬چه را از کار بد بعد از مرگش واپس نهاده است گناه آن بر اوست بدون اینکه گناه آنان از گناه کار بودن او چیزی بکاهد»
این روایت را ابن المبارک و دیگران تخریج و روایت کرده ‎اند(44) .
از سفیان بن عیینه(45)  و ابی قلابه و غیر ایشان روایت شده است که گفته¬اند: هر صاحب بدعت و کار شگفت و دروغی، خوار و ذلیل است» و به این آیه از قرآن کریم استدلال کرده¬اند که می¬فرماید:
(إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَکَذَلِکَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ) الأعراف: ١٥٢
آنان که گوساله را معبود خود کردند خشم عظیمی از سوی پروردگار ایشان را فرا می گیرد وخواری شدیدی به ایشان دست می دهد کسانی را هم که به خدا دروغ بندند اینچنین جزا و سزا می دهیم»
ابن وهب از مجاهد، در باره آیه¬ی12سوره¬ی یاسین روایت کرده است:
(إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ) يس: ١٢
ما خودمان مردگان را زنده می¬گردانیم و چیزهایی را که پیشاپیش فرستاده¬اند وچیزهایی را که بر جای نهاده¬اند می¬نویسیم» می¬گوید: آن¬چه را از کار نیک و بد و گمراهی پیشاپیش فرستاده¬اند و مردم آن¬ها را بعد از ایشان به ارث برده¬اند»
از ابن ع