‌ خواهد بود» گويندگان ‌اين‌ سخن‌ كفارند به‌طور عام، يا كفار مكه‌اند به‌طور خاص‌. يعني: فتحي‌ كه‌ آن‌ را به‌ ما وعده‌ مي‌دهيد ـ يعني‌ روز قيامت‌ ـ چه‌وقت‌ است‌؟ روز قيامت‌ روز فتح ‌ناميده‌ شد زيرا خداي‌ عزوجل‌ در آن‌ ميان‌ بندگانش‌ داوري‌ مي‌كند. به‌قولي‌ ديگر مراد از فتح: روز بدر، يا روز فتح‌ مكه‌ است‌.
از قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌است: اصحاب‌ رسول‌‌خدا‌ص به‌ كفار مي‌گفتند: قطعا روزي‌ براي‌ ما فرامي‌رسد كه‌ در آن‌ مي‌آساييم‌ و مورد انعام‌ و اكرام‌ قرار مي‌گيريم‌. پس‌ مشركان‌ از روي‌ تكذيب‌ و عناد و ناباوري‌ گفتند: اگر راست‌ مي‌گوييد، چه‌ وقت‌ اين‌ فتح‌ براي‌ شما خواهد رسيد؟ كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
	سوره سجدة آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: روز فتح، كافران‌ را ايمانشان‌ سود نمي‌بخشد» يعني: چنانچه‌ ايمان‌ آورند؛ «و آنان‌ مهلت‌ داده‌ نمي‌شوند» و عذاب‌ از آنان‌ به‌ تأخير افگنده‌ مي‌شود پس‌ نبايد آن‌ را به‌ ريشخند گيرند.
 
	سوره سجدة آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس، از آنان‌ روي‌ بگردان‌» يعني: از حماقت‌ و تكذيبشان‌ روي‌ برتاب‌ و جز آنچه‌ كه‌ بدان‌ مأمور شده‌اي، پاسخي‌ ديگر به‌ آنان‌ نده‌ «و منتظر باش، كه‌ آنها نيز در انتظارند» يعني: روز فتح‌ را انتظار بكش‌ و به‌ تكذيب‌ آنان‌ اهميت‌ نده، كه‌ آنان ‌نيز در حق‌ تو انتظار حوادث‌ و رخدادهاي‌ زمان‌ را مي‌كشند؛ مانند مرگ، يا شكست، يا كشته‌ شدنت‌ تا به‌پندار خود از دست‌ تو راحت‌ شوند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ نزول‌ اين‌ آيه، قبل ‌از صدور دستور جهاد بود.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1414.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:1415.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:1416.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:1417.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:1418.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:1419.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:1420.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ احزاب ﴾</a></body></html>سوره أحزاب آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ پيامبر! از خدا بترس‌» يعني: بر تقوا و ترس‌ از الله (ج) مداومت‌ كن‌ و بر اين ‌تقوي‌ بيفزاي‌. ابن‌كثير به ‌نقل‌ از طلق‌بن‌حبيب‌ مي‌گويد: «تقوا اين‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله ‌نوري‌ از جانب‌ حق‌ تعالي‌ كه‌ با توست‌ و به‌ اميد دريافت‌ پاداش‌ وي، به‌ طاعتش ‌عمل‌ كني‌ و به‌ وسيله‌ همين‌ نور و از بيم‌ عذابش، نافرماني‌ وي‌ را فروگذاري‌». «و از كافران‌ اطاعت‌ نكن‌» مراد مردم‌ مكه‌ و همانندان‌ آنانند. ابن‌ كثير در معني‌ آن ‌مي‌گويد: «يعني‌ از آنان‌ نشنو و با آنان‌ مشورت‌ نكن‌». «و نيز» اطاعت‌ نكن‌ «از منافقان‌» يعني: از كساني‌ كه‌ اسلام‌ را آشكار و كفر را پنهان‌ مي‌دارند «بي‌گمان ‌خداوند داناي‌ حكيم‌ است‌» پس‌ او سزاوارتر به‌ آن‌ است‌ كه‌ مورد اطاعت‌ و پيروي‌ قرارگيرد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است: بعد از غزوه‌ احد، ابوسفيان‌ با درخواست ‌امان‌ از رسول‌ خدا ص و به‌ منظور انجام‌ مذاكره‌ با ايشان، به‌ مدينه‌ آمد و در منزل ‌عبدالله ابن‌ابي‌ جا گرفت‌. مشركان‌ از طريق‌ وي‌ به‌ رسول‌ خدا ص پيشنهاد دادند كه ‌از دشنام ‌دادن‌ بتانشان‌ دست‌ بردارند و اين‌ امر را كه‌ آنها از سوي‌ معبودان‌ خود مورد شفاعت‌ قرار مي‌گيرند، بپذيرند. آنها وعده‌ دادند كه‌ در قبال‌ پذيرفتن‌ اين ‌امر، نصف‌ اموال‌ خويش‌ را به‌ پيامبر ص مي‌دهند. منافقان‌ مدينه‌ نيز رسول‌ خدا ص را بر قبول‌ اين‌ پيشنهاد زير فشار گذاشتند. اما رسول‌ خدا ص اين‌ پيشنهادشان‌ را قاطعانه‌ رد كردند و آيه‌ كريمه‌ نيز نازل‌ شد و به‌ ايشان‌ دستور داد كه‌ هرگز در برابر پيشنهاد مشركان، نرمش‌ و انعطاف‌ نشان‌ ندهند. آن‌گاه‌ رسول‌ خدا ص دستور به‌ اخراج‌ نمايندگان‌ مشركان‌ از مدينه‌ دادند، كه‌ در پي‌ آن‌ آنها از مدينه‌ اخراج ‌شدند.
البته‌ تعبير: (از خدا بترس‌ و از كافران‌ اطاعت‌ نكن‌...) خطاب‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ص، به‌ معناي‌ اين‌ نيست‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص در اين‌ مورد نقصي‌ داشته‌ اند بلكه‌ اين ‌تعبير، در ميان‌ اعراب‌ تعبير مألوف‌ و آشنايي ‌است‌. مثلا يكي‌ از آنان‌ به‌ فرزندش ‌مي‌گويد: «اگر تو به‌راستي‌ فرزند مني‌ پس‌ شجاع‌ باش‌». چنان‌كه‌ فرض ‌نمودن ‌يك‌ چيز براي‌ نفي‌ احتمال‌ وقوع‌ آن‌، نيز در نزد اعراب‌ مألوف‌ است‌.
تأويل‌ ديگر اين‌ است‌ كه: مخاطب‌ رسول‌ اكرم‌ ص اند ولي‌ مراد، امت‌ ايشانند نه‌ خودشان‌ زيرا قرآن‌ به‌ زبان‌ اعراب‌ نازل‌ شده‌ و در ميان‌ آنان‌ رايج‌ است‌ كه ‌فردي‌ را به‌ چيزي‌ مخاطب‌ مي‌گردانند، در حالي‌ كه‌ غير او را اراده‌ دارند چنان‌كه‌ مي‌گويند: «اياك‌ اعني‌ و اسمعي‌ يا جارية: هدفم‌ تويي‌ اما دخترك‌! تو بشنو». در فارسي‌ نيز اين‌ شيوه‌ سخن‌ رايج‌ است‌ و ضرب‌ المثلي‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: «در به ‌تو مي‌گويم، ديوار؛ تو بشنو».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ شيوه‌ مخاطب‌ ساختن‌ رسول‌اكرم‌ص و اراده‌ داشتن‌ ديگران، در قرآن‌ نظاير ديگري‌ نيز دارد.
 
	سوره أحزاب آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ را كه‌ از جانب‌ پروردگارت‌ به‌ تو وحي‌ مي‌شود» از قرآن‌ و سنت‌ «پيروي‌ كن‌» يعني: در تمام‌ امور خويش‌ از وحي‌ پيروي‌ كن‌ و از چيزي‌ جز وحي‌ ـ مانند مشورت‌هاي‌ كافران‌ و منافقان‌ ـ پيروي‌ نكن‌ «همانا خداوند از آنچه‌ مي‌كنيد، آگاه‌ است‌» و چيزي‌ از اعمال‌ آشكار و نهان‌ شما بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
	سوره أحزاب آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر خدا توكل‌ كن‌» يعني: تمام‌ امور خويش‌ را به‌ او بسپار «و خدا به‌ عنوان ‌كارساز كافي‌ است‌» كافي‌ است‌ كه‌ او حافظ و نگهبانت‌ باشد و يقينا او متوكلان‌ به‌ خود را حفظ مي‌كند.
 
سوره أحزاب آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءكُمْ أَبْنَاءكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند براي‌ هيچ‌ مردي‌ دو قلب‌ در درونش‌ ننهاده‌ است‌» در بيان‌ 