گارشان‌ بر هدايتي‌ هستند و اينانند كه‌ رستگارانند» در دنيا و آخرت‌. تفسير نظير اين‌ آيه، در اول‌ سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
به‌ همين‌ مناسبت، شيخ‌ سعيد حوي: در تفسير «الأساس‌» مي‌گويد: «محور سوره‌ لقمان، آيات‌ اول‌ سوره‌ بقره‌ است‌ و شما مي‌توانيد ميان‌ مقدمه‌ سوره‌ لقمان ‌و مقدمه‌ سوره‌ بقره، پيوند كاملي‌ را ببينيد».
 
	سوره لقمان آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از مردمان‌ كساني‌ هستند كه‌ خريدار سخنان‌ لهوند» لهوالحديث: هر چيزي‌ است ‌كه‌ مردم‌ خود را به‌ آن‌ سرگرم‌ مي‌كنند؛ مانند آوازخواني، موسيقي، افسانه‌گويي‌ و داستان‌ سرايي‌ «تا مردم‌ را از راه‌ خدا گمراه‌ سازند» يعني: اين‌ سرگرمي‌هاي‌ بيهوده ‌را با اين‌ هدف‌ پيروي‌ مي‌كنند تا ديگران‌ را از راه‌ هدايت‌ و برنامه‌ و روش‌ حق ‌گمراه‌ سازند «بي ‌هيچ‌ علمي‌» يعني: اينان‌ خريدار سخنان‌ لهوند، حال‌ آن‌كه‌ به ‌آنچه‌ كه‌ مي‌خرند دانا نيستند، يا به‌ تجارتي‌ كه‌ سودآور يا زيان‌آور است، دانا نيستند بدين‌ جهت‌ است‌ كه‌ خير را به‌ شر محض‌ بدل‌ خواسته‌اند لذا مردم‌ را به‌سوي ‌اين‌ سرگرمي‌ها مي‌خوانند تا آنان‌ قرآن‌ را نشنوند و در آن‌ تدبر نكنند پس‌ بي‌گمان ‌كساني‌ كه‌ با اين‌ هدف‌ خريدار سخنان‌ سرگرم‌كننده‌ باشند، سزاوار نكوهش‌اند «وآن‌ را به‌ ريشخند گيرند» يعني: خريدار سخنان‌ لهو مي‌شوند تا مردم‌ را از راه‌ خدا(ج) گمراه‌ كرده‌ و كتاب‌ خدا(ج) را مسخره‌ كنند و به‌ ريشخند گيرند «اين‌ گروه ‌براي‌ آنان‌ عذابي‌ مهين‌ است‌» عذاب‌ مهين: عذاب‌ سختي‌ است‌ كه‌ هر كس‌ به‌ آن ‌درافتد، خوار و ذليل‌ مي‌شود. آري‌! چنان‌كه‌ در دنيا به‌ راه‌ خداوند (ج) و آيات ‌وي‌ اهانت‌ كردند، در آخرت‌ با عذاب‌ هميشگي‌ مورد اهانت‌ قرار مي‌گيرند.
ابن‌جرير طبري‌ از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌است‌ كه‌ فرمود: اين‌ آيه‌ درباره‌ مردي‌ از قريش‌ به‌نام‌ نضربن‌حارث‌ نازل‌ شد كه‌ كنيزكي‌ آوازخوان ‌را خريداري‌ كرده‌ بود و به‌مجرد اين‌ كه‌ مي‌شنيد كسي‌ قصد ورود به‌ اسلام‌ را دارد، آن‌ كنيزك‌ آواز خوان‌ را نزد او مي‌برد و به‌ وي‌ مي‌گفت: براي‌ او غذا و آب‌ بده‌ و برايش‌ آواز بخوان‌. و به‌ آن‌ مرد مي‌گفت: اين‌ بهتر از آن‌ چيزي‌ است ‌كه‌ محمد‌ص تو را به‌سوي‌ آن‌ ـ از نماز و روزه‌ و جهاد ـ فرامي‌خواند.
مقاتل‌ مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ درباره‌ نضربن‌ حارث‌ نازل‌ شد كه‌ به‌ منظور تجارت ‌به‌ سرزمين‌ فارس‌ مي‌رفت‌ پس‌، از آنجا كتابهاي‌ اعجميان‌ را مي‌خريد و آنها را براي‌ قريش‌ روايت‌ مي‌كرد و مي‌گفت: محمد شما را به‌ شنيدن‌ داستانهاي‌ عاد و ثمود فرامي‌خواند و من‌ شما را به‌ شنيدن‌ داستانهاي‌ رستم‌ و اسفنديار و اخبار امپراتوران‌ فارس‌. پس‌ مشركان‌ داستانهاي‌ او را گرم‌ و نمكين‌ دانسته‌ و گوش ‌دادن ‌به‌ قرآن‌ را فرو مي‌گذاشتند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «دو آواز نفرين‌ شده‌ و از حق‌ دورند و من‌ از آنها نهي‌ مي‌كنم: صداي‌ ني‌ و صداي ‌شيطاني‌ (آوازخواني‌) كه‌ به‌ هنگام‌ نغمه‌ و شادي‌ آواز مي‌خواند و صدايي‌ كه‌ در هنگام‌ نزول‌ مصيبت‌ و بر سر و صورت‌ زدن‌ و گريبان‌ چاك ‌كردن‌ است‌».
بايد دانست‌ كه‌ نزد فقها، آوازخواني‌ (غنا) حرام، همانا غنايي‌ است‌ كه‌ نفسها را بر حرام‌ بجنباند و آنها را بر هوي‌ و هوس‌ برانگيزد. خواندن‌ غزليات‌ و تشبيب‌هايي‌ كه‌ سخنان‌ بيهوده‌ و شرم‌آور، ذكر اوصاف‌ زنان‌ و ذكر شراب‌ و محرمات‌ ديگر در آن‌ باشد، نيز به‌ اتفاق‌ فقها حرام‌ است‌ و گرفتن‌ مزد هم‌ در قبال ‌آن‌ جايز نيست‌. اما غناي‌ مباح، غنايي‌ است‌ كه‌ از آنچه‌ ذكر شد سالم‌ باشد بنابراين، مقدار اندك‌ آن‌ در اوقات‌ شادي‌ ـ مانند عروسي‌ و عيد ـ و نيز به‌ قصد ايجاد نشاط و انگيزه‌ بر انجام‌ دادن‌ اعمال‌ دشوار، جايز است‌ چنان‌كه ‌رسول‌ خدا ص براي‌ ايجاد نشاط در هنگام‌ حفر خندق‌ پيرامون‌ مدينه، آن‌ را تجويز كردند. اما بدعت‌هايي‌ كه‌ امروزه‌ صوفي‌ نمايان‌ پديدآورده‌اند ـ مانند سماع‌ با آلات‌ موسيقي‌ ـ حرام‌ است‌.
البته‌ زدن‌ طبل‌ در جنگ‌ حرام‌ نيست‌ زيرا روحيه‌ سپاهيان‌ را به‌ هيجان‌ مي‌آورد و دشمن‌ را مرعوب‌ مي‌سازد چنان‌كه‌ در روز تشريف‌آوري‌ رسول‌اكرم‌ص به ‌مدينه، استقبال‌ كنندگان‌ در جلوي‌ روي‌ آن‌ حضرت‌ ص طبل‌ زدند و ابوبكر(رض) خواست‌ تا از آن‌ جلوگيري‌ كند اما آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: «اي‌ ابابكر! بگذار طبل‌ بزنند تا يهوديان‌ بدانند كه‌ دين‌ ما فراخ‌ و آسان‌ است‌» ([1]). 
گفتني‌ است‌ كه‌ از ابوحنيفه، شافعي‌ و احمدبن‌حنبل‌ رحمهم‌الله قول‌ به‌ مكروه‌ بودن‌ غنا (آوازخواني‌) نقل‌ شده‌ است‌. ولي‌ از زدن‌ دف‌ (دايره‌) در مجالس‌ نكاح‌ وعروسي‌ باكي‌ نيست‌.
 
[1]- شايسته مسلمانان است كه هنگام رویارویی با دشمنان با قلوبشان رو به درگاه الهی آورند و از او درخواست یاری وپیروزی کنند و شکی نیست که قلب با این کار آرامش و قوت کامل می گیرد, آنچنانکه خداوند در سوره ی انفال می فرماید : ﭧﭨ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيراً لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ ‏)الأنفال: ٤٥. در ضمن برپا کردن طبل و موسیقی هنگام نبرد وجنگ سنت مشرکین است وهیچ جایگاهی در اسلام ندارد. وبر مسلمین واجب است که از مشرکین تقلید نکنند وآنها را سرمشق والگوی خود قرار ندهند , بلکه باید بر اساس دستورات خداوند حکیم و رسولش انجام وظیفه کنند.
ثانیا: مساله ی استقبال اهل مدینه از رسول الله صلی الله علیه وسلم با خواندن شعر طلع البدر علینا از لحاظ اسنادی ثابت نیست. امام بیهقی در کتاب دلائل النبوه با سندی معضل روایت کرده است, با وجود اینکه در این روایت به زدن دف وخواندن اناشید هیچ اشاره ای نشده است. حافظ ابن حجر نیز این حدیث را در فتح الباری تضعیف کرده است. (مصحح)

سوره لقمان آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ بر او آيات‌ ما خوانده‌ شود» يعني: چون‌ آيات‌ قرآن‌ بر اين‌ شخص ‌استهزاكننده‌ و خريدار لهو خوانده‌ شود؛ «مستكبرانه‌ روي‌ بر مي‌گرداند» يعني: از آيات‌ قرآن‌ اعراض‌ مي‌كند درحالي‌كه‌ سخت‌ غرق‌ تكبر است‌ و خود را برتر از آن ‌مي‌