 بلكه‌ از اول‌ تا آخر روز در معرض‌ تابش‌ نور خورشيد قرار دارد «نزديك‌ است‌ كه‌ روغنش‌ روشني‌ بخشد ـ هرچند آتشي‌ به‌ آن‌ نرسيده‌ باشد» يعني: گويي‌ روغن‌ آن‌ ـ به‌جهت‌ زلاليت‌ و درخشش‌ خود ـ حتي‌ قبل‌ از آنكه‌ آتشي‌ بدان‌ برسد، مي‌درخشد زيرا روغن‌ اگر صاف‌ و زلال‌ باشد، از دور داراي‌ شعاع‌ و پرتو است‌.
ابن‌عباس‌(رض) در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «چنان‌كه‌ روغن‌ صاف‌ و زلال‌ قبل‌ از رسيدن‌ آتش‌ به‌ آن‌ مي‌درخشد و هنگامي‌ كه‌ آتش‌ به‌ آن‌ رسيد، بر درخشش‌ خود مي‌افزايد و همچنين‌ است‌ قلب‌ مؤمني‌ كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ علم‌ به‌ آن‌، به‌ هدايت ‌عمل‌ مي‌كند ولي‌ چون‌ علم‌ به‌ آن‌ رسيد، بر هدايت‌ خويش‌ مي‌افزايد و بر آن‌ نوري ‌بر نوري‌ افزوده‌ مي‌شود». از همين‌ باب‌ است‌ حديث‌ شريف: «اتقوا فراسة‌ المؤمن‌ فإنه ‌ينظر بنور الله: از فراست‌ و تيزبيني‌ مؤمن‌ پروا كنيد زيرا او با نور خدا مي‌نگرد». «نوري‌ بر روي‌ نوري‌ است‌» زيرا چراغ‌ خود نوري‌ است‌، شيشه‌ نور ديگري‌ است‌ و انعكاس‌ آن‌ از چراغدان‌ نوري‌ ديگر «خدا هركه‌ را بخواهد با نور خويش‌ هدايت ‌مي‌كند» و او را به‌ حق‌ مي‌رساند ـ يا با الهامي‌ از جانب‌ خويش‌، يا به‌ وسيله‌ نگرش‌ خود او در دلايل‌ حق‌ «و خداوند براي‌ مردم‌ مثلها مي‌زند» يعني: حقايق‌ را ـ براي ‌نزديك ‌ساختن‌ آنها به‌ فهم‌ها ـ با اشباه‌ و همانندهاي‌ آنها بيان‌ مي‌دارد «و خدا به‌هر چيزي‌ داناست‌» پس‌ او به‌ كساني‌ كه‌ مستحق‌ هدايتند و كساني‌ كه‌ مستحق ‌گمراهي‌ مي‌باشند، داناتر است‌.
اين‌ آيه‌ عظيم‌ الشأن‌، مثلي‌ براي‌ انوار قرآن‌ در قلب‌ مؤمن‌ است‌. يعني: چنان‌كه ‌چراغ‌ موصوف‌، پرتو و درخششي‌ مضاعف‌ دارد، همچنان‌ قرآن‌ سرچشمه ‌درخشش‌ هدايتهاست‌. پس‌ چراغ‌ قرآن‌ است‌، شيشه‌ قلب‌ مؤمن‌، چراغدان‌ فهم‌ و زبان‌ وي‌ و درخت‌ بابركت‌ هم‌ درخت‌ وحي‌ و شريعت‌ است‌ كه‌ نه‌ شرقي‌ و نه‌ غربي ‌است‌. يا ـ به‌ تعبير علوم‌ معاصر ـ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ كه: لامپ‌ برق‌ نورش‌ را از مولد برق‌ مي‌گيرد و مولد برق‌ مكاني‌ دارد و به‌ محركي‌ نياز دارد پس‌ لامپ‌ نور، قلب‌ مؤمن‌ است‌، مولد نور شريعت‌ است‌، كارگاه‌ توليد مسجد است‌ و محرك‌ آن ‌تسبيح‌ و ذكر و نماز و نيايش‌... و نزديك‌ است‌ كه‌ حجتهاي‌ قرآن‌ بدرخشد هرچند كه‌ خوانده‌ هم‌ نشود چنان‌كه‌ نزديك‌ است‌ روغن‌ زلال‌ زيتون‌ بدرخشد، هرچند بر آن‌ آتشي‌ افروخته‌ نشود. نور مؤمن‌ از دو منبع‌ است‌، نور فطرت‌ و نور شريعت‌ پس‌ هرگاه‌ نور فطرت‌ و نور شريعت‌ در انساني‌ جمع‌ شد، او در كمال‌ تعالي ‌انساني‌ خويش‌ خواهد بود.
بايد دانست‌ كه‌ باري‌تعالي‌ آفريننده‌ نور حسي‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ اما او خود از انوار حسي‌ نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «قلب‌ها بر چهار نوع‌ اند:
1 ـ قلبي‌ است‌ صاف‌ و بي‌غش‌ كه‌ مانند چراغي‌ مي‌درخشد.
2 ـ قلبي‌ است‌ كه‌ در غلاف‌ قرار داشته‌ و به‌ غلاف‌ خود بسته‌ شده‌ است‌.
3 ـ قلبي‌ است‌ كه‌ واژگون‌ شده‌ است‌.
4 ـ قلبي‌ است‌ كه‌ منقلب‌ شده‌ است‌.
اما قلب‌ صاف‌ و بي‌غش‌، قلب‌ مؤمن‌ است‌ و چراغ‌ آن‌ نور آن‌ است‌. قلب‌ در غلاف‌، قلب‌ كافر است‌. قلب‌ واژگون‌ شده‌ قلب‌ منافق‌ است‌ كه‌ حق‌ را شناخته‌ سپس‌ منكر آن‌ گشته‌. اما قلب‌ برگردانده‌ شده‌ قلبي‌ است‌ كه‌ در آن‌ ايمان‌ و نفاق‌ هر دو وجود دارد، كه‌ صفت‌ ايمان‌ در آن‌، مانند صفت‌ بذري‌ است‌ كه‌ آن‌ را آب ‌پاكيزه‌ رشد و نمو مي‌دهد و صفت‌ نفاق‌ در آن‌ مانند صفت‌ زخمي‌ است‌ كه‌ خون‌ و زردآب‌ آن‌ را رشد مي‌دهد...».
 
 سوره نور آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌ كثير مي‌گويد: بعد از آن‌كه‌ خداي‌ متعال‌ قلب‌ مؤمن‌ را به‌ چراغي‌ در شيشه‌اي‌ صاف‌ بسان‌ قنديل‌ تشبيه‌ كرد، اينك‌ محل‌ و جايگاه‌ اين‌ قنديل‌ را كه‌ مساجدند بيان‌ مي‌كند: «در خانه‌هايي‌ كه‌ خدا اجازه‌ داده‌ است‌ كه‌ رفعت‌ يابند» يعني: در مساجدي‌ كه‌ خدا(ج) فرمان‌ داده‌ تا مورد تعظيم‌ و حرمت‌ قرار گيرند و شأن‌ وجايگاه‌ آنها رفيع‌ و قدر و منزلت‌ آنها والا باشد و از پليديها و نجاستها پاك ‌گردانيده‌ شوند و نيز رخصت‌ داده‌ كه‌ آن‌ خانه‌ها برافراشته‌ و بلندوبالا بنا شوند «و نامش‌ در آنها ياد شود» با اذان‌ و نماز و تسبيح‌ و ساير ذكرها پس‌ اينها بهترين‌ خانه‌هاي‌ روي‌ زمين‌اند «در آنها براي‌ او در صبح‌ و شام‌» يعني: در اوايل‌ و اواخر روز «تسبيح‌ گفته‌ مي‌شود» آصال: جمع‌ الجمع‌ است‌ زيرا جمع‌ أصل‌ است‌ و أصل‌ خود جمع‌ اصيل‌ مي‌باشد كه‌ به‌ آخر روز اطلاق‌ مي‌شود. خداي‌ متعال‌ (غدو: بامداد) را به‌ صيغه‌ مفرد ذكر كرد زيرا در آن‌ يك‌ نماز بيشتر نيست‌ اما (آصال) را به‌ صيغه‌ جمع‌ ياد كرد زيرا از نيمه‌ روز تا شامگاه‌، يعني‌ چهار نماز ديگر را در بر مي‌گيرد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌مالك‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «هر كه‌ خداي‌ عزوجل‌ را دوست‌ دارد، بايد مرا دوست‌ داشته‌ باشد و هركه‌ مرا دوست‌ دارد، بايد اصحابم‌ را دوست‌ داشته‌ باشد و هركه‌ اصحابم‌ را دوست ‌دارد، بايد قرآن‌ را دوست‌ داشته‌ باشد و هركه‌ قرآن‌ را دوست‌ دارد، بايد مساجد را دوست‌ داشته‌ باشد زيرا مساجد خانه‌هاي‌ خداوند(ج) و بناهاي‌ وي‌اند كه‌ او به‌رفعت ‌دادن‌ آنها امر فرموده‌ و در آنها بركت‌ نهاده‌ است‌، مساجد مبارك‌ وخجسته‌اند و اهل‌ آنها نيز مبارك‌ و خجسته‌ اند، مساجد محفوظند و اهل‌ آنها نيز محفوظند، آنها در نماز خويش‌ هستند و خداي‌ عزوجل‌ در برآوردن‌ حوايج‌ ونيازهايشان‌ است‌، آنان‌ در مساجد خويشند و خداي‌ عزوجل‌ از پشت‌ سرشان ‌(حامي‌ و نگهبانشان‌)». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «مساجد خانه‌هاي‌ خداوند(ج) در زمين‌ اند كه‌ بر اهالي‌ آسمان‌ روشني‌ مي‌افگنند چنان‌كه‌ ستارگان‌ بر اهل‌ زمين ‌روشني‌ مي‌افگنند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «كسي‌ كه‌ مسجدي‌ را براي‌ خداوند بنا كند، خداي‌ عزوجل‌ برايش‌ خانه‌اي‌ را در بهشت‌ بنا مي‌كند».
حكم‌ زينت‌دادن‌ و آراستن‌ مساجد: امام‌ ابوحنيفه: مي‌گويد: «باكي‌ نيست‌ كه‌ مساجد نقش‌ونگار شده‌ و به‌ آب‌ طلا اندوده‌ شوند چنان‌كه‌ عمر بن‌ عبدالعزيز (رض)مسجدالنبي‌ ص را نقش‌ونگار كرد و كسي‌ هم‌ بر وي‌ ايرادي‌ نگرفت‌». اما جمعي‌ از علما اين‌ كار را مكروه‌ دانسته‌ و به‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ استدلال‌ كرده‌ان