نَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! به‌ شرك‌ باز مي‌گردند «تا به‌ آنچه‌ به‌ آنها بخشيده‌ايم، كفران‌ ورزند» و ناسپاسي‌ پيشه‌ كنند، در حالي‌ كه‌ نعمتهاي‌ الهي‌ را انكار مي‌كنند «پس‌ برخوردار شويد» اندكي‌ از كفر و ناسپاسي‌ خويش‌ «زودا كه‌ بدانيد» آنچه‌ را كه‌ اين ‌بهره‌مندي‌ زوال‌پذير، از عذاب‌ دردناك‌ در پي‌ خواهد داشت‌. اين‌ تهديدي‌ سخت ‌براي‌ مشركان‌ است‌.
 
سوره روم آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر برآنان‌ برهاني‌ نازل‌ كرده‌ايم‌ كه‌» آن‌برهان‌ و حجت‌ «درباره‌ آنچه‌ به‌ آن ‌شرك‌ مي‌ورزند، سخن‌ مي‌گويد؟» بر شرك‌ ورزيدنشان‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ ناطق ‌بوده‌ و بر اين‌ امر كه‌ اين‌ كارشان‌ حق‌ است، دلالت‌ مي‌كند؟ كه‌ اين‌ استفهام‌ بر سبيل‌ انكار مي‌باشد. يعني: آنان‌ بر شرك‌ و گمراهي‌شان‌ هيچ‌ برهان‌ و حجتي‌ ندارند پس‌ چگونه‌ به‌ خداوند(ج) شريك‌ مي‌آورند؟!
 
	سوره روم آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ مردم‌ رحمتي‌ بچشانيم‌» يعني: فراواني، نعمت، گشايش‌ و عافيتي‌؛ مانند نزول‌ باران، گشايش‌ مالي، سلامتي‌ و غيره‌ «به‌ آن‌ شادمان‌ مي‌شوند» با سرمستي‌ و گردنكشي‌ و كبر، نه‌ شادماني‌اي‌ همراه‌ با شكر و اعتراف‌ به‌ نعمت‌ «واگر به‌ آنان‌ به‌خاطر كار و كردار پيشينشان‌» يعني: به‌ شومي‌ گناهانشان‌ «سيئه‌اي ‌برسد» يعني: سختي‌ و رنجي‌ برسد، به‌ هر وصف‌ و كيفيتي‌ كه‌ باشد «بناگاه‌ نوميد مي‌شوند» از رحمت‌ الهي‌. قنوط: مأيوس‌ شدن‌ از رحمت‌ است‌. ولي‌ در آيه ‌ديگري‌ «هود/11» خداوند متعال‌ مؤمنان‌ صابر را از اين‌ قاعده‌ استثنا كرده‌ است‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ صهيب(رض) آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌‌خدا ص فرمودند: «شگفتا بر كار مؤمن، خداوند(ج) در باره‌ او هيچ‌ حكمي‌ نمي‌كند مگر اين‌كه‌ آن‌ حكم‌ برايش‌ خير است‌؛ زيرا اگر به‌ او نعمت‌ و خوشحالي‌اي‌ برسد، شكر مي‌كند پس‌ اين، به‌ خير اوست‌ و اگر به‌ او بلا و رنجي‌ برسد، صبر مي‌كند و اين‌ نيز به‌ خير اوست‌».
 
	سوره روم آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌اند» و ندانسته‌اند «كه‌ خداست‌ كه‌ روزي‌ را براي‌ هر كس‌» از بندگانش ‌«كه‌ بخواهد، فراخ‌ يا تنگ‌ مي‌گرداند» از روي‌ امتحان‌ و آزمايش‌ و به‌ مقتضاي‌ عدل ‌و حكمت‌ خويش‌؟ پس‌ چرا از رحمت‌ وي‌ نااميد مي‌شوند و توبه‌كارانه‌ به‌ سوي‌ او بازنمي‌گردند تا او بار ديگر رحمت‌ خويش‌ را شامل‌ حال‌ آنان‌ كند؟ «بي‌گمان‌ در اين‌» قبض‌ و بسط نعمت‌ «براي‌ گروهي‌ كه‌ ايمان‌ مي‌آورند نشانه‌هاست‌» كه‌ با اين ‌قبض‌ و بسط، به‌سوي‌ حق‌ راه‌ مي‌يابند زيرا اين‌ امور بر كمال‌ قدرت‌ الهي‌ دلالت ‌مي‌كند.
	سوره روم آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» اي‌ مؤمن‌! «به‌ صاحب‌ قرابت، حقش‌ را بده‌» با نيكي‌كردن‌ به‌ او به‌وسيله‌ انفاق‌ و صدقه، پيوند رحم‌ و غيره‌. احناف‌ با اين‌ آيه‌ بر وجوب‌ انفاق‌ براي ‌محارمي‌ كه‌ محتاج‌ و نيازمند بوده‌ و قادر به‌ كسب‌وكار نمي‌باشند، استدلال‌ كرده‌اند «و نيز» بده‌ «به‌ مسكين‌» حق‌ وي‌ را. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «مسكين‌گداي‌ دوره‌گرد بي‌مال‌ و مكنت‌ است‌». «و نيز» بده‌ «به‌ ابن‌السبيل‌» حقش‌ را. حق‌ مسكين‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ وي‌ صدقه‌ بدهي‌ و كمك‌ كني‌ و حق‌ ابن‌السبيل‌ ـ يعني‌شخص‌ در راه ‌مانده‌ مسافري‌ كه‌ نياز به‌ مال‌ دارد ـ اين‌ است‌ كه‌ او را مهمان‌ كني ‌«اين‌ انفاق‌ براي‌ كساني‌ كه‌ در طلب‌ خشنودي‌ خدا هستند، بهتر است‌» يعني: دادن‌ حق‌ اين‌ مستحقان، براي‌ كساني‌ كه‌ قصد نزديكي‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ را دارند، بهتر از بخل‌ و امساك‌ است‌ «و اين‌ گروهند كه‌ رستگارانند» يعني: به‌ خواسته‌ خويش‌ در بهشت‌ و رضاي‌ الهي‌ دست‌ مي‌يابند، از آنجا كه‌ در جهت‌ رضاي‌ خدا(ج) و به‌خاطر به‌ جا آوردن‌ امر وي، انفاق‌ كرده‌اند.
و از آنجا كه‌ انفاق‌ در راه‌ خدا(ج) مظهر پاكي‌ و كرامت‌ نفس‌ است، اينك‌ حق‌ تعالي‌ از ربا ياد مي‌كند كه‌ در نقطه‌ مقابل‌ آن‌ قرار داشته‌ و مظهر بخل‌ و آز و حق‌ كشي‌ مي‌باشد:
 
سوره روم آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّباً لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ مي‌دهيد از ربا» يعني: از مال‌ براي‌ طلب‌ افزايشي‌ كه‌ در برابر خود عوضي‌ نداشته‌ باشد «تا در اموال‌ مردم‌ سود و افزايش‌ بردارد» يعني: تا بهره‌ شما در اموال‌ مردم‌ افزون‌ شود و رشد كند «پس‌» بدانيد «كه‌ نزد خدا افزون ‌نمي‌شود» يعني: خداوند(ج) در آن‌ بركت‌ نمي‌نهد. به‌قولي: تأويل‌ آيه‌ كريمه‌ چنين‌ نيست‌ بلكه‌ مراد از «ربا» در اينجا مخصوصا تعاملي‌ است‌ كه‌ ميان‌ مردم‌ در مبادله‌ هدايا مرسوم‌ است، بدين‌سان‌ كه‌ شخص‌ به‌ دوستش‌ هديه‌اي‌ مي‌دهد و در مقابل‌ از او توقع‌ هديه‌ و پاداش‌ افزونتري‌ را دارد. پس‌ بايد هديه‌ دهنده‌ چنين ‌قصدي‌ نداشته‌ و بداند كه‌ اگر هديه‌ دادن‌ وي، برايش‌ عوضي‌ افزونتر از مال‌ مردم‌ را هم‌ به‌دنبال‌ آورد ولي‌ آن‌ عوض‌ نزد خداوند(ج) رشد نمي‌كند و صاحبش‌ در قبال ‌آن‌ سزاوار پاداش‌ الهي‌ نيست‌. بنابراين، ربا در اينجا شامل‌ آن‌ چيزهايي‌ است‌ كه ‌انسان‌ به‌ ديگران‌ مي‌دهد تا بيشتر از آن‌ را عوض‌ بستاند، يا خدمتي‌ است‌ كه‌ انسان ‌به‌ كسي‌ مي‌كند تا از آن‌ در دنياي‌ خويش‌ بهره‌مند گردد لذا نفعي‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ خدمت‌ به‌ او تعلق‌ مي‌گيرد، در نزد خداوند(ج) رشد نمي‌كند.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ هديه ‌دادن‌ به‌قصد رسيدن‌ به‌ هديه‌ و عوضي‌ بهتر و افزونتر از آن، مخصوصا بر رسول‌خدا ص حرام‌ بود زيرا خداوند متعال‌ خطاب‌ به‌ آن ‌حضرتص مي‌فرمايد: (ولا تمنن تستكثر): (و بخشش‌ نكن‌ كه‌ پاداش‌ بزرگتر از آن‌را طلب‌ كني‌). اما اين‌ كار بر امت‌ ايشان‌ مباح‌ است‌.
عكرمه‌ مي‌گويد: «ربا، بر دو گونه‌ اس