‌ الاسود: ريا پوشيده‌تر از خزيدن‌ موري‌ سياه‌ در شبي‌ تاريك‌ بر پلاس‌ سياهي‌ است‌».
ريا انواعي‌ دارد كه‌ از آن‌ جمله ‌است:
1 ـ نيكو جلوه ‌دادن‌ شخصيت‌ و هيأت‌ خود به‌ قصد حب‌ جاه‌ و ثنا و ستايش‌ مردم‌.
2 ـ پوشيدن‌ جامه‌ كوتاه‌، يا خشن‌ تا به‌ اين‌ وسيله‌ در دنيا و در نظر مردم‌ به‌ هيأت‌ وهيبت‌ زهد درآيد.
3 ـ ريا كردن‌ با گفتار به‌ وسيله‌ اظهار خشم‌ بر اهل‌ دنيا و اظهار تأسف‌ بر آنچه‌ كه ‌از خير و طاعت‌ از او فوت‌ مي‌شود.
4 ـ نشان‌ دادن‌ نماز و صدقه‌ خود به‌ ديگران‌، يا نيكو آراستن‌ نماز در پيش‌ چشم ‌مردم‌.
فرق‌ در ميان‌ منافق‌ و رياكار اين‌ است‌ كه: منافق‌ آشكار كننده‌ ايمان‌ و پنهان‌ كننده‌ كفر است‌ در حالي‌كه‌ رياكار: آشكار كننده‌ خشوعي‌ است‌ كه‌ در قلب‌ وي ‌وجود ندارد؛ تا كسي‌ كه‌ اين‌ خشوع‌ ظاهري‌ او را مي‌بيند، او را متدين‌ و خداترس ‌بپندارد و در حقش‌ ارادتي‌ به‌هم‌ رساند. علما گفته‌اند: نشان‌ دادن‌ عمل‌ نيك‌ به ‌ديگران‌ اگر با هدف‌ برانگيختنشان‌ به‌ پيروي‌ از خود، يا به‌ انگيزه‌ نفي‌ تهمت‌ از خود باشد، باكي‌ ندارد.
 
	سوره ماعون آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ ماعون‌ را باز مي‌دارند» ماعون: نام‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ به‌يك‌ديگر عاريت‌ مي‌دهند، از قبيل‌ بيل‌، كلنگ‌، دلو، ديگ‌، آب‌، نمك‌ و آتش ‌كه‌ عادتا از كسي‌ بازداشته‌ نمي‌شود و غني‌ و فقير هر دو ـ در غالب‌ حالات ‌آنها را مي‌طلبند و بر درخواست‌ كننده‌ آنها نيز هيچ‌ سرزنشي‌ متوجه‌ نمي‌شود بلكه ‌بازدارنده‌ آن‌ مورد ملامت‌ و سرزنش‌ است‌ چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «سه‌ چيز بازداشته‌ نمي‌شوند: آب‌، آتش‌ و نمك‌». از همين‌ باب‌ است‌ اين‌كه ‌همسايه‌ات‌ از تنورت‌ ناني‌ طلب‌ كند، يا روز و نصف‌ روزي‌ كالاي‌ خود را نزدت ‌بگذارد.
﴿ سوره‌ ماعون ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (7) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «ماعون‌» ناميده‌ شد كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در آخر آن‌ كساني‌ را كه‌ اسباب‌ و آلات‌ منزل‌ را از ديگران‌ بازداشته‌ و آن‌ را به‌ عاريت‌ نمي‌دهند، نكوهش‌ نموده‌ است‌. اين‌ سوره‌ «دين‌» نيز ناميده‌ مي‌شود به‌ سبب‌ نكوهش‌ كساني‌ كه‌ دين‌؛ يعني‌ جزاي‌ اخروي‌ را منكرند.
به‌ قول‌ جمهور، اين‌ سوره‌ مكي‌ است‌ اما به‌ قول‌ ابن‌عباس‌ و قتاده‌ مدني‌ مي‌باشد. «هبه‌ الله» مفسر نابينا در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ گفته‌ است: نصف‌ اين‌ سوره‌ در مكه‌ درباره‌ عاصي‌بن‌وائل‌ و نصف‌ آن‌ در مدينه‌ در باره‌ عبدالله بن‌ابي‌ منافق‌ نازل‌ شده ‌است‌.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4225.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4226.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4227.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4228.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ کوثر ﴾</a></body></html> سوره كوثر آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همانا ما به‌ تو كوثر عطا كرديم» كوثر ـ چنان‌كه‌ بيان‌ شد ـ نهري‌ در بهشت ‌است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را به‌ مثابه‌ كرامت‌ و گراميداشتي‌ براي‌ پيامبر خويش ص  و امتشان‌ قرار داده ‌است‌. كوثر در لغت: خيري‌ است‌ كه‌ در منتهاي ‌بسياري‌ و فراواني‌ قرار داشته‌ باشد بنابراين‌، اين‌ كلمه‌ شامل‌ هر خيري‌ مي‌شود كه‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ ص عنايت‌ گرديده ‌است‌، اعم‌ از حوض‌ كوثر و ديگر خيرها وبركت‌ها. به‌قولي: كوثر قرآن‌ است‌. به‌ قولي‌ ديگر: كوثر، كثرت‌ اصحاب‌ و امت‌ آن‌ حضرت‌ ص است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «كوثر نهري‌ در بهشت‌ است‌ كه ‌هر دو لبه‌ آن‌ از طلا و بستر آن‌ در و يا قوت‌ است‌، خاك‌ آن‌ پاكيزه‌تر و خشبوتر از مشك‌ و آب‌ آن‌ شيرين‌تر از عسل‌ و سپيدتر از برف‌ است‌». يا كوثر حوض ‌رسول ‌اكرم‌ ص در موقف‌ محشر است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ متقدم‌ به‌ روايت ‌انس‌(رض) گذشت‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ دو قول‌، صحيح‌ترين‌ اقوال‌ در اين ‌رابطه‌ مي‌باشد بنابراين‌، كوثر هم‌ نهري‌ است‌ در بهشت‌، هم‌ حوضي‌ است‌ كه‌ امت ‌آن‌ حضرت‌ ص در روز قيامت‌ بر آن‌ وارد مي‌شوند و هم‌ خيري‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ ص عنايت‌ شده ‌است‌ كه‌ اين‌ معني‌، همه‌ اقوال‌ فوق‌ را در بر مي‌گيرد.
 
	سوره كوثر آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ براي‌ پروردگارت‌ نماز بگزار» يعني: اي‌ پيامبر ص! چنان‌كه‌ به‌ تو در دنيا و آخرت‌ خير بسيار داده‌ايم‌ پس‌ به‌ شكرانه‌ اين‌ نعمت‌ها خالصانه‌ براي‌ ما بر نمازهاي ‌فرض‌ خويش‌ مداومت‌ كن‌ «و قرباني‌ كن» براي‌ رضاي‌ ما و به‌نام‌ ما، نه‌ مانند بت‌پرستان‌ كه‌ براي‌ غير ما قرباني‌ مي‌كنند. و كساني‌ از مشركان‌ بودند كه‌ براي‌ غير خداوند(ج) نماز گزارده‌ و براي‌ غير وي‌ قرباني‌ مي‌كردند لذا خداوند(ج) به‌ پيامبرش ‌فرمان‌ داد كه‌ نماز و قرباني‌اش‌ بايد خالصانه‌ براي‌ وي‌ باشد. قتاده‌، عطاء و عكرمه ‌مي‌گويند: مراد از (وَانْحَرْ ‏) اداي‌ نماز عيد اضحي‌ و ذبح‌ قرباني‌ در آن‌ است‌. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ مراد از نحر، ذبح‌ حيوانات‌ هديه‌ و قرباني ‌در حج‌ و مناسك‌ مي‌باشد». ابن‌كثير در اين‌ باره‌ حديثي‌ را نيز نقل‌ كرده ‌است‌.
 
سوره كوثر آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ دشمنت‌ خود ابتر است» يعني: بدون‌ شك‌، اين‌ دشمن‌ توست‌ كه‌ از هر دو خير دنيا و آخرت‌ بريده‌، بلاعقب‌ و بي‌سرانجام‌ است‌. يا اين‌ دشمن‌ توست‌ كه‌ از وي‌ بعد از مرگش‌ نام‌ و آوازه‌ نيكي‌ باقي‌ نمي‌ماند. چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ در جاهليت‌ به‌ كسي‌ از مردان‌ كه‌ فرزند مذكري‌ نداشت‌، ابتر مي‌گفتند. حسن‌بصري‌: مي‌گويد: «مراد مشركان‌ از ابتر بودن‌ پيامبر ص اين‌ بود كه‌ ايشان‌ قبل‌ از آن‌كه‌ به ‌هدف‌ نهايي‌ خود برسند، در نيمه‌ راه‌ دعوت‌ ناكام‌ مي‌مانند اما خداوند(ج) در اينجا روشن‌ ساخت‌ كه‌ اين‌ دشمنان‌ پيامبر ص اند كه‌ ناكام‌ و بي‌ نام‌ و نشان‌ مي‌مانند». امام‌ رازي‌: مي‌گويد: «اين‌ سوره‌ مانند تتمه‌اي‌ براي‌ سوره‌هاي‌ ماقبلش‌ و همچون‌ اصل‌ و پايه‌اي‌ براي‌ سوره‌هاي‌ ما بعدش‌ مي‌باشد».﴿ سوره‌ کوثر ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (3) آيه‌ است‌.
 
اين‌ سوره‌ به‌ قول‌ مشهور و قول‌ جمهور مفسران‌، مكي‌ است‌. اما حسن‌، عكرمه ‌و قتاده‌ گفته‌اند كه‌ سوره‌ كوثر مدني‌ است‌ و رأي‌ ابن‌كثير نيز همين‌ است‌.
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «كوثر» نام‌ گرفت‌ كه‌ با آيه:‏( إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ‏) افتت