اسم‌ جاي‌ آنهاست‌ كه‌ عبارت‌ از شهر دمشق ‌يا شهر ديگري‌ در احقاف‌ ميان‌ عمان‌ و حضرموت‌ است‌ كه‌ در جنوب ‌جزيره‌العرب‌ واقع‌ شده‌ است‌. مجاهد در توضيح‌ معني‌ (ذات‌العماد) مي‌گويد: «قوم ‌عاد خيمه‌ها و ستونهايي‌ داشتند كه‌ آن‌ خيمه‌ها محكم‌ بر ستونها بر پا مي‌شد. آنها در فصل‌ بهار در صحرا خيمه‌ برپا مي‌كردند و چون‌ سبزيها و گياهان‌ خشك‌ و زرد مي‌شد، به‌ خانه‌هاي‌ خود برمي‌گشتند». به‌قولي ‌ديگر: شهر آنان‌ بسيار محكم‌ واستوار و داراي‌ ستونهاي‌ بلندي‌ بود كه‌ از سنگ‌ تراشيده‌ شده‌ بود.
	سوره فجر آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همان‌ كه‌ مانند آن‌ در شهرها ساخته‌ نشده‌ بود» يعني: مانند آن‌ قبيله‌ در تنومندي‌ قدوقامت‌ و نيرومندي‌ و استواري‌ آفريده‌ نشده‌ بود و همانانند كه‌ گفتند: چه‌كسي ‌از ما در قوت‌ و نيرو استوارتر است‌؟ و اين‌ قول‌ ابن‌كثير مي‌باشد. يا معني‌ اين ‌است: شهري‌ به‌ محكمي‌ و استواري‌ آن‌ شهر آفريده‌ نشده‌ بود.
 
	سوره فجر آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد ص! مگر ندانسته‌اي‌ كه‌ خداوند(ج) «با قوم‌ ثمود» چه‌ كرد؟ قوم‌ ثمود، قبيله‌اي‌ از اعراب‌ نابود شده‌ از نسل‌ كاتربن‌ارم‌بن‌سام‌ اند كه‌ در سرزمين ‌حجر ـ ميان‌ شام‌ و حجاز ـ سكونت‌ داشتند و صالح‌(ع) در ميانشان‌ به‌ رسالت‌ مبعوث‌ شد «كه‌ در وادي‌ تخته‌ سنگهاي‌ بزرگ‌ را بريده‌ بودند» يعني: آنها پيكره ‌كوهها را تراشيده‌ و در آنها نقب‌ مي‌زدند و آن‌ نقبها را خانه‌هاي‌ مسكوني‌ خويش ‌مي‌گردانيدند و وادي‌ آنان‌ «حجر» يا «وادي‌القري‌» بر سر راه‌ شام‌ از جانب‌ مدينه ‌منوره‌ قرار داشت‌ و هنوز هم‌ آثارشان‌ در منطقه‌ (علا) در شمال‌ مدينه‌ منوره‌ موجود و معروف‌ است‌.
 
	سوره فجر آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد ص! مگر ندانسته‌اي‌ كه‌ خداوند(ج) با «فرعون‌ صاحب‌ اوتاد» چه‌ كرد؟ اوتاد: اهرامهايي‌ است‌ كه‌ فراعنه‌ بنا كردند تا گورهايشان‌ در درون‌ آنها قرار داده‌ شود و آنها براي‌ اعمار آن‌ بناهاي‌ عظيم‌، توده‌هاي‌ مردم‌ را به‌ كار اجباري‌ وا مي‌داشتند. يا معني‌ اين‌ است: فرعون‌ سپاهيان‌ و لشكرياني‌ داشت‌ كه ‌داراي‌ خيمه‌ و خرگاههاي‌ بسياري‌ بودند و آن‌ خيمه‌ها را با ميخها استوار مي‌كردند و اين‌، قول‌ ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما است‌.
 
سوره فجر آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همانان‌ كه‌ در شهرها سر به‌ طغيان‌ برداشتند» اين‌ وصفي‌ براي‌ عاد و ثمود و فرعون‌ است‌. يعني: هر طايفه‌ از آنان‌ در سرزمين‌ خويش‌ سر به‌ طغيان‌ برداشته‌ و از حكم‌ الهي‌ تمرد و سركشي‌ پيشه‌ كردند.
	سوره فجر آيه  12

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و در آن‌ شهرها فتنه‌ و فساد بسياري‌ كردند» با كفر، نافرماني‌ خداي‌ عزوجل‌ و جور و ستم‌ بر بندگانش‌.
 
	 سوره فجر آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگارت‌ بر سر آنان‌ تازيانه‌ عذاب‌ را فروريخت» اين‌ تعبير اشاره‌ به‌ آن‌ دارد كه‌ عذاب‌ دنيا نسبت‌ به‌ عذاب‌ آخرت‌ ـ مثلا ـ همچون‌ تازيانه‌ نسبت‌ به‌ قتل ‌است‌. گفته‌ مي‌شود: باراني‌ از شلاق‌ را بر سر مجرم‌ فروريختم‌، يعني‌ او را با تازيانه‌ محكم‌ زدم‌.
 
	سوره فجر آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ پروردگارت‌ در كمينگاه‌ است» يعني: او عمل‌ هر انساني‌ را زير نظر دارد تا به‌ او در برابر عمل‌ خير، جزاي‌ خير و در برابر عمل‌ شر، جزاي‌ شر بدهد. حسن ‌مي‌گويد: «حق‌ تعالي‌ راه‌ بندگان‌ را زير نظر دارد پس‌ كسي‌ را از وي‌ گريزي ‌نيست‌». گفتني‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) داستان‌ اين‌ سه‌ گروه‌ را براي‌ آن‌ بيان‌ كرد تا مردم‌ از آنان‌ عبرت‌ گيرند و نيز تا از پيامبرش‌ ص دلجويي‌ كرده ‌باشد كه‌ او تنها پيامبري‌ نيست‌ كه‌ با تكذيب‌ رو برو شده ‌است‌.
هدف‌ اصلي‌ از تكرار داستانهايي‌ از اين‌ دست‌ در جاهاي‌ مختلف‌ قرآن‌ كريم ‌نيز، پند و عبرت‌گرفتن‌ از آنهاست‌ تا مردم‌ بدانند كه‌ آنچه‌ بر سر شخص‌ يا قومي ‌آمد، بر همانندانشان‌ نيز قابل‌ اجرا مي‌باشد.
 
	مقدمه
عقیده ی اهل سنت وجماعت دربارة اسماء وصفات خداوند
 یکی از لازمه های ایمان به خداوند, ایمان به اسماء وصفات باری تعالی می باشد, ایمان به اینکه خداوند رحمان, رحیم, قوی, عزیز است. وباید متذکر شد که اسماء وصفات خداوند توقیفی هستند, یعنی هر اسم و وصفی که برای ذات باری تعالی در قرآن وسنت صحیح آمده است قابل استدلال است.
وباید دانست خداوند سبحان شبیه ومانند هیچ یک از مخلوقاتش نیست, می فرماید: لیس کمثله شی ء وهو السمیع البصیر. در اینجا با وجود اثبات صفت شنیدن ودیدن برای خود, هرگونه تشبیه و همانندی را از خود نفی می کند.
وهمچنین در سایر اسماء وصفات وارده باید به آنها ایمان داشت و از هر گونه تأویل و تحریف و تشبیه خودداری نمود.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: (‏ وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏)الأعراف: ١٨٠. (یعنی خداوند اسمهای زیبایی دارد, شما با ذکر آن اسمها خداوند را در دعاهایتان فرا خوانید, و کسانی را که در اسمهای خداوند دچار الحاد شدند رها کنید, به زودی خداوند آنها را به سزای اعمالشان می رساند).
   از جمله صفاتی که زیاد در قرآن وسنت آمده صفت دست می باشد, مانند: (يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ) الفتح: ١٠, (‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ)المائدة: ٦٤, (قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ) ص:٧٥, که در این صفات باید باور داشت که خداوند دارای دست است ولی به هیچ وجه این دست مانند دست مخلوقان نیست, و حتی نباید در ذهن تصور چنین دستی را برای خداوند سبحان کرد. و همچنین نباید آن را به قدرت یا چیزهای دیگری تأویل کرد, زیرا اگر خداوند می خواست چنین کلمه ای را به کار ببرد هیچ مانعی وجود نداشت و می فرمودند: قدرت خداوند بالای همه قدرتهاست.
و همچنین دیگر صفات خداوند، که تمامی این صفات را به گونه ای برای خداوند ثابت می کنیم که از هر گونه همانندی با مخلوقانش به دور است.

 

 

 
سوره كهف آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بعضي‌ از آنان‌ را» يعني‌: بع