ن‌ ناخالصي‌ها معصوم‌ بودند.
	سوره انشقاق آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ او در ميان‌ خانواده‌ خود شادمان‌ بود» يعني: او در دنيا با پيروي‌ از هوسها و سوار شدن‌ بر مركب‌ شهوتهاي‌ خويش‌؛ سرمست‌، مغرور، متكبر، حريص‌، آزمند و گردنكش‌ يود بدان‌ جهت‌ كه‌ فكر آخرت‌ هرگز به‌ خاطرش‌ خطور نمي‌كرد.
	سوره انشقاق آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«او مي‌پنداشت‌ كه‌ هرگز برنخواهد گشت» يعني: سبب‌ اين‌ شادماني‌ وي‌ در ميان‌ خانواده‌اش‌ اين‌ گمان‌ و پندار وي‌ بود كه‌ هرگز به‌سوي‌ خداوند(ج) بازنمي‌گردد و براي‌ حساب‌ و عقاب‌ برانگيخته‌ نمي‌شود.
 
	سوره انشقاق آيه  15

‏متن آيه : ‏

‏ بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيراً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«نه‌ چنان‌ است» كه‌ او پنداشته‌ بود بلكه‌ او به‌سوي‌ پروردگارش‌ بازگشت‌ و بعد از مرگ‌ برانگيخته‌ شد «بي‌گمان‌ پروردگارش‌ به‌ او» و اعمالش‌ «بينا بود» و دانا زيرا هيچ‌ چيز از احوال‌ وي‌ در دنيا بر او پنهان‌ نماند و اينك‌ وي‌ را در برابر همه‌ رفتارها، گفتارها و كردارهايش‌ مجازات‌ مي‌كند.
 
	سوره انشقاق آيه  16

‏متن آيه : ‏

‏ فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ سوگند مي‌خورم‌ به‌ شفق» شفق: سرخي‌اي‌ است‌ كه‌ بعد از غروب ‌خورشيد تا وقت‌ نماز عشاء در افق‌ نمايان‌ مي‌شود. امام‌ ابوحنيفه: مي‌گويد: «شفق‌ سپيدي‌اي‌ است‌ كه‌ سرخي‌ با آن‌ پيوسته‌ است‌». آن‌ را به‌ سبب‌ رقت‌ و نازكي‌ آن‌ شفق‌ ناميدند پس‌ شفق‌ از شفقت‌ برگرفته‌ شده ‌است‌.
	سوره انشقاق آيه  17

‏متن آيه : ‏

‏ وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ شب‌ و آنچه‌ شب‌ گرد آورده ‌است» يعني: آنچه‌ كه‌ شب‌ به‌ خود چسبانده‌ و در خود فرا آورده‌ و درپيچانده‌ است‌ زيرا شب‌ پراكندگان‌ روز را كه‌ در پي‌ كار و كسب‌ و تلاش‌ و تحرك‌ خويش‌ به‌ همه‌جا پراكنده‌ مي‌شوند، گرد مي‌آورد و چون‌ شب‌ روي‌ آورد، همه‌چيز به‌ مأوي‌ و مسكن‌ خويش‌ جاي‌ مي‌گيرد.
سوره انشقاق آيه  18

‏متن آيه : ‏

‏ وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ ماه‌ چون‌ تمام‌ شود» اتساق‌ ماه: پر شدن‌ و تمام‌ شدن‌ آن‌ است‌ كه ‌اين‌ حالت‌ را بدر مي‌نامند و در نيمه‌ ماه‌ قمري‌ رخ‌ مي‌دهد.
 
	سوره انشقاق آيه  19

‏متن آيه : ‏

‏ لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَن طَبَقٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
آري‌! سوگند به‌ آنچه‌ ذكر شد «كه‌ قطعا از حالي‌ به‌ حالي‌ ديگر درآييد» چون‌ حالات‌ توانگري‌ و فقر، مرگ‌ و زندگي‌، حشر و حساب‌ و ورود به‌ بهشت‌ يا دوزخ‌. يا مراد، گذر كفار بعد از مرگ‌ از حالي‌ به‌ حالي‌ سخت‌تر از آن‌ است‌ زيرا آنان‌ از سؤال‌ نكير و منكر گرفته‌ تا افتادن‌ در دوزخ‌، طبقه‌ در طبقه‌ و فرودي‌ پس‌ ازفرود ديگر در سختي‌هايي‌ سخت‌ قرار دارند.
 
	سوره انشقاق آيه  20

‏متن آيه : ‏

‏ فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنان‌ را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ ايمان‌ نمي‌آورند» به‌ محمد ص و به‌ آنچه‌ كه‌ از وحي‌ و قرآن‌ بر وي‌ نازل‌ شده ‌است‌؟ با آن‌كه‌ موجبات‌ ايمان‌ به‌ وي‌ نيز فراهم ‌است‌؟.
 
	سوره انشقاق آيه  21

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و چون‌ برآنان‌ قرآن‌ خوانده‌ مي‌شود، سجده‌ نمي‌كنند؟» يعني: كدام‌ مانع‌ بر سر راه‌ سجده ‌كردن‌ و خضوع‌ آنان‌ در هنگام‌ قرائت‌ قرآن‌ وجود دارد؟ يا مراد از اين‌ سجده‌، سجده‌ معروف‌ به‌ سجده‌ تلاوت‌ است‌ چنان‌كه‌ امام‌ ابوحنيفه‌: با اين‌ آيه ‌كريمه‌ بر وجوب‌ سجده‌ تلاوت‌ در اينجا استدلال‌ كرده ‌است‌ زيرا آيه‌ كريمه‌ كساني ‌را كه‌ آن‌ را مي‌شنوند و سجده‌ نمي‌كنند، نكوهش‌ كرده ‌است‌ و رأي‌ جمهور علما نيز بر وجوب‌ سجده‌ تلاوت‌ در اينجاست‌.
 
	سوره انشقاق آيه  22

‏متن آيه : ‏

‏ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ سبب‌ عدم‌ ايمانشان‌ را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «بلكه‌ آنان‌ كه‌ كفر ورزيده‌اند، تكذيب‌ مي‌كنند» كتاب‌ الهي‌ را كه‌ مشتمل‌ بر اثبات‌ توحيد، معاد و ثواب‌ و عقاب‌ است‌.
 
	سوره أنبياء آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ذوالنون‌ را ياد كن‌» يعني: صاحب‌ ماهي‌ را زيرا «نون‌» به‌ معني‌ ماهي‌ است‌. او يونس‌بن‌ متي‌(ع) است‌ كه‌ به‌سوي‌ مردم‌ نينوي‌ از سرزمين‌ موصل‌ فرستاده‌ شده‌ بود «آن‌گاه‌ كه‌ خشمگينانه‌ رفت‌» يعني: او به‌خاطر پروردگار خويش‌ در اعتراض‌ به‌اين‌كه‌ چرا قومش‌ به‌ او ايمان‌ نمي‌آورند، خشمگينانه‌ از ميانشان‌ بيرون‌ رفت‌، درحالي‌كه‌ او بايد شكيبايي‌ مي‌كرد و منتظر اذن‌ پروردگار باقي‌ مي‌ماند «و پنداشت ‌كه‌ ما هرگز بر وي‌ تنگ‌ نگيريم‌» با بازداشتن‌ وي‌ از راهش‌ و مانع ‌شدن‌ وي‌ از اجراي‌خواسته‌اش‌. يا پنداشت‌ كه‌ هرگز بر وي‌ تنگ‌ نمي‌گيريم‌؛ با فروبردن‌ وي‌ در شكم ‌ماهي‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «هنگامي‌ كه‌ ذوالنون‌ مي‌خواست‌ از ميان‌ قومش‌ بيرون‌ رود، به‌ قومش‌ هشدار داد كه‌ به‌ دليل‌ اصرارشان‌ بر عناد پس‌ از سه‌ روز بر آنان‌ عذاب ‌نازل‌ مي‌شود. قومش‌ تهديد وي‌ را جدي‌ گرفتند زيرا دانستند كه‌ پيامبر دروغ ‌نمي‌گويد آن‌گاه‌ سر به‌ صحرا برداشته‌ با كودكان‌ و چهارپايان‌ و همه‌ كوچك‌ وبزرگ‌ خويش‌ از شهر بيرون‌ رفتند و ميان‌ مادران‌ و كودكان‌ جدايي‌ افگنده‌ شور و ولوله‌ و زاري‌ به‌ آسمان‌ برداشتند و سخت‌ تضرع‌ نمودند پس‌ خداي‌ عزوجل‌ بر آنها رحم‌ كرد و عذاب‌ را از آنان‌ برطرف‌ كرد. اما از آن‌ سوي‌ ديگر، يونس‌(ع)رفت‌ و با گروهي‌ در كشتي‌اي‌ سوار شد، كشتي‌ در ميان‌ راه‌ به‌ تلاطم‌ امواج‌ گرفتار آمد و كشتي‌نشينان‌ از آن‌ ترسيدند كه‌ همه‌ غرق‌ شوند لذا براي‌ سبك ‌كردن‌ باركشتي‌ تصميم‌ گرفتند تا يك‌ تن‌ از ميان‌ خود را به‌ دريا افگنند، قرعه‌ انداختند، قرعه‌ به‌نام‌ يونس‌(ع) برآمد اما او را نيفگندند، بار ديگر قرعه‌ انداختند، باز هم‌ به‌نام‌ يونس‌(ع) برآمد اما اين‌بار نيز از انداختن‌ او به‌ دريا ابا كردند، بار سوم‌ قرعه ‌انداختند، باز هم‌ به‌ نام‌ يونس‌(ع) برآمد، در اين‌ هنگام‌ يونس‌(ع) خود برخاست‌ وجامه‌ از تن‌ بيرون‌ كرده‌ خود را به‌ دريا افگند آن‌گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ ماهي ‌عظيم‌الجثه‌اي‌ را فرستاد تا ا