ِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا اهل‌ كتاب‌ بدانند» يعني: اي‌ امت‌ محمد ص! تقوا پيشه‌ كنيد و ايمان‌ آوريد تا خداي‌ متعال‌ مزد شما را دو چندان‌ بدهد و كساني‌ از اهل‌ كتاب‌ كه‌ تقوا پيشه ‌نكرده‌ و ايمان‌ نياورده‌اند، بدانند: «كه‌ بر چيزي‌ از فضل‌ الله قادر نيستند» همان ‌فضل‌ و بخشايشي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ با آن‌ بر مؤمنان‌ به‌ محمد ص تفضل‌ نموده‌ است‌ و نيز بدانند كه‌ بر بازداشتن‌ اين‌ فضلي‌ كه‌ خداوند(ج) بدان‌ بر مستحقان‌ آن‌ تفضل‌ وبخشايش‌ نموده‌ است‌، قادر نيستند «و بدانند كه‌ فضل‌» و از آن‌ جمله‌، نبوت‌ وعلم‌ و تقوي‌ «به‌ دست‌ الله است‌ آن‌ را به‌ هر كس‌ كه‌ خواهد مي‌دهد» چنان‌كه‌ با بخشيدن‌ نعمت‌ والاي‌ اسلام‌، از اين‌ فضل‌ بر محمد ص و اصحاب‌ و امتشان‌ بهره‌ ونصيبي‌ وافرتر از ديگران‌ داد. «لا» در (لئلا يعلم‌) زائد و براي‌ تأكيد است‌، كه ‌قرائت‌هاي‌ (ليعلم‌)، (لكي‌ يعلم‌) و (لأن‌ يعلم‌) مؤيد آن‌ مي‌باشد «و الله داراى كَرَم بسيار است».
ابن‌جرير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ مي‌كند: چون‌ آيه‌ (يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ....) نازل‌ شد، اهل‌ كتاب‌ از نزول‌ آن‌ بر مسلمانان‌ حسد ورزيدند پس‌ خداوند(ج) نازل‌ فرمود: (‏ لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ).

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:3042.xml">صفحة (542)</a><a class="folder" href="w:html:3050.xml">صفحة (543) </a><a class="folder" href="w:html:3056.xml">صفحة (544)</a><a class="folder" href="w:html:3067.xml">صفحة (545)</a><a class="folder" href="w:html:3073.xml">صفحة (546)</a><a class="folder" href="w:html:3080.xml">صفحة (547)</a><a class="folder" href="w:html:3088.xml">صفحة (548) </a><a class="folder" href="w:html:3097.xml">صفحة (549)</a><a class="folder" href="w:html:3104.xml">صفحة (550) </a><a class="folder" href="w:html:3111.xml">صفحة (551)</a><a class="folder" href="w:html:3120.xml">صفحة (552) </a><a class="folder" href="w:html:3129.xml">صفحة (553)</a><a class="folder" href="w:html:3139.xml">صفحة (554)</a><a class="folder" href="w:html:3148.xml">صفحة (555)</a><a class="folder" href="w:html:3156.xml">صفحة (556)</a><a class="folder" href="w:html:3167.xml">صفحة (557) </a><a class="folder" href="w:html:3177.xml">صفحة (558)</a><a class="folder" href="w:html:3184.xml">صفحة (559)</a><a class="folder" href="w:html:3191.xml">صفحة (560)</a><a class="folder" href="w:html:3200.xml">صفحة (561)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3043.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3044.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3045.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3046.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3047.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3048.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3049.txt">وجه‌ تسميه:﴿سوره‌ مجادله﴾</a></body></html>سوره مجادلة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ خداوند سخن‌ آن‌ زني‌ را كه‌ درباره‌ همسرش‌ با تو مجادله‌ مي‌كرد، شنيد» يعني: اجابت‌ كرد و پذيرفت‌ چنان‌كه‌ در برخاستن‌ از ركوع‌ مي‌گوئيم: «سمع‌ الله لمن‌ حمده‌» يعني: خداوند(ج) براي‌ كسي‌ كه‌ حمد وي‌ را گفت‌، اجابت‌ كرد و پذيرفت‌. تجادلك: يعني‌ با تو درباره‌ همسرش‌ گفت‌وگو مي‌كرد «و شكايت‌ مي‌كرد به ‌خداوند» يعني: غم‌ و نگراني‌ و شكايت‌ خود را به‌سوي‌ خداوند(ج) مي‌پراكند، بدان‌ اميد كه‌ حق‌ تعالي‌ كه‌ شنواي‌ شكايت‌ وي‌ است‌، اندوه‌ و سختي‌ وارده‌ بر وي ‌را برطرف‌ سازد و راه‌ گشايشي‌ به‌ رويش‌ پديد آورد.
عائشه‌ رضي‌الله عنها در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويد: بسيار بزرگ‌ و با بركت ‌است‌ ذاتي‌ كه‌ شنوايي‌ او همه‌ چيز را فراگرفته‌ است‌؛ من‌ سخن‌ خوله‌ دختر ثعلبه‌ را شنيدم‌ آن‌ گاه‌كه‌ از شوهرش‌ نزد رسول‌ اكرم‌ ص شكايت‌ مي‌كرد و درحالي‌كه ‌برخي‌ از آن‌ را از من‌ مخفي‌ مي‌داشت‌، مي‌گفت: «يا رسول‌الله! شوهرم ‌اوس‌بن‌صامت‌ جواني‌ام‌ را خورد، شكمم‌ را براي‌ او پراكندم‌ (يعني‌ فرزندان ‌بسياري‌ براي‌ او به‌ دنيا آوردم) تا آن‌كه‌ چون‌ سنم‌ بالا رفت‌ و از بچه ‌آوردن‌ ماندم‌، اينك‌ از من‌ ظهار كرده‌ است‌. بارخدايا! من‌ به‌سوي‌ تو شكايت‌ مي‌كنم‌». عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌افزايد: پس‌ او پيوسته‌ به‌ بارگاه‌ الهي‌ ناله‌ و زاري‌ مي‌كرد تا آن‌كه‌ جبرئيل‌(ع) اين‌ آيات‌ را فرود آورد. در كتب‌ حديث‌ آمده‌ است‌ كه ‌اوس‌بن‌صامت‌(رض) ـ از انصار ـ در خلال‌ يك‌ جنگ‌ لفظي‌ به‌ خوله‌ همسرش ‌گفت: «تو بر من‌ همانند پشت‌ مادرم‌ هستي‌»[1]. اما در دم‌ از گفتن‌ اين‌ سخن ‌پشيمان‌ شد و خوله‌ را به‌سوي‌ خويش‌ فراخواند. ولي‌ خوله‌ سرباز زد و گفت: سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در يد اوست‌، به‌ من‌ نمي‌رسي‌ ـ درحالي‌كه‌ گفتي‌ آنچه‌ را كه‌ گفتي‌ ـ تا آن‌ گاه‌ كه‌ خدا(ج)  و رسولش‌ ص در اين‌ باره‌ حكم‌ كنند. پس‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد و ماجرا را به‌ ايشان‌ گفت‌ و اضافه‌ كرد؛ يا رسول‌الله! اگر برايم‌ در بازگشت‌ به‌ شوهرم‌ رخصتي‌ مي‌يابيد، هم‌ دل‌ من‌ و هم‌ دل‌ شوهرم‌ را آرام ‌گردانيد و ما را از اين‌ پريشاني‌ برهانيد. اما رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «تا كنون ‌درباره‌ تو به‌ چيزي‌ دستور داده‌ نشده‌ام‌». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «به‌ نظرم‌ تو بر وي‌ حرام‌ گرديده‌اي‌». خوله‌ گفت: اما او نامي‌ از طلاق‌ نبرد. پس‌ در اين‌ باره‌ مكررا با رسول‌ اكرم‌ ص گفت‌وگو كرد اما چون‌ اين‌ سخنان‌ مكرر وي‌ جوابي‌ دلخواه‌ به‌ بار نياورد، به‌ زاري‌ به‌ پيشگاه‌ خداي‌ متعال‌ چنين‌ ناليد: بارخدايا! من‌ نزد تو از حاجتمندي‌ و سختي‌ حال‌ خود شكايت ‌مي‌برم‌. بارخدايا! كودكاني‌ دارم‌ خردسال‌ كه‌ اگر آنان‌ را به‌ اوس‌ بپيواندانم‌ ضايع‌ مي‌شوند و اگر آنان‌ را به‌ خود بپينوندانم‌، گرسنه‌ مي‌مانند... لذا پي‌ هم‌ سرش‌ را به‌سوي‌ آسمان‌ بالا مي‌كرد و مي‌گفت: «اللهم‌ إني‌ أشكو إليك‌، اللهم‌ فأنزل‌ علي‌ لسان ‌نبيك: بار خدايا! من‌ به‌سوي‌ تو شكايت‌ مي‌برم‌. بارخدايا! (حل‌ مشكلم‌ را) بر زبان‌ نبي‌ خود نازل‌ كن‌». تا سرانجام‌ در باره‌ وي‌ قرآن‌ نازل‌ شد. آن‌گاه‌ رسول‌ خدا ص بر وي‌ خواندند: (‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ... )«و خداوند گفت‌وگوي‌ شما دو تن‌ را مي‌شنود» يعني: سخناني‌ را كه‌ خوله‌ با رسول‌ اكرم‌ ص در اين‌ مورد رد و بدل‌ مي‌كردند «هرآينه‌ الله شنواي‌ بيناست» پس‌هر شنيدني‌اي‌ را مي‌شنود و هر ديدني‌اي‌ را مي‌بيند و از جمله‌ آنچه‌ را كه‌ ميان ‌پيامبرش‌ و آن‌ زن‌ روي‌ داد. از اين‌ آيات‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌ شكوه‌ كردن‌ به‌سوي ‌خداوند(ج)  از غم‌ و اندوه‌ و دلتنگي‌، مفيدترين‌ و مؤثرترين‌ راه‌ درمان‌ است‌ چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ شكواي‌ خوله‌ را شنيد و به‌ دادخواهي‌ 