‌ كبيره‌ را تا به‌ هفتاد بر شمرده ‌است‌. طبراني‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ مردي‌ به‌ ابن‌عباس‌(رض) گفت: «گناهان‌ كبيره‌ هفت ‌گناه‌ بيش‌ نيست‌. ابن‌عباس‌(رض) فرمود: اين‌ گناهان‌ به‌ هفتصد گناه‌ نزديكترند تا به‌هفت‌ گناه‌، مگر بايد يادآور شد كه‌ همراه‌ با استغفار و آمرزش‌خواهي‌، گناهي‌كبيره‌ باقي‌ نمي‌ماند و همراه‌ با اصرار و پافشاري‌ بر گناه‌، گناهي‌ صغيره‌ باقي ‌نمي‌ماند». يعني: آن‌ گناه‌ صغيره‌ به‌ كبيره‌ تبديل‌ مي‌شود.
«و» نيكوكاران‌ همانانند كه‌ «از فواحش‌» يعني: از ناشايستي‌ها و بي‌حيايي‌ها؛ همچون‌ زنا و شرك‌ پرهيز مي‌كنند «مگر از لمم‌» كه‌ گناهان‌ صغيره‌ است‌. گفته ‌شده: گناه‌ كبيره‌ هر گناهي‌ است‌ كه‌ ختم‌ آن‌ در قرآن‌ به‌ آتش‌ دوزخ‌ بشود، فواحش‌ هر گناهي‌ است‌ كه‌ در آن‌ حد شرعي‌ مقرر باشد و گناه‌ صغيره‌؛ گناهي ‌است‌ پايين‌تر از زنا، مانند بوسه‌ و غمزه‌ و نگاه‌. بخاري‌، مسلم‌ و غير ايشان‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: چيزي‌ را شبيه‌تر به‌ «لمم‌» از اين‌ حديث‌ شريف ‌رسول‌ خدا ص نيافته‌ام‌ كه‌ فرمودند: «إن‌ الله‌ كتب‌ علي‌ ابن‌ آدم‌ حظه‌ من‌ الزني‌، أدرك ‌ذلك‌ لا محالة‌، فزني‌ العين‌ النظر، وزني‌ اللسان‌ النطق‌، والنفس‌ تتمني‌ وتشتهي‌ والفرج‌ يصدق‌ ذلك‌ أو يكذبه: بي‌گمان‌ خداوند متعال‌ بر فرزند آدم‌ بهره‌ وي‌ از زنا را نوشته‌ است‌ و او خواه‌ناخواه‌ اين‌ بهره‌ را در مي‌يابد پس‌ زناي‌ چشم‌ نظر كردن‌ است‌ و زناي‌ زبان‌ سخن‌ گفتن‌ و نفس‌ نيز آرزو و اشتها مي‌كند آن‌گاه‌ فرج‌ يا اين‌ اشتها را تصديق‌ مي‌كند يا تكذيب‌». يعني: آلت‌ تناسلي‌ يا اين‌ اشتها را تأييد كرده‌ و مرتكب‌ زنا مي‌گردد، يا به‌ آن‌ دست‌ رد زده‌ اشتهاي‌ خود را مهار مي‌كند و مرتكب ‌زنا نمي‌شود.
«بي‌گمان‌ پروردگارت‌ نسبت‌ به‌ آنها گسترده‌ آمرزش‌ است‌» يعني: هرچند گناه ‌صغيره‌ از حكم‌ مؤاخذه‌ حق‌ تعالي‌ خارج‌ است‌، ليكن‌ خارج‌ از آن‌ نيست‌ كه‌ گناه ‌شمرده‌ شود اما خداوند متعال‌ آن‌ را به‌ رحمت‌ گسترده‌ و مغفرت‌ فراگير خود مي‌آمرزد و محو مي‌كند. بيضاوي‌ مي‌گويد: «شايد حق‌ تعالي‌ هشدار به‌ بدكاران‌ و مژده‌ به‌ نيكوكاران‌ را از آن‌ رو با اين‌ جمله‌ دنبال‌ كرد كه‌ مرتكب‌ گناه‌ كبيره‌ از رحمت‌ وي‌ نااميد نشده‌ و فرود آمدن‌ عذاب‌ را بر خود حتمي‌ و اجتناب‌ناپذير نداند بلكه‌ برود و با توبه‌ و انابت‌، دروازه‌هاي‌ رحمت‌ را بكوبد». «او به‌ احوال‌ شما داناتر است‌ از آن‌ دم‌ كه‌ شما را از زمين‌ پديد آورد» يعني: شما را در ضمن‌ آفرينش ‌پدرتان‌ آدم‌ از زمين‌ آفريد زيرا حق‌ تعالي‌ آدم‌(ع) را از گل‌ آفريد پس‌ او به‌ طبايع‌ وسرشت‌هاي‌ شما آگاه‌ و داناست‌ «و آن‌گاه كه‌ شما جنين‌هايي‌ در شكمهاي‌ مادرانتان‌ بوديد» يعني: در اين‌ حال‌ نيز حق‌ تعالي‌ مي‌دانست‌ كه‌ شما لابد به‌ گناهان‌ صغيره ‌آلوده‌ مي‌شويد «پس‌ خودتان‌ را تزكيه‌ نكنيد» يعني: از روي‌ خودستايي‌ و خودبزرگنمايي‌، خودتان‌ را ستايش‌ نكرده‌ و از گناه‌ پاك‌ و بي‌آلايش‌ معرفي‌ نكنيد و نگوييد كه‌ از گناهان‌ صغيره‌ پاك‌ و وارسته‌ بوده‌ و در هفت‌ لفافه‌ از عفاف‌ و پاكدامني‌ و نجات‌ قرار داريد. ولي‌ اگر ثنا و وصف‌ شما از خودتان‌ بر سبيل ‌اعتراف‌ به‌ نعمت‌ باشد، اين‌ كاري‌ نيكو است‌ «خدا به‌ حال‌ كسي‌ كه‌» در دنيا ازگناهان‌ «پرهيزگاري‌ نموده‌ داناتر است‌». نظير اين‌ آيه‌ است‌ آيه‌ «نساء/49» :(‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ‏): (آيا نديدي‌ به‌سوي‌ كساني‌ كه‌ خود را تزكيه‌ مي‌كنند؟ بلكه‌ خداوند هر كه‌ را كه‌ خواهد تزكيه‌ مي‌كند وبه‌ اندازه‌ نخ‌ روي‌ هسته‌ خرمايي‌ هم‌ ستم‌ نمي‌بينند).
مسلم‌ در صحيح‌ خود حديث‌ شريف‌ ذيل‌ را از محمدبن‌عمروبن‌ عطاء(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: ««من‌ دخترم‌ را (بره: نيكوكار) نام‌ گذاشتم‌ اما زينب‌بنت‌ابي‌سلمه‌ به‌ من‌ گفت: رسول‌ اكرم‌ ص از اين‌ اسم‌ نهي‌ نمودند و فرمودند: خود را تزكيه‌ نكنيد زيرا خداي‌ عزوجل‌ به‌ اهل‌ بر و نيكويي‌ از شما داناتر است‌. اصحاب‌ گفتند: پس‌ چه‌ اسمي‌ بر آن‌ دختر بگذاريم‌؟ فرمودند: زينب‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عبدالرحمن‌بن‌ابي‌بكره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: مردي‌ نزد رسول‌ اكرم‌ ص از مرد ديگري‌ ستايش‌ كرد. رسول‌ خدا ص فرمودند: «ويلك‌ قطعت‌ عنق‌ صاحبك‌ ـ مرارا ـ إذا كان‌ أحدكم‌ مادحا صاحبه‌ لا محالة‌، فليقل: أحسب‌ فلانا والله‌ حسيبه‌ ولا أزكي‌ علي‌ الله أحدا، أحسبه‌ كذا وكذا، إن‌ كان‌ يعلم‌ ذلك: واي‌ بر تو، گردن‌ رفيقت‌ را قطع‌ نمودي‌ ـ اين‌ جمله‌ را چند بار تكرار نمودند پس‌ چنانچه‌ يكي‌ از شما خواه ‌ناخواه‌ مي‌خواهد رفيقش‌ را مدح‌ كند، بايد بگويد: فلان‌ را چنين‌ مي‌پندارم‌ و خداوند(ج) حسابگر اوست‌ و من‌ احدي‌ را بر خداوند(ج) تزكيه‌ نمي‌كنم‌، من‌ او را چنين‌ و چنان‌ مي‌پندارم‌. در صورتي‌ كه‌ به ‌اوصافي‌ كه‌ براي‌ وي‌ بر مي‌شمرد، داناست‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص دستور دادند تا بر روي‌ مداحان‌ خاك‌ پاشيده‌ شود.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ثابت‌بن‌حارث‌ انصاري(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: چون‌ طفل‌ صغيري‌ از يهود مي‌مرد، مي‌گفتند: آن‌ طفل‌ صديق‌ است‌. پس‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ اكرم‌ ص رسيد، ايشان‌ فرمودند: «كذبت‌ اليهود، ما من‌ نسمة‌ يخلقه‌ الله‌ في‌ بطن‌ امه‌ إلا ويعلم‌ إنه‌ شقي‌ أو سعيد: دروغ‌ گفتند يهود زيرا هيچ‌ جنبنده‌اي‌ كه‌ خداوند(ج) او را در شكم‌ مادرش‌ مي‌آفريند، نيست‌ مگر اين‌كه ‌مي‌داند كه‌ او شقي‌ است‌ يا سعيد». پس‌ خداوند متعال‌ در اين‌ هنگام‌ اين‌ آيه‌ رانازل‌ فرمود: ﴿هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْض..).
 
سوره طه آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هم‌ اين‌كه‌ در آنجا نه‌ تشنه‌ مي‌گردي‌ و نه‌ گرمازده‌ آفتاب‌» چنان‌كه‌ تشنگي‌ و گرمازدگي‌، ساكنان‌ زمين‌ را آزار مي‌دهد لذا در بهشت‌ از اين‌ تيره‌بختي‌ها هيچ‌ اثري‌ نيست‌. و اساس‌ رنجها و نگون‌بختي‌هاي‌ دنيا منوط است‌ به‌: سير و سيراب ‌كردن‌ شكم‌، پوشاندن‌ تن‌ و مسأله‌ مسكن‌.
 
	سوره نجم آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا آن‌ كسي‌ را كه‌ روي‌ برتافت‌» از خير و از پيروي‌ حق‌ «ديده‌اي‌؟». مفسران‌ در بي