يه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ همان‌ كسي‌ كه‌ در دل‌ مكه‌ ـ پس‌ از آن‌كه‌ شما را بر آنان‌ مسلط ساخت ‌دستهاي‌ آنان‌ را از شما و دستهاي‌ شما را از آنان‌ كوتاه‌ گردانيد» يعني: خداوند متعال‌ دستهاي‌ مشركان‌ را از مسلمانان‌ و دستهاي‌ مسلمانان‌ را از مشركان ‌بازداشت‌ آن‌گاه‌ كه‌ آمدند تا رسول‌ اكرم‌ ص و همراهانشان‌ را در حديبيه‌ از كعبه ‌بازداشته‌ و با ايشان‌ درگير شوند بلكه‌ ميان‌ آنها صلح‌ پديد آورد كه‌ اين‌ صلح‌ به ‌خير مؤمنان‌ بود. مراد از «بطن‌ مكه‌» نيز همين‌ واقعه‌ حديبيه‌ است‌ زيرا در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است: هشتاد تن‌ از مكيان‌ مسلحانه‌ از كوه‌ تنعيم‌ كه‌ موضعي ‌در سرزمين‌ حل‌ در ميان‌ مكه‌ و سرف‌ است‌، بر رسول‌ اكرم‌ ص و يارانشان‌ فرود آمده‌ و مي‌خواستند تا غافلگيرانه‌ بر ايشان‌ يورش‌ آورند پس‌ ياران‌ رسول‌ اكرم‌ ص دستگيرشان‌ كردند و سپس‌ آن‌ حضرت‌ ص آنها را آزاد كردند. در روايتي‌ آمده‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ بر اثر دعاي‌ رسول‌ خويش‌ ص بينايي‌ آن‌ مشركان‌ را از آنان‌ گرفت‌ و در نتيجه‌، مسلمانان‌ به‌ سادگي‌ آنان‌ را گرفتند، سپس‌ رسول‌ اكرم‌ ص آنها را آزاد كردند. «و خدا به‌ آنچه‌ مي‌كنيد، همواره‌ بيناست‌» و هيچ‌ چيز از اعمال‌ شما بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
 
	سوره فتح آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنها» يعني: كفار مكه‌ «كساني‌ اند كه‌ كفر ورزيدند و شما را از مسجد الحرام ‌بازداشتند» و اجازه‌ ندادند كه‌ به‌ كعبه‌ طواف‌ كرده‌ و بعد از آن‌، از احرامي‌ كه ‌براي‌ عمره‌ بسته‌ بوديد، خود را حلال‌ كنيد «و نگذاشتند هدي‌ شما كه‌ بازداشته‌ شده ‌بود، به‌ محل‌ قربانگاهش‌ برسد» كه‌ عبارت‌ از سرزمين‌ مني‌ يا خود مكه‌ است‌، يعني ‌همانجايي‌ از سرزمين‌ حرم‌ كه‌ قرباني‌ در آن‌ ذبح‌ مي‌شود. هدي: حيواني‌ است‌ كه ‌به‌ مكه‌ اهدا مي‌شود، يا قرباني‌اي‌ است‌ كه‌ براي‌ رضاي‌ خداوند متعال‌ تقديم‌ حرم‌ شده‌ و به‌ هنگام‌ زيارت‌ بيت‌الحرام‌ در مناسك‌ حج‌ يا عمره‌، در سرزمين‌ حرم‌ ذبح‌ مي‌شود و تقديم‌ آن‌ سنت‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ هدي‌ رسول‌ اكرم‌ ص و مسلمانان‌ در حديبيه‌، هفتاد شتر بود. پس‌ خداي‌ سبحان‌ برايشان‌ رخصت‌ داد تا هداياي‌ خويش‌ را در همان‌ جايي‌ كه‌ به‌ پيشروي‌ از آن‌ بازداشته‌ شده‌اند ـ يعني‌ در حديبيه‌ ـ ذبح‌ كنند، به‌ اين‌ ترتيب‌، خداوند متعال‌ حديبيه‌ را جايگاه‌ قرباني‌ مؤمنان ‌گردانيد در حالي‌كه‌ ايشان‌ در خارج‌ از سرزمين‌ حرم‌ بودند «و اگر مردان‌ و زنان‌ باايماني‌ نبودند» يعني: اگر مستضعفان‌ از مؤمنان‌ در مكه‌ نبودند «كه‌ آنها را نمي‌دانيد» يعني: آنها را نمي‌شناسيد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: نمي‌دانيد كه‌ آنها مؤمن‌اند «كه‌» در آن‌ صورت‌؛ «ندانسته‌ پايمالشان‌ كنيد» با هجوم‌ بردن‌ و كشتن ‌آنان‌ زيرا اگر مسلمانان‌ مكه‌ را به‌ زور گرفته‌ و آن‌ را به‌ نيروي‌ شمشير فتح ‌مي‌كردند؛ مؤمنان‌ موجود در آن‌ از كفار بازشناخته‌ نمي‌شدند و در نتيجه‌، سپاه‌ مسلمانان‌ از اين‌ امر ايمن‌ نبودند كه‌ مؤمنان‌ را ناشناخته‌ به‌ قتل‌ رسانند، كه‌ در آن صورت‌، هم‌ بر ايشان‌ كفاره‌ لازم‌ مي‌شد و هم‌ اين‌ عيب‌ و سرزنش‌ به‌ ايشان ‌مي‌پيوست‌ كه‌ همكيشان‌ خود را پايمال‌ كرده‌اند و اين‌ است‌ معناي‌ فرموده ‌حق‌ تعالي: «پس‌ به‌ شما معره‌اي‌» يعني: گناه‌، جنايت‌، عيب‌ تاوان‌ و كفاره‌اي ‌«از آنان‌ بدون‌ علم‌» يعني: به‌ طور ندانسته‌ «برسد» به‌ خاطر قتل‌ آنان‌ زيرا در آن‌صورت‌، حتما مشركان‌ مي‌گفتند كه: «مسلمانان‌، همكيشان‌ خود را به‌ قتل ‌رسانده‌اند». پس‌ تقدير سخن‌ چنين‌ است: اگر بيم‌ اين‌ كار نبود؛ خداوند(ج) در حديبيه‌ به‌ شما اذن‌ قتال‌ و فرمان‌ حمله‌ به‌ مكه‌ مي‌داد تا با مشركان‌ قريش‌ بجنگيد و عذاب‌ و قهر وي‌ بر آنان‌ فرودآيد. «تا خدا هر كه‌ را بخواهد در جوار رحمت‌ خويش‌ درآورد» يعني: ليكن‌ حق‌ تعالي‌ دستهاي‌ شما را از آنان‌ بازداشت‌ تا به‌ اين‌ طريق‌، هر كس‌ از بندگان‌ خويش‌ را كه‌ بخواهد، در رحمت‌ خويش‌ درآورد. مراد از اينان: مردان‌ و زنان‌ باايماني‌ بودند كه‌ در مكه‌ به‌سر مي‌بردند و حق‌ تعالي‌ با اين‌ رحمت ‌خويش‌، پاداشهايشان‌ را كامل‌ گردانيد و سرانجام‌ از اسارت‌ كفار مكه‌ رهايي‌شان ‌بخشيد «اگر اين‌ دو گروه‌ از هم‌ جدا مي‌بودند، قطعا كافران‌ را به‌ عذاب‌ دردناكي‌ عقوبت ‌مي‌كرديم‌» يعني: اگر مؤمنان‌ موجود در مكه‌، از كفار متمايز مي‌بودند و جدا از همديگر زندگي‌ مي‌كردند، بي‌گمان‌ ما كافران‌ قريش‌ را ـ با كشتنشان‌ به‌ دست‌ شما در حديبيه‌ ـ عذاب‌ مي‌كرديم‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابوجعفرحبيب‌بن‌سبع‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ گفت: «من‌ در آغاز روز در حال‌ كفر عليه‌ رسول‌ اكرم‌ ص مي‌جنگيدم‌ و در آخر روز در حال‌ مسلماني‌ در صف‌ مسلمانان‌ با دشمنانشان‌ مي‌جنگيدم‌. ما سه‌ مرد و هفت‌ زن‌ بوديم‌ و اين‌ آيه‌ درباره‌ ما نازل‌ شد».
 
سوره فتح آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ كافران‌ در دلهاي‌ خود حميت‌ ـ آن‌ هم‌ حميت‌ جاهليت‌ ـ ورزيدند» زيرا كافران‌ مكه‌ گفتند: مسلمانان‌ فرزندان‌ و برادران‌ ما را كشته‌اند و باز بر ما در منازل ‌ما وارد مي‌شوند تا اعراب‌ بگويند كه‌ آنان‌ علي‌رغم‌ انف‌ و برخلاف‌ خواسته‌ ما به ‌مكه‌ وارد شده‌اند؟ سوگند به‌ لات‌ و عزي‌ كه‌ بر ما در مكه‌ وارد نمي‌شوند. لذا اين‌ تعصب‌ و غيرت‌ و حميت‌؛ همانا حميت‌ جاهليت‌ است‌ كه‌ به‌ دلهايشان‌ درآمده‌ است‌. «پس‌ خدا آرامش