هاي‌ الله اميد ندارند درگذرند» يعني‌ به‌ مؤمنان‌ بگو: از كساني‌ كه‌ وقايع‌ و رخدادهاي‌ الهي‌ را بر دشمنانش‌ توقع‌ نمي‌دارند و بر خويشتن‌ از عذابي‌ همچون‌ عذاب‌ خداوند(ج)  بر امت‌هاي‌ گذشته‌ بيم‌ ندارند، درگذرند، از آن‌ روي‌ كه‌ آنان‌ به‌ باري‌ تعالي‌ ايمان ‌ندارند و بنابراين‌، عنايت‌ پيروزي‌ از سوي‌ باري‌ تعالي‌ را براي‌ دوستانش‌ نيز انتظار نمي‌برند. آري‌! از آنان‌ درگذرند؛ «تا خداوند قومي‌ از آنان‌ را به‌ حسب‌كار وكردارشان‌ مجازات‌ كند» مراد از اين‌ قوم: مؤمنانند كه‌ به‌ درگذشت‌ از كفار فرمان ‌داده‌ شدند تا خداوند(ج) ايشان‌ را در قيامت‌ در برابر كارهاي‌ نيكي‌ كه‌ كرده‌اند، پاداش‌ دهد، كه‌ از جمله‌ اين‌ كارهاي‌ نيك‌، صبر و شكيبايي‌ بر آزار كفار و چشم ‌پوشيدن‌ از آنان‌ با فروخوردن‌ خشم‌ و تحمل‌ ناخوشي‌ها از سوي‌ آنان‌ است‌. به‌قولي‌ ديگر، معني‌ چنين‌ است: تا خداوند(ج)  كفار را بر حسب‌ آن‌ گناهان‌ وبديهايي‌ كه‌ كرده‌اند، جزا دهد. گويي‌ باري‌ تعالي‌ مي‌فرمايد: شما نمي‌توانيد جزايشان‌ را تماما بدهيد پس‌ ما آنان‌ را چنان‌كه‌ بايد جزا مي‌دهيم‌. ابن‌كثير در معني‌آن‌ مي‌گويد: «يعني‌ اگر شما از آنان‌ در دنيا درگذريد، بدانيد كه‌ خداوند(ج) قطعا آنها را در آخرت‌ در برابر اعمال‌ بدشان‌ جزا مي‌دهد».
واحدي‌ نيشاپوري‌ و قشيري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت ‌كرده‌اند كه‌ فرمود: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ عمربن‌ خطاب‌(رض) و عبدالله بن‌ابي‌ و دو گروه‌ پيرو آنها نازل‌ شد؛ ماجرا اين‌گونه‌ بود كه: سپاه‌ مسلمانان‌ در غزوه‌ بني‌مصطلق‌ بر سر چاهي‌ به‌نام‌ «مريسيع‌» فرود آمده‌ بود، عبدالله بن‌ابي‌ غلامش‌ را فرستاد تا آب ‌بياورد، غلام‌ دير كرد و چون‌ نزد وي‌ آمد ابن‌ابي‌ از او پرسيد: علت‌ دير كردنت‌ چه‌ بود؟ او گفت: غلام‌ عمر بر دهانه‌ چاه‌ نشسته‌ است‌ و كسي‌ را اجازه‌ نمي‌دهد كه ‌آب‌ بكشد تا مشكهاي‌ پيامبر و مشك‌ ابوبكر پر نشود و مشك‌ مولايش‌ عمر را نيز پر نكند! عبدالله بن‌ابي‌ گفت: مثل‌ ما و مثل‌ اين‌ گروه‌ نيست‌؛ مگر چنان‌كه‌ گفته‌ اند: «سمن‌ كلبك‌ يأكلك: سگت‌ را فربه‌ كن‌ تا تو را بخورد!». پس‌ اين‌ سخن‌ به‌ عمر(رض) رسيد و او شمشيرش‌ را بر گرفت‌ تا به‌ قصد عبدالله بن‌ابي‌ حركت‌ كند، همان‌ بود كه ‌اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. در روايت ديگري‌ آمده‌ است: «اين‌ آيه‌كريمه‌ درباره ‌يهودي‌اي‌ بنام‌ فنحاص‌بن‌ عازوراء و در باره‌ عمر(رض) نازل‌ شد زيرا آن‌ يهودي‌، بعد از نزول‌ آيه: (‏ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً )   گفت: پروردگار محمد نيازمند شده‌ است‌! و چون‌ عمر(رض) سخن‌ وي‌ را شنيد، شمشيرش‌ را حمايل‌ گردنش‌ كرد ودر طلب‌ وي‌ بيرون‌ آمد. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد. پس‌ رسول‌ خدا ص در پي‌عمر(رض) فرستادند و چون‌ او آمد، فرمودند: اي‌ عمر! شمشيرت‌ را بر زمين ‌بگذار...».
آيه‌ كريمه‌ منسوخ‌ نيست‌، چراكه‌ در مدينه‌ يا در غزوه‌ بني‌مصطلق‌ نازل‌ شده‌ است‌. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ حكم‌ كه‌ مسلمانان‌ براي‌ تأليف‌ قلوب‌ مشركان‌ واهل‌ كتاب‌، به‌ عفو و گذشت‌ از آنان‌ مأمور بودند، مربوط به‌ ابتداي‌ اسلام‌ بود اما بعد از آن‌كه‌ آنها بر كفر و عناد خويش‌ اصرار ورزيدند؛ خداوند(ج)  مؤمنان‌ را به‌جهاد مأمور كرد».
سوره كهف آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما در روي‌ زمين‌ به‌ او تمكين‌ داديم‌» يعني‌: ما به‌ ذوالقرنين‌ در روي‌ زمين‌ قدرت‌ و نفوذ و برتري‌ داديم‌؛ با اسباب‌ و تمهيداتي‌ كه‌ برايش‌ فراهم‌ ساختيم‌، آن‌گونه‌ كه‌ او در روي‌ زمين‌ امكان‌ و دسترس‌ تمام‌ داشت‌ تا هركجا كه‌ بخواهد برود وهرگونه‌ كه‌ بخواهد عمل‌ كند «و از هر چيزي‌ بدو وسيله‌اي‌ بخشيديم‌» يعني‌: از آنچه‌ كه‌ به‌ مطلوب‌ و خواسته‌ وي‌ تعلق‌ مي‌گرفت‌، بدو راه‌ و سررشته‌ و وسيله‌اي ‌بخشيديم‌ كه‌ به‌سبب‌ آن‌ به‌ مطلوب‌ خويش‌ دست‌ يابد. نقل‌ است‌ كه‌: چهار پادشاه ‌همه‌ دنيا را به‌ تمامي‌ به‌ تسخير خويش‌ در آوردند كه‌ دو تن‌ از آنان‌ مؤمن‌ و دو تن ‌كافر بودند، دو تن‌ مؤمن‌ عبارت‌ بودند از: سليمان‌ و ذوالقرنين‌ و دو تن‌ كافر عبارت‌ بودند از: نمرود و بخت‌النصر.
 
	سوره طه آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «فرمود» خداي‌ سبحان‌ «اما ما قومت‌ را پس‌ از عزيمت‌ تو در فتنه‌ افگنديم‌» يعني‌ آنان‌ را مورد آزمايش‌ و ابتلا قرارداديم‌ و در بلا و محنت‌ افگنديم‌ «و سامري‌ آنها را گمراه‌ كرد» يعني‌: آنها را در سردرگمي‌ و گمراهي‌ از حق‌ فروافگند، با فراخواندنشان‌ به‌ پرستش‌ گوساله‌ طلايي‌ و اجابت‌ گفتنشان‌ از اين ‌خواسته‌ وي‌. سامري‌ از قبيله‌اي‌ به‌نام‌ سامره‌ بود؛ او به‌ همراهانش‌ از بني‌اسرائيل ‌گفت‌: موسي‌ بدان‌ سبب‌ از ميعادي‌ كه‌ ميان‌ شما و او بود، تخلف‌ كرد و از شما پيشي‌ گرفت‌ كه‌ اين‌ زيورات‌ حرام‌ در ميان‌ شما وجود داشت‌! پس‌ آنها را امر كرد كه‌ زيورات‌ را در آتش‌ افگنند، سپس‌ از آن‌ زيورات‌ گوساله‌اي‌ ساخت‌ و شد آنچه‌ شد.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ هنگامي‌ كه‌ قصد خروج‌ از مصر را داشتند، زيوراتي‌ را از قبطيان‌ به‌ عاريت‌ گرفته‌ بودند.
 
سوره جاثية آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كه‌ كاري‌ شايسته‌ كند، به‌ سود خود اوست‌ و هر كه‌ بدي‌ كند، به‌ زيانش‌ باشد، سپس‌» در روز قيامت‌ با اعمالتان‌ «به‌ سوي‌ پروردگارتان‌ برگردانيده‌ مي‌شويد» و او شما را در برابر اعمالتان‌ جزا مي‌دهد.
	سوره جاثية آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين‌ به‌ بني‌اسرائيل‌، كتاب‌» يعني: تورات‌ «و حكم‌» يعني: فهم‌ و دانش ‌در دين‌ را داديم‌، كه‌ با اين‌ دو؛ زمينه‌ حكومت‌ و فرمانروايي‌شان‌ در ميان‌ مردم‌ و حل‌ و فصل‌ دعاوي‌ آنان‌ برايشان‌ ميسر گرديد «و» نيز به‌ آنها «نبوت‌ داديم‌» و از ميانشان‌ بسياري‌ را به‌ نبوت‌ و رسالت‌ برانگيختيم‌ «و از چيزهاي‌ پاكيزه‌ روزيشان ‌كرديم‌» يعني: نعمت‌هاي‌ لذت‌بخش‌ و گوارا را برايشان‌ حلال‌ كرديم‌ كه‌ من‌ وسلوي‌ (ترنجبين‌ و ب