عاي‌ باطل‌ و بي‌بنياد خود تمسك‌ جست‌ تا قومش‌ را به‌ مغالطه‌ و سردرگمي‌ بيندازد در حالي‌ كه‌ او خود به‌خوبي‌ مي‌دانست ‌پروردگارش‌ الله(ج) است‌. سپس‌ به‌ راه‌ تكبر و گردنكشي‌ و به ‌واهمه‌ انداختن‌ قومش ‌در اين‌ كه‌ از كمال‌ اقتدار برخوردار است، بازگشت‌ و گفت: «پس‌ اي‌ هامان‌» وزيرم‌ «برايم‌ بر گل‌ آتش‌ برافروز» يعني: گل‌ را براي‌ من‌ پخته‌ كن‌ تا به ‌آجر تبديل‌ شود «آن‌گاه‌ برجي‌ براي‌ من‌ برآور» يعني: برجي‌ بلند براي‌ من‌ بساز «شايد من‌ از خداي‌ موسي‌ اطلاع‌ يابم‌» يعني: بر آن‌ برج‌ بلند فراز شوم‌ و خداي‌ موسي‌(ع) را ببينم‌ «و من‌ جدا او را از دروغگويان‌ مي‌پندارم‌» فرعون‌ بدين‌گونه ‌قومش‌ را در اين‌ وهم‌ و گمان‌ افگند كه‌ او صرفا يك‌ انديشمند جست‌وجوگري‌ است‌ كه‌ جوياي‌ حق‌ مي‌باشد.
 
سوره قصص آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او و لشكريانش‌ به‌ناحق‌ در زمين‌ استكبار ورزيدند» مراد از زمين، سرزمين ‌مصر است‌. استكبار: برتري‌طلبي‌ و بزرگ‌نمايي‌ بدون‌ داشتن‌ شايستگي‌ واستحقاق‌ بلكه‌ از روي‌ تجاوز و گردن‌كشي‌ است‌. آري‌! فرعون‌ مستكبر بود زيرا نه‌حجت‌ و دليلي‌ در اختيار داشت‌ كه‌ پيام‌ موسي‌÷ را با آن‌ دفع‌ كند و نه‌ شبهه‌اي ‌داشت‌ كه‌ آن‌ را در مقابل‌ معجزات‌ موسي‌(ع) قرار دهد «و پنداشتند كه‌ به‌سوي‌ ما بازگردانيده‌ نمي‌شوند» و حشر و نشر و معادي‌ در كار نيست‌.
 
سوره قصص آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او و لشكريانش‌ را فروگرفتيم‌» بعد از آن‌كه‌ در كفر سركشي‌ كرده‌ و در آن‌ از حد گذشتند «و آنان‌ را به‌ دريا افگنديم‌» بيان‌ اين‌ واقعه‌ قبلا گذشت‌ «پس‌ بنگر كه ‌فرجام‌ كار ستمكاران‌ چگونه‌ بود» يعني: اي‌ محمدص! بنگر كه‌ آخر كار كافران‌ ـ در دنيا قبل‌ از آخرت‌ ـ چگونه‌ بود آن‌گاه‌ كه‌ به‌ درياي‌ هلاك‌ در افگنده ‌شدند.
 
سوره قصص آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را پيشواياني‌ گردانيديم‌ كه‌ به‌سوي‌ آتش‌ فرامي‌خواندند» يعني: سردمداران‌ كفر را در ميان‌ كافران‌ رؤساي‌ فرمانروا و مطاعي‌ گردانيديم‌ كه‌ پيروان‌ خويش‌ را به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ فرامي‌خواندند زيرا پيروان‌ به‌ تقليد از اين ‌رؤسايشان، راه‌وروش‌ آنها را پي‌ مي‌گيرند «و روز قيامت‌ ياري‌ نمي‌يابند» يعني: هيچ‌كس‌ آنان‌ را ياري‌ نمي‌دهد و هيچ‌ مانعي‌ آنان‌ را از عذاب‌ خداوندأ بازنمي‌دارد، بدين‌سان‌ است‌ كه‌ خواري‌ دنيا در پيوند با خواري‌ آخرت، جمعا وبال‌ گردنشان‌ مي‌شود.
 
سوره قصص آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در همين‌ دنيا لعنتي‌» يعني: طرد و دوري‌اي‌ از رحمت‌ خويش‌ را «بدرقه ‌راهشان‌ كرديم‌» يا بندگان‌ خود را فرمان‌ داديم‌ كه‌ بر آنان‌ لعنت‌ بگويند پس‌ هر كس ‌از اهل‌ حق‌ كه‌ از آنان‌ ياد مي‌كند، بر آنان‌ لعنت‌ مي‌فرستد «و روز قيامت‌ هم، آنان‌ از مقبوحان‌ هستند» مقبوح: مطرود، دور داشته‌ و نفرين‌ شده‌ است‌. به‌قولي‌ مقبوح: كسي‌ است‌ كه‌ در خلقت‌ مسخ، مشوه‌ و زشت‌ شده‌ است‌.
سوره قصص آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ پس‌ از آن‌كه‌ نسلهاي‌ نخستين‌ را هلاك‌ ساختيم‌» يعني: پس‌ از آن‌كه ‌اقوام‌ نوح، عاد، ثمود و غيره‌ را هلاك‌ ساختيم‌. يا معني‌ اين‌ است: بعد از آن‌كه ‌فرعون‌ و قومش‌ را هلاك‌ كرده‌ و قارون‌ را در زمين‌ فروبرديم‌؛ «به‌ موسي‌ كتاب‌» تورات‌ را «داديم‌ كه‌ به‌عنوان‌ روشنگري‌هايي‌ براي‌ مردم‌ بود» يعني: تورات‌ را به‌ موسي‌(ع) داديم‌ تا مردم‌ به‌وسيله‌ آن‌ حق‌ را ديده‌ و بدان‌ راه‌ يابند و خود را به‌وسيله‌ آن‌ از گمراهي‌ نجات‌ دهند «و» تورات‌ «هدايت‌ و رحمتي‌» از سوي‌ خداوند أ براي‌ مردم‌ است‌ «باشد كه‌ به‌ ياد آورند» اين‌ نعمتها را لذا خداي‌ عزوجل‌ را شكر و سپاس‌ گزارده‌ به‌ او ايمان‌ آورند و دعوتش‌ را به‌سوي ‌آنچه‌ كه‌ خيرشان‌ در آن‌ است، اجابت‌ گويند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1147.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1148.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1149.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1150.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1151.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1152.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1153.txt">آيه  50</a></body></html>سوره قصص آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ امر پيامبري‌ را به‌ موسي‌ به‌انجام‌ رسانيديم‌» يعني: آن‌گاه‌ كه‌ با موسي‌(ع) سخن‌ گفته‌ و كار پيامبري‌ را به‌ او سپرديم‌؛ «تو در جانب‌ غربي ‌نبودي‌» يعني: اي‌ محمد ص! تو در جانب‌ غربي‌ وادي‌ طور سينا نبودي، آنجا كه ‌موسي‌(ع) با پروردگارش‌ مناجات‌ كرد «و تو از حاضران‌ نبودي‌» در اين‌ رويداد تا به‌حقيقت‌ آن‌ آگاه‌ بوده‌ و سپس‌ آن‌ را از نزد خود بديشان‌ بازگويي‌ لذا اين‌ امر خود برهان‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ اخبار از طريق‌ وحي‌ پروردگار سبحان‌ برايت‌ آمده‌ است ‌بنابراين، بيان‌ اين‌ داستانها از سوي‌ تو كه‌ خود حاضر آن‌ صحنه‌ها نبوده‌اي، دليل‌ روشن‌ رسالت‌ توست‌.
 
سوره قصص آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُوناً فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«وليكن‌ ما نسلهايي‌ پديد آورديم‌» يعني: اي‌ محمد ص! ما از زمان‌ موسي‌(ع) تا زمان‌ تو امت‌هايي‌ را آفريديم‌ «و عمرشان‌ طولاني‌ شد» يعني: مهلتشان‌ به ‌درازا كشيد و روزگار بر آنان‌ طولاني‌ شد و در گذار اين‌ زمانه‌ دراز بود كه‌ شريعتها و احكام‌ الهي‌ دستخوش‌ تحريف‌ و تغيير گشته‌ و اديان‌ حق‌ به‌فراموشي‌ سپرده‌ شدند و درنتيجه، امتها امر خداوندأ را ترك‌ كرده‌ و عهد وي‌ را فراموش‌ نمودند آن‌گاه‌ اي‌ محمدص! تو را فرستاديم‌ تا اين‌ بنياد را دوباره‌ پي‌ افگني‌ و اين‌ اصول