نت‌ و درشتي‌ است‌. «به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر است‌ دفع ‌كن»  يعني‌: بدي‌ بدكار را به‌ نيكوترين‌ شيوه‌اي‌ كه‌ دفع‌ آن‌ ممكن‌ است‌، دفع‌ كن‌؛ مانند گفتن‌ سخني‌ خوش‌ و نيكو در برابر سخن‌ بد، تقديم‌ نيكي‌ در برابر بدي‌، گذشت‌ در برابر گناه‌، صبر و شكيبايي‌ در برابر خشم‌ و خشونت‌ و چشم ‌پوشيدن‌ از لغزشهاي‌ ديگران‌ و تحمل‌ ناخوشي‌ها و دوست ‌نداشتني‌هاي‌ آنان‌... كه‌ اگر اين ‌شيوه‌ را در اخلاق‌ و تعامل‌ با ديگران‌ در پيش‌ گيري‌: «بناگاه‌ كسي‌ كه‌ ميان‌ تو و ميان ‌او دشمني‌ است‌، گويي‌ دوستي‌ مهربان‌ است» يعني‌: اگر بدي‌ را با اين‌ شيوه‌ نيكو دفع‌ كني‌، دشمن‌ كينه‌توز برايت‌ مانند دوستي‌ دلسوز مي‌شود.
مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره ‌ابوسفيان ‌بن‌ حرب‌ نازل‌ شد كه‌ دشمن‌ رسول‌اكرم‌ص بود ولي‌ با خويشاوندي‌اي‌ كه ‌ميان‌ او و ايشان‌ صورت‌ گرفت‌، دوست‌ ايشان‌ گرديد و سپس‌ مسلمان‌ شد و در اسلام‌ يار و ياور ايشان‌ گرديد و به‌ وسيله‌ خويشاوندي‌ نيز با ايشان‌ پيوند مهرباني‌ و صميميت‌ برقرار كرد».
اين‌ آيه‌ كريمه‌ ادب‌‌آموز دعوتگران‌ راه‌ خدا(ج)  است‌ كه‌ بايد در دعوتشان ‌به‌سوي‌ وي‌، به‌ اين‌ اخلاق‌ متعالي‌ آراسته‌ باشند و نيز اين‌ آيه‌ كريمه‌ ناظر بر همه‌ مردم‌ است‌ كه‌ بايد اين‌ روش‌ پسنديده‌ اخلاقي‌ را سرلوحه‌ تعامل‌ اجتماعي‌ خويش ‌قرار دهند.
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌ را درنمي‌يابند» يعني‌: بر خصلت‌ دفع‌ بدي‌ با نيكي‌ قدرت‌ نمي‌يابند و اين ‌سفارش‌ را نمي‌پذيرند و به‌ آن‌ عمل‌ نمي‌كنند؛ «جز كساني‌ كه‌ صبر كردند» بر فروخوردن‌ خشم‌ و تحمل‌ ناخوشي‌ «و آن‌ را جز صاحب‌ بهره‌ بزرگ» در ثواب‌ وخير و كسب‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌؛ «فرانمي‌گيرد» زيرا اين‌ خصلت‌، بخشايشي ‌عظيم‌ از سوي‌ خداي‌ منان‌ است‌ پس‌ هر ناكس‌ قابليت‌ اين‌ بخشايش‌ و موهبت ‌بزرگ‌ را ندارد. ابن‌عباس‌ك در تفسير اين‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را به‌ شكيبايي‌ و صبر در هنگام‌ خشم‌، به‌ بردباري‌ در هنگام‌ روبرو شدن‌ با جهل‌ و به‌ گذشت‌ در هنگام‌ روبرو شدن‌ با بدي‌ دستور داد پس‌ اگر چنين‌ كنند، او آنان‌ را از آسيب‌ شيطان‌ حفظ مي‌كند و دشمنشان‌ در برابرشان‌ به‌ گونه‌اي‌ فروتن ‌مي‌گردد كه‌ گويي‌ دوستي‌ مهربان‌ است‌».
 
	آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند متعال‌ راه‌ دفع‌ دشمن‌ انسي‌ و نحوه‌ تعامل‌ با وي‌ را بيان ‌كرد، اينك‌ راه‌ درمان‌ وسوسه‌ها و كششهاي‌ شيطاني‌ را بيان‌ داشته‌ و مي‌فرمايد: «و اگر وسوسه‌اي‌ از سوي‌ شيطان‌ تو را به‌ وسواس‌ افگند» نزغ‌: شبهه‌ برانگيختن‌، به‌هيجان ‌آوردن‌ و دمدمه‌ افگندن‌ است‌. خداوند (ج)  وسوسه‌افگني‌ را به‌ «نزغ‌» تشبيه‌ كرد زيرا وسوسه‌، آدمي‌ را بر شر و بدي‌ برمي‌انگيزد. يعني‌: اگر شيطان‌ تو را از دفع‌ بدي‌ به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر است‌، برگردانيد و اين‌ امر را برايت‌ آراست‌ كه ‌بدي‌ را با بدي‌اي‌ همانند آن‌ يا خشن‌تر از آن‌ پاسخ‌ گويي‌: «پس‌ به‌ الله پناه‌ ببر» از شر شيطان‌ و از او پيروي‌ نكن‌ «چرا كه‌ خداوند شنواي‌ داناست» پناه ‌بردن‌ و التجاي ‌تو را به‌سوي‌ خود مي‌شنود و وسوسه‌هاي‌ شيطان‌ و اميد بستن‌ صادقانه‌ انسان‌ به‌بارگاه‌ خود را مي‌داند پس‌ انسان مؤمن‌ بايد از حق‌ تعالي‌ طلب‌ گشايش‌ كرده‌ و از شر شيطان‌ به‌ او پناه‌ ببرد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوسعيدخدري‌(رض) آمده‌ است‌كه‌ رسول‌‌خدا‌ص چون‌ به‌سوي‌ نماز برمي‌خاستند، مي‌فرمودند: «أعوذ بالله‌ السميع‌ العليم‌ من‌ الشيطان‌ الرجيم‌، من‌ همزه‌ و نفخه‌ و نفثه‌: پناه‌ مي‌برم‌ به‌ خداي‌ شنوا و دانا از شر شيطان‌ رانده‌ شده‌، از وسوسه‌ و دميدن‌ و افسون‌ وي‌».
	سوره طه آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» ساحران‌ «البته‌ اين‌ دو تن‌ ساحرند» و قطعا موضوع‌ اين‌ است ‌«مي‌خواهند كه‌ شما را از سرزمينتان‌» مصر «با سحر خود بيرون‌ كنند» همان‌ سحري‌كه‌ آن‌ را آشكار ساختند. ساحران‌ اين‌ سخن‌ را با تأثيرپذيري‌ از آنچه‌ كه‌ فرعون‌ ترويج‌ كرده‌ بود، گفتند و همان‌ سخن‌ او را تكرار كردند «و مي‌خواهند كه‌ آيين ‌پسنديده‌ شما را ازبين‌ ببرند» يعني‌: آن‌دو اگر در سحر خود غالب‌ شدند، سران‌ واشراف‌ قوم‌ به‌سويشان‌ گرايش‌ يافته‌ و از آنان‌ در آيين‌شان‌ پيروي‌ مي‌كنند و مال‌ و انجام‌ اين‌ كار آن‌ است‌ كه‌ آيين‌ و رسم‌ و راهتان‌ در بسيط زندگي‌اي‌ كه‌ از زندگي‌ساير امتها برتر و پيشرفته‌تر است‌، بر مي‌افتد. همچنين‌ احتمال‌ دارد كه‌ مرادشان‌ از «طريقه‌ مثلي‌» همان‌ سحرشان‌ باشد زيرا ساحران‌ به‌سبب‌ سحر خويش‌، در آن‌ روزگار معزز و مورد احترام‌ بودند و از اين‌ بابت‌ برايشان‌ درآمدها و هدايايي‌ فراهم ‌بود پس‌ ترسيدند كه‌ اگر مغلوب‌ هارون‌ و موسي‌ علیهماالسلام گردند، اين‌همه‌ درآمد از آنان‌ قطع‌ شود.
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آيات‌ او شب‌ و روز و خورشيد و ماه‌ است» آيات‌: جمع‌ آيه‌، به‌معناي‌ حجت ‌و برهان‌ دال‌ بر وحدانيت‌ خداوند (ج)  و قدرت‌ وي‌ است‌. يعني‌: شب‌ و روز وخورشيد و ماه‌، از نشانه‌هاي‌ كوني‌ خداوند (ج)  بر قدرت‌ و عظمت‌ و حكمت‌ وي ‌مي‌باشد «براي‌ خورشيد و ماه‌ سجده‌ نكنيد» زيرا اين ‌دو، آفريدگاني‌ از مخلوقات ‌وي‌ هستند پس‌ درست‌ نيست‌ كه‌ شريك‌ ربوبيت‌ خداوند (ج) قرار داده‌ شوند «و براي‌ خداوندي‌ سجده‌ كنيد كه‌ آنها را» يعني‌: چهار پديده‌ ياد شده‌ را «آفريده‌ است‌، اگر تنها او را مي‌پرستيد» يعني‌: اگر شما مدعي‌ عبادت‌ خالصانه‌ براي‌ حق‌ تعالي ‌هستيد، راه‌ عبادت‌ وي‌ اين‌ است‌، نه‌ اين‌كه‌ به‌ وي‌ شريك‌ آوريد. نقل‌ است‌: مردمي‌ بودند كه‌ همچون‌ «صائبين‌» براي‌ خورشيد و ماه‌ سجده‌ مي‌كردند و مي‌پنداشتند كه‌ از سجده‌ كردن‌ براي‌ خور