ه‌ و قيام» يعني‌: در سجده‌ و قيام‌ نماز شب ‌(تهجد) «از آخرت‌ مي‌ترسد و رحمت‌ پروردگار خود را اميد دارد؟» و بدين‌ گونه‌، ميان‌ خوف‌ و رجاء جمع‌ مي‌كند، خوف‌ و رجائي‌ كه‌ در قلب‌ هيچ‌ كسي‌ جمع ‌نمي‌شوند جز اين‌كه‌ آن‌ شخص‌ را به‌ ساحل‌ رستگاري‌ مي‌رسانند؟.
به‌ قولي‌: در عبارت‌ آيه‌ مباركه‌ جمله‌اي‌ محذوف‌ است‌ پس‌ تقدير سخن‌ چنين ‌مي‌شود: آيا اين‌ انسان‌ مؤمن‌، همانند كسي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ از اينها را انجام‌ نمي‌دهد؟ هرگز چنين‌ نيست‌. علما در باب‌ خوف‌ و رجاء گفته‌اند: «بايد در حال‌ احتضار، بر انسان‌ رجاء و اميد غالب‌ باشد». چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ گفت‌: رسول‌‌خدا‌ص بر بالين‌ مردي‌ كه‌ در سكرات‌ موت ‌بود حاضر شدند پس‌ به‌ او فرمودند: «خود را چگونه‌ مي‌يابي‌؟» گفت‌: «در ميان ‌اميد و بيم‌». فرمودند: «لا يجتمعان‌ في‌ قلب‌ عبد في‌ مثل‌ هذا الموطن‌، إلا أعطاه‌ الله ‌عزوجل‌ الذي‌ يرجو وأمنه‌ الذي‌ يخافه‌: بيم‌ و اميد در مانند همچو موقفي‌ در بنده‌اي ‌جمع‌ نمي‌شوند، جز اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او آنچه‌ را كه‌ اميد مي‌دارد، عطا مي‌كند و از آنچه‌ كه‌ بيم‌ مي‌دارد، ايمنش‌ مي‌گرداند».
«بگو: آيا كساني‌ كه‌ مي‌دانند با كساني‌ كه‌ نمي‌دانند، برابرند؟» مراد: علما و جهال‌اند. پس‌ همان‌ گونه‌ كه‌ عالمان‌ و جاهلان‌ برابر نيستند همچنين‌ عابدان‌ و عاصيان‌ برابر نيستند. ابوحيان‌ مي‌گويد: «در آيه‌ مباركه‌ دلالتي‌ است‌ بر فضيلت ‌قيام‌ شب‌ و اين‌كه‌ قيام‌ شب‌ از قيام‌ روز برتر است‌». همو مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ كمال‌ انسان‌ در اين‌ دو مقصود محصور است‌: علم‌ و عمل‌». قانت‌: كسي‌ است‌ كه‌ بر طاعت‌ مداومت‌ ورزد «فقط خردمندانند كه‌ پند مي‌گيرند» يعني‌: فرق‌ ميان‌ علما و جهال‌ را فقط عاقلان‌ مي‌دانند و بس‌.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عمرك روايت‌ كرده‌ است‌ كه ‌فرمود: اين‌ آيه‌ در شأن‌ عثمان‌بن‌عفان‌(رض) نازل‌ شد. ابن‌كثير مي‌گويد: «عجيب ‌نيست‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ عثمان‌(رض) نازل‌ شده‌ باشد زيرا او بسيار نماز شب ‌(تهجد) مي‌گزارد و در شب‌ بسيار قرآن‌ مي‌خواند تا بدانجا كه‌ بسا مي‌شد تمام ‌قرآن‌ را در يك‌ ركعت‌ مي‌خواند. چنان‌كه‌ شاعر گفته‌ است‌: «يقطع‌ الليل‌ تسبيحا وقرآنا: عثمان‌(رض) شب‌ ـ تمام‌ شب‌ ـ را به‌ تسبيح‌ و قرائت‌ قرآن‌ سپري‌ مي‌كرد». اما ابن‌عباس‌ك گفته‌ است‌: «آيه‌ كريمه‌ درباره‌ ابن‌مسعود، عماربن‌ ياسر و سالم‌ ـ برده‌ آزاد شده‌ ابوحذيفه‌ ـ رضي‌الله عنهم‌ نازل‌ شد».
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص اين‌ سخنم‌ را به‌ بندگانم‌: «اي‌ بندگان‌ من‌ كه‌ ايمان ‌آورده‌ايد، از پروردگارتان‌ پروا بداريد» با به‌جا آوردن‌ اوامر و اجتناب‌ از نواهي‌ وي ‌«براي‌ كساني‌ كه‌ در اين‌ دنيا نيكوكاري‌ كرده‌اند، پاداش‌ نيكوست» در آخرت‌؛ با بهشت‌. يا پاداش‌ نيكوست‌ در دنيا؛ با سلامتي‌، عافيت‌، پيروزي‌ و غنيمت‌ «و زمين ‌خدا فراخ‌ است» يعني‌: بايد چنين‌ كسي‌ به‌ آن‌ جايي‌ هجرت‌ كند كه‌ در آن‌ طاعت ‌اخداوند(ج) و عمل‌ به‌ اوامر و ترك‌ منهيات‌ وي‌ برايش‌ ممكن‌ باشد. مجاهد مي‌گويد: «چون‌ به‌سوي‌ معصيت‌ اخداوند(ج) فراخوانده‌ شديد، از آن‌ بگريزيد». «جز اين‌ نيست‌ كه‌ صابران‌، مزد خود را به‌ تمامي‌ بي‌حساب‌ داده‌ مي‌شوند» يعني‌: اخداوند(ج) مزدشان‌ را در مقابل‌ صبرشان‌ به‌تمامي‌ و بدون‌ حساب‌ مي‌دهد. بدون‌حساب‌: يعني‌ به‌مقداري‌ كه‌ هيچ‌ شمارنده‌اي‌ آن‌ را به حدومرزي‌ محدود نمي‌تواند كرد و هيچ‌ حسابگري‌ آن‌ را در حساب‌ نمي‌تواند آورد. البته‌ قضاي‌ الهي‌ بر انسان ‌ناشكيبا و بي‌صبر هم‌ ـ چه‌ بخواهد چه‌ نخواهد ـ نازل‌ مي‌شود اما او پاداش‌ و مزدي‌ را كه‌ هيچ‌كس‌ حدومرزي‌ براي‌ آن‌ تعيين‌ كرده‌ نتوانسته‌ و مقدار آن‌ را نمي‌شناسد، از دست‌ داده‌ است‌ پس‌ در واقع‌، اين‌ انسان‌ نگونبخت‌، بر مصيبت‌ خود مصيبت‌ ديگري‌ را نيز افزوده‌ و در عين‌ حال‌، جز بي‌قراري‌ و جزع‌ و فزع‌، هيچ‌ دستاورد ديگري‌ هم‌ نداشته‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ حسين‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از جدم‌ رسول‌‌خدا‌ص شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «أد الفرائض‌ تكن‌ من‌ أعبد الناس‌، وعليك ‌بالقنوع‌ تكن‌ من‌ أغني‌ الناس‌، يا بني،‌ إن‌ في‌ الجنة‌ شجرة‌ يقال‌ لها: شجرة‌ البلوي‌، يؤتي ‌بأهل‌ البلاء فلا ينصب‌ لهم‌ ميزان‌ ولا ينشر لهم‌ ديوان‌، يصب‌ عليهم‌ الأجر صبا: فرزند عزيزم‌! فرايض‌ را ادا كن‌ تا از عابدترين‌ مردم‌ باشي‌ و قناعت‌ پيشه‌ كن‌ تا از توانگرترين‌ مردم‌ باشي‌. فرزند عزيزم‌! همانا در بهشت‌ درختي‌ است‌ كه‌ آن‌ را درخت‌ بلوي‌ مي‌گويند: اهل‌ بلا [در روز قيامت] احضار مي‌شوند پس‌ نه‌ ميزان (ترازويي) برايشان‌ برپا مي‌شود و نه‌ دفتر و ديوان‌ (حسابي) برايشان‌ نشر و پخش‌ مي‌گردد. بلكه‌ مزد و پاداش‌ بر آنان‌ به‌ ريختني‌ (بي‌حساب) ريخته‌ مي‌شود. سپس ‌آن‌ حضرت‌‌ص اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت كردند: ( إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏)».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1958.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1959.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1960.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:1961.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:1962.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:1963.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:1964.txt">آيه  17-18</a><a class="text" href="w:text:1965.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:1966.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:1967.txt">آيه  21</a></body></html>آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمدص «همانا من‌ فرمان‌ يافته‌ام‌ كه‌ خدا را ـ درحالي‌كه‌ دينم‌ را براي ‌او خالص‌ ساخته‌ام‌ ـ بپرستم» يعني‌: فرمان‌ يافته‌ام‌ كه‌ او را به‌ عبادتي‌ پاك‌ و پيراسته‌ از شرك‌ و ريا و غير اين‌ از شائبه‌ها، عبادت‌ كنم‌.
 
	آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرمان‌ يافته‌ام‌ به‌ اين‌كه‌ نخستين‌ مسلمانان» از اين‌ امت‌ «باشم» و چنين‌ هم ‌بود زيرا آن‌ حضرت‌‌ص اولين‌ كسي‌ بودند كه‌ با دين‌ قومشان‌ مخالفت‌ كرده‌ و به‌سوي‌ توحيد و يكتاپرستي‌ دعوت