نان‌ در سركشي‌ و كفر غالب‌ آيد» يعني‌: ترسيديم‌ كه‌ با پدر و مادر آزاري‌ خويش‌ و عاق‌ شدن‌ ازسوي‌ آنان‌، در سركشي‌ و كفران‌ نعمت‌ بر آنها غالب‌ آيد. به‌قولي‌: خضر(ع)  به‌ سبب ‌الهام‌ الهي‌ دانست‌ كه‌ آن‌ نوجوان‌ از همان‌ بدو امر به‌ كفر گرايش‌ يافته‌ و به‌زودي‌ كفرش‌ منجر به‌ كفر و گمراهي‌ پدر و مادرش‌ نيز خواهد شد چراكه‌ علاقه‌ مفرط آنان‌ به‌ او، سرانجام‌ به‌ پيروي‌ آنان‌ از او در كفر و طغيان‌ خواهد انجاميد.
 
	سوره طه آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ در تفسير آن‌ نعمت‌ مي‌فرمايد: «هنگامي‌ كه‌ به‌ مادرت‌ آنچه‌ را كه‌ بايد وحي ‌مي‌شد، وحي‌ كرديم‌» مراد از وحي‌ كردن‌ به‌ مادر موسي‌، يا مجرد الهام‌ كردن‌ به‌وي‌ است‌ از نوع‌ الهام‌ كردن‌ به‌ مريم‌، به‌ حواريون‌ و به‌ زنبور عسل‌ كه‌ اين‌ وحي‌ نبوت‌ نيست‌. يا وحي ‌كردن‌ به‌ وي‌ در خواب‌ است‌. يعني‌ حق‌ تعالي‌ آنچه‌ را كه ‌بعدا بيان‌ مي‌شود، به‌ مادر موسي‌(ع) در خواب‌ نشان‌ داد، نه‌ از طريق‌ نبوت‌ و وحيي‌ كه‌ به‌ انبيا(ع) فرستاده‌ مي‌شود.
 
سوره ص آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ به‌ ايوب‌(ع) گفتيم‌: «پايت‌ را به‌ زمين‌ بزن‌. اينك‌ اين‌ شستن‌ گاهي‌ است ‌سرد و نوشيدني» و ايوب‌(ع) پايش‌ را بر زمين‌ زد پس‌ از زير پايش‌ چشمه‌اي‌ جاري‌ جوشيدن‌ گرفت‌ و او در آن‌ چشمه‌ غسل‌ كرد و صحيح‌ و سالم‌ از آن‌ بيرون ‌آمد. سپس‌ چشمه‌ ديگري‌ فواره‌ زد و او از آن‌ آبي‌ سرد و گوارا نوشيد. اين‌ امر دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ مرض‌ وي‌ از امراض‌ جلدي‌ غير ساري‌ بود و در عين‌ حال‌، مرضي‌ نفرت‌بار نبود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1902.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:1903.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1904.txt"> آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1905.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1906.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1907.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1908.txt">آيه  49-50</a><a class="text" href="w:text:1909.txt"> آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1910.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:1911.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:1912.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:1913.txt"> آيه  55-56</a><a class="text" href="w:text:1914.txt">آيه  57</a><a class="text" href="w:text:1915.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:1916.txt"> آيه  59</a><a class="text" href="w:text:1917.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:1918.txt">آيه  61</a></body></html>سوره ص آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خانواده‌اش‌ را به‌ او بخشيديم» به‌ قولي‌: خداي‌ عزوجل‌ بعد از آن‌كه‌ آنها را ميرانده‌ بود، مجددا زنده‌شان‌ گردانيد. به‌قولي‌ ديگر: خداي‌ عزوجل‌ آنها را پس ‌از پراكنده‌ساختنشان‌، ديگرباره‌ جمع‌ كرد «و مانند آنان‌ را» نيز «همراه‌ آنها» به‌ او بخشيديم‌. چنين‌ بود كه‌ حق‌ تعالي‌ بر شمار خانواده‌ ايوب‌(ع) افزود و بعد از پيروزي‌ وي‌ در آن‌ ابتلا، آنان‌ دوچند تعدادي‌ شدند كه‌ قبل‌ از ابتلاي‌ وي‌ بودند.آري‌! به‌ ايوب‌ اين‌ چنين‌ لطف‌ كرديم‌: «از سر رحمتي‌ از نزد خويش‌ و تا پندي‌ براي ‌خردمندان‌ باشد» كه‌ در سختي‌ها و ابتلاها به‌ خداأ پناه‌ برند و از او انتظار فرج‌ وگشايش‌ را داشته‌ باشند.
 
	سوره ص آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» به‌ او گفتيم‌: «دسته‌اي‌ چوب‌ تركه به‌دستت‌ بگير» ضغث‌: دسته‌ بزرگي‌ از شاخك‌هاي‌ چوب‌ است‌ «و با آن‌ بزن» زن‌ خود را «و سوگند نشكن» يعني‌: با آن‌ دسته‌ چوب‌، زنت‌ را يك‌بار بزن‌ و خلاف‌ سوگند نكن‌ زيرا ايوب‌(ع) در بيماري‌اش‌ سوگند خورد كه‌ زنش‌ را به‌خاطر گناهي‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ بود، صد تازيانه‌ بزند. آن‌ گناه‌، ديركرد وي‌ در برآوردن‌ حاجتي‌ براي‌ ايوب‌(ع) بود. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ وسيله‌ را، راه‌ بيرون‌ رفت‌ وي‌ از اين‌ سوگندش‌ قرار داد زيرا پاداش‌ زنش‌ با آن‌ همه‌ خدمت‌ اين‌ نبود كه‌ با زدن‌ از وي‌ سپاسگزاري‌ به‌ عمل‌ آيد.
احناف‌ مي‌گويند: اگر كسي‌ سوگند خورد كه‌ فلان‌ كس‌ را صد تازيانه‌ مي‌زند آن‌گاه‌ دسته‌اي‌ از شاخكهاي‌ چوب‌ را كه‌ تعداد آنها صد عدد بود گرفت‌ و با آن‌، فرد موردنظرش‌ را زد، سوگند خويش‌ را راست‌ ساخته‌ و كفاره‌اي‌ بر وي‌ نيست‌ زيرا خداوند(ج) اين‌ كار را براي‌ ايوب‌(ع) رخصت‌ داد. البته‌ اين‌ حكم‌ در حق‌ كسي‌ است‌ كه‌ بيمار و عليل‌ است‌ و توان‌ تحمل‌ ضربات‌ تازيانه‌ را ندارد. همچنين ‌شافعي‌ها و حنبلي‌ها گفته‌اند: اقامه‌ حد بر بيماري‌ كه‌ شفاي‌ وي‌ اميد نمي‌رود، با زدن‌ صد شاخك‌ بر وي‌ در يك‌بار، جايز است‌. احناف‌ و حنبلي‌ها در اين‌ باره‌ به‌اين‌ امر استناد كرده‌اند كه‌ شريعت‌ انبياي‌ پيشين‡، شريعت‌ ما نيز هست‌. شافعي‌ها كه‌ به‌ اين‌ قاعده‌ قايل‌ نيستند، در اين‌ حكم‌ به‌ حديثي‌ كه‌ در سنت‌ نبوي ‌ثابت‌ شده‌، استناد كرده‌اند. اما مالكي‌ها گفته‌اند: اين‌ حكم‌ فقط رخصتي ‌مخصوص‌ به‌ پيامبر خدا ايوب‌(ع) بود.
سپس‌ خداوند(ج) ايوب‌(ع) را مورد ستايش‌ قرار داده‌ و مي‌فرمايد: «ما او را شكيبا يافتيم» بر بلايي‌ كه‌ بدان‌ مبتلايش‌ كرده‌ بوديم‌ زيرا او به‌ آفتي‌ بزرگ‌ در جسمش‌ و به‌ از بين ‌رفتن‌ مال‌ و خانواده‌ و فرزندانش‌ آزموده‌ شد اما صبر كرد، چندان‌كه‌ براي‌ هميشه‌ به‌ صبر وي‌ مثل‌ زده‌ مي‌شود «چه‌ نيكو بنده‌اي» بود ايوب‌(ع)! «به‌ راستي‌ او اواب‌ بود» يعني‌: او با استغفار و توبه‌، به‌سوي‌ خداوند(ج) بسيار بازگشت‌ مي‌كرد.
	سوره ص آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ يادآور بندگان‌ ما ابراهيم‌ و اسحاق‌ و يعقوب‌ را كه‌ نيرومند و صاحب‌ بصيرت ‌بودند» يعني‌: آنها در طاعت‌ حق‌ صاحب‌ نيرو و توان‌ و در شناخت‌ اسرار دين‌ وغير آن‌، صاحب‌ بصيرت‌ بودند. يا آنها ولي‌ نعمت‌ مردم‌ بودند با احساني‌ كه‌ به‌ آنها مي‌كردند زيرا آنها به‌ مردم‌ مصدر خير شده‌ و بس‌ نيكي‌ مي‌كردند. ابصار: بينش‌ها در علم‌ و دين‌ است‌.
خلاصه‌ اين‌كه‌: آنها علم‌ و عمل‌ هر دو را به‌ كمال‌ آن‌ داشتند.
 
سوره ص آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما آنان‌ را به‌ خصلتي‌ پاك‌ خالص‌ ساختيم» كه‌ هيچ‌ آلايشي‌ در آن‌ نبود «كه‌ ذكر آخرت‌ بود» يعني‌: ايشان‌ را از ميان‌ اهل‌ زمانشان‌ به‌ ي