 مي‌كرد پس ‌چون‌ خبر آمدن‌ پيامبران‌(ع) را شنيد، شتابان‌ آمد تا از دعوت‌ آنها پشتيباني‌ كند و بنابراين‌، «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! از اين‌ فرستادگان‌ پيروي‌ كنيد» بدين‌ گونه‌، آنها را به‌ پيروي‌ از آن‌ پيامبران‌(ع) تشويق‌ كرد.
 
	سوره يس آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! «از كساني‌ پيروي‌ كنيد كه‌ از شما هيچ‌ مزدي‌ نمي‌خواهند» در برابر ابلاغ ‌رسالت‌ و دعوت‌ حق‌ «و خود نيز راه ‌يافته‌اند» به‌سوي‌ حق‌.
 
	سوره يس آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ هنگام‌ قومش‌ از وي‌ پرسيدند: آيا تو هم‌ بر دين‌ ايشان‌ هستي‌؟ گفت‌: «و مرا چه‌ شده‌ است‌ كه‌ معبودي‌ را نپرستم‌ كه‌ مرا آفريده‌ است‌؟» يعني‌: كدام‌ مانع‌ وكدام‌ عامل‌ بازدارنده‌، جلو رويم‌ وجود دارد تا مرا از پرستش‌ ذاتي‌ كه‌ آفريننده‌ من ‌است‌ بازدارد؟ يعني‌: همين‌ طور، كدامين‌ مانع‌ شما را از پرستش‌ خدايي‌ كه‌ شما را آفريده‌ است‌، باز مي‌دارد؟ «و همه‌ به‌سوي‌ او بازگردانده‌ مي‌شويد؟» پس‌ شما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ خداي‌ خويش‌ را نمي‌پرستيد درحالي‌كه‌ بازگشت‌ شما در روز قيامت‌ به‌ سوي‌ اوست‌ و در پيشگاه‌ او مورد محاسبه‌ قرار مي‌گيريد؟ از جمله‌ در قبال‌ اين‌ پاسخي‌ كه‌ به‌ ما داديد؛ آن‌گاه‌ كه‌ شما را به‌سوي‌ حق‌ فراخوانديم‌؟.
 
	سوره يس آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلاَ يُنقِذُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌جاي‌ او خداياني‌ را به‌ پرستش‌ گيرم» يعني‌: هرگز جز خداي‌ يگانه‌ متعال ‌معبودات‌ ديگري‌ را به‌ خدايي‌ و پرستش‌ نمي‌گيرم‌ تا پرستش‌ ذاتي‌ را كه‌ فقط او سزاوار عبادت‌ است‌ فرو گذارم‌ در حالي‌كه‌ او آفريننده‌ من‌ نيز هست‌؟ آيا معبوداتي‌ را به‌ پرستش‌ گيرم‌: «كه‌ اگر خداي‌ رحمان‌ زياني‌ در حق‌ من‌ اراده‌ كند، شفاعت‌ آنان‌ از من‌ چيزي‌ را دفع‌ نمي‌كند» يعني‌: شفاعت‌ آنان‌ هيچ‌ سودي‌ به‌ من ‌نمي‌رساند «و نه‌ آنان‌ مي‌توانند مرا نجات‌ دهند» از اين‌ بلا و زياني‌ كه‌ خداي‌ رحمان ‌آن‌ را به‌ من‌ خواسته‌ باشد؟.
 
	سوره يس آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي إِذاً لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ صورت» اگر جز وي‌ معبوداتي‌ برگيرم‌ «من‌ قطعا در گمراهي‌ آشكاري‌ هستم» اين‌ تعريض‌ و كنايه‌ گويي‌ به‌ آنان‌ است‌. يعني‌: شما كه‌ جز خداي‌ يگانه‌ معبوداتي‌ را مي‌پرستيد، در گمراهي‌ آشكاري‌ قرار داريد.
 
	سوره يس آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ آن‌ مرد مؤمن‌ ايمانش‌ را با چنان‌ صراحتي‌ به‌ آنان‌ اعلام‌ مي‌كند كه‌ بعد از آن‌، ديگر جاي‌ هيچ‌ گونه‌ شكي‌ در ايمان‌ وي‌ باقي‌ نمي‌ماند. پس‌ مي‌گويد: «بي‌گمان‌ من‌ به‌ پروردگارتان‌ ايمان‌ آوردم‌ پس‌، از من‌ بشنويد» به‌قولي‌: او اين‌ سخن ‌را به‌ فرستادگان‌ گفت‌ تا بر ايمان‌ وي‌ گواهي‌ دهند. به‌قولي‌ ديگر: او اين‌ سخن‌ را ـ از روي‌ استواري‌ و صلابت‌ در دين‌ و سر سختي‌ در حق‌ ـ خطاب‌ به‌ قومش ‌هنگامي‌ گفت‌ كه‌ مي‌خواستند او را به‌ قتل‌ برسانند و چون‌ اين‌ سخن‌ را گفت‌ و ايمان‌ خويش‌ را به‌ صراحت‌ اعلام‌ داشت‌، بر او حمله‌ برده‌ و به‌ شهادتش‌ رساندند. به‌قولي‌: آنان‌ او را در زير لگدهاي‌ خود خرد كردند. به‌قولي‌: او را سوزاندند. به‌قولي‌: او را با اره‌ سر بريدند. و به‌قولي‌: او را سنگسار كردند.
 
سوره يس آيه  26‏متن آيه : ‏‏ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ‏
 آيه  27‏متن آيه : ‏‏ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
سر انجام‌ آن‌ مرد مؤمن‌ به‌ جرم‌ ايمان‌ كشته‌ شد و: «به‌ او» در هنگام‌ شهادتش ‌«گفته‌ شد: به‌ بهشت‌ درآي» به‌عنوان‌ گراميداشتي‌ برايت‌ بعد از شهادتت‌ چنان‌كه ‌اين‌ سنت‌ الهي‌ در مورد شهدا از بندگانش‌ مي‌باشد. پس‌ چون‌ به‌ بهشت‌ وارد شد و لذت‌ها و نعمت‌هاي‌ آن‌ را مشاهده‌ كرد «گفت‌: اي‌ كاش‌ قوم‌ من‌ اين‌ امر را مي‌دانستند كه‌ پروردگارم‌ مرا آمرزيده‌ و در زمره‌ گراميانم‌ قرار داده‌ است» آرزو كرد كه ‌قومش‌ از حال‌ وي‌ آگاه‌ شوند و حسن ‌مآل‌ و سرانجام‌ نيك‌ وي‌ را بشناسند تا بيني‌هايشان‌ به‌ خاك‌ ماليده‌ شود. يا: تا مانند وي‌ ايمان‌ آورند و سرانجام‌ به‌حال ‌خوشي‌ مانند حال‌ وي‌ بپيوندند. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «پس‌ او در زندگي‌ ومرگ‌ براي‌ قومش‌ خيرخواهي‌ كرد و بر هدايت‌ آنان‌ حريص‌ بود». ابن‌ابي‌ليلي‌مي‌گويد: «سبقت ‌گيرندگان‌ امتها سه‌ تن‌اند كه‌ ايشان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ مدت ‌چشم‌برهم‌زدني‌ هم‌ كفر نورزيدند:
1 ـ علي‌ابن‌ابي‌طالب‌؛ و او بهترين‌ آنان‌ است‌.
2 ـ مؤمن‌ آل‌ فرعون‌.
3 ـ صاحب‌ يس‌. پس‌ صديقان‌ همانانند». همچنين‌ زمخشري‌ در حديث‌ مرفوعي‌ اين‌ قول‌ را از رسول‌‌خدا‌ص روايت‌ كرده‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1640.xml">صفحة (442)</a><a class="folder" href="w:html:1654.xml">صفحة (443) </a><a class="folder" href="w:html:1668.xml">صفحة (444)</a><a class="folder" href="w:html:1685.xml">صفحة (445)</a><a class="folder" href="w:html:1698.xml">صفحة (446)</a><a class="folder" href="w:html:1719.xml">صفحة (447)</a><a class="folder" href="w:html:1745.xml">صفحة (448) </a><a class="folder" href="w:html:1770.xml">صفحة (449)</a><a class="folder" href="w:html:1792.xml">صفحة (450) </a><a class="folder" href="w:html:1810.xml">صفحة (451)</a><a class="folder" href="w:html:1833.xml">صفحة (452) </a><a class="folder" href="w:html:1855.xml">صفحة (453)</a><a class="folder" href="w:html:1873.xml">صفحة (454) </a><a class="folder" href="w:html:1884.xml">صفحة (455)</a><a class="folder" href="w:html:1901.xml">صفحة (456)</a><a class="folder" href="w:html:1919.xml">صفحة (457)</a><a class="folder" href="w:html:1940.xml">صفحة (458)</a><a class="folder" href="w:html:1951.xml">صفحة (459)</a><a class="folder" href="w:html:1957.xml">صفحة (460)</a><a class="folder" href="w:html:1968.xml">صفحة (461)</a></body></html>سوره طه آيه  11‏متن آيه :‏ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَا مُوسَى ‏
آيه  12‏متن آيه : ‏‏ إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ بدان‌ رسيد» يعني‌ چون‌ موسي‌(ع) به‌ نزديك‌ آن‌ آتش‌ رسيد، آتش ‌سفيدي‌ را ديد كه‌ در ميان‌ درخت‌ سبزي‌ برافروخته‌ است‌ پس‌ «ندا داده ‌شد» يعني‌ خداوند متعال‌ او را ندا داد كه‌: «اي‌ موسي‌! همانا من‌ پروردگار توام‌» كه‌ هم‌اينك‌ باتو سخن‌ مي‌گويم‌.
اين‌ آيه‌ به‌ ما مي‌آموزد كه‌ چون‌ مي‌خواهيم‌ كسي‌ را به‌ كاري‌ مكلف‌ كنيم‌، بايدخود را با اوصاف‌ خويش‌ ب