گي‌اي‌ نباشد بلكه‌ مستقيما رهرو را به‌ مطلوب‌ وي‌ برساند. يعني‌: اي‌ محمد‌ص! تو بر راه‌ و روشي‌ مستقيم‌، محكم‌ و استوار يعني‌ بر راه‌ و روش‌ همان‌ پيامبراني‌ هستي‌ كه‌ قبل‌ از تو درگذشته‌اند.
 
	سوره يس آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تنزيل‌ عزيز رحيم‌ است» يعني‌: قرآن‌، اين‌ راه‌ مستقيم‌ و برنامه‌ استواري‌ كه‌ تو بر آن‌ قرار داري‌ ؛ فروفرستاده‌ خداي‌ پيروزمندي‌ است‌ كه‌ در ملكش‌ غالب‌ و بر خلقش‌ مهربان‌ است‌.
 
	سوره يس آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا قومي‌ را كه‌ پدرانشان‌ بيم‌ داده ‌نشده‌اند بيم‌ دهي» يعني‌: تو را به‌ اين‌ منظور فرستاده‌ايم‌ تا قومي‌ را بيم‌ دهي‌ كه‌ پدران‌ نزديكشان‌ قبلا با رسالت‌ الهي‌اي‌ بيم‌ داده ‌نشده‌ بودند زيرا قبل‌ از بعثتت‌، زمان‌ «فترت‌» ؛ يعني‌ دوران‌ انقطاع‌ رسالت‌ به‌درازا كشيد و پس‌ از بعثت‌ عيسي‌÷، ديرزماني‌ بود كه‌ ديگر پيامبري‌ فرستاده‌ نشده‌ بود «پس‌ آنان» به‌ سبب‌ عدم‌ ارسال‌ پيامبري‌ به‌سويشان‌ «غافلند» از رشد و هدايت‌ و از احكام‌ و برنامه‌هاي‌ الهي‌. هرچند مخاطب‌ اين‌ آيه‌ اعراب‌ هستند ولي‌ ذكر آنان‌ كه‌ بخشي‌ از بشر هستند، با عام‌ بودن‌ رسالت‌ پيامبر‌ص منافاتي‌ ندارد چنان‌كه‌ درباره‌ عام‌ بودن‌ رسالت‌ ايشان‌، آيات‌ و احاديث‌ متواتر بسياري‌ آمده‌ است‌ از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌: «... در گذشته‌ يك‌ پيامبر مخصوصا به‌سوي‌ قوم‌ خويش‌ فرستاده ‌مي‌شد اما من‌ به‌سوي‌ عامه‌ مردم‌ مبعوث‌ گرديده‌ام‌».
 
سوره يس آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كه‌ بر بيشترشان‌ قول‌ ثابت‌ شد» يعني‌: حكم‌ و وعده‌ عذاب‌ بر بيشتر مردم‌ مكه‌، يا بر بيشتر كفار عرب‌ لازم‌ شد. البته‌ آنان‌ كساني‌ بودند كه‌ بر كفر مرده ‌و در طول‌ مدت‌ حيات‌ خويش‌، بر آن‌ اصرار و پافشاري‌ كرده‌اند «در نتيجه‌ آنها ايمان‌ نمي‌آورند» يعني‌: حكم‌ عذاب‌ به‌ اين‌ دليل‌ برآنان‌ لازم‌ و واجب‌ شد كه‌ خداي‌ سبحان‌ اصرار و استمرارشان‌ را بر كفر تا دم‌ مرگشان‌ به‌ علم‌ ازلي‌ خويش‌ مي‌دانست‌.
 
	سوره يس آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما در گردنهايشان‌ طوقهايي‌ نهاده‌ايم‌ پس‌ اين» طوقها منتهي‌ «به‌سوي ‌چانه‌هايشان» است‌ لذا آنها در چنين‌ حالتي‌ توان‌ اين‌ را ندارند كه‌ گردنهايشان‌ را به‌سوي‌ چپ‌ و راست‌ بگردانند، يا آنها را خم‌ كنند «به‌ طوري‌ كه‌ آنان‌ سرهايشان‌ را بالا نگاه‌ داشته‌ ديده‌ فروهشته‌اند» يعني‌: آنان‌ به‌ سبب‌ اين‌ طوقها، بر فرود آوردن‌ وحالت ‌دادن‌ به‌ گردنهايشان‌ قادر نيستند لذا سرهايشان‌ همچنان‌ بالا و نگاهشان‌ رو به‌پايين‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: در گردنهايشان‌ غلهايي‌ را قرار داده‌ايم‌ كه‌ دستهايشان‌ به‌ آن‌ غلها بسته‌ شده‌ است‌ و چون‌ اين‌ غلها بين‌ دستها و گردنهايشان ‌قرار دارد و محكم‌ بسته‌ است‌ لذا آنها به‌ حركت‌ دادن‌ گردنهايشان‌ قادر نيستند.
اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداوند (ج)در امتناع‌ آنها از قبول‌ هدايت‌ زده‌ است‌. يعني‌: وصف‌ آنان‌ در نپذيرفتن‌ هدايت‌، همچون‌ نپذيرفتن‌ كسي‌ است‌ كه‌ در غل‌ و قيد قرار دارد و قادر به‌ حركت‌ نيست‌. به‌قولي‌: آيه‌ كريمه‌ به‌ گروهي‌ اشاره‌ دارد كه‌ در دوزخ‌ بر گردنها و دستهايشان‌ غل‌ و زنجير نهاده‌ مي‌شود.
همان‌ گونه‌ كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ گذشت‌،[1] علما روايت‌ كرده‌اند كه‌ ابوجهل‌ گفت‌: اگر محمد‌ص را ببينم‌، با او چنين‌وچنان‌ خواهم‌ كرد! همان‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيه‌ و مابعد آن‌ را نازل‌ كرد، بعد از آن‌ مردم‌ به‌ او مي‌گفتند: اينك‌ اين‌ محمد است‌ پس‌ تهديد خود را در حق‌ وي‌ عملي‌ كن‌! اما او مي‌پرسيد: او كجاست‌... او كجاست‌؟ و آن‌ حضرت‌‌ص را نمي‌ديد.
 
[1] نگاه‌، آيه‌ «2».	سوره يس آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما پيش‌ رويشان‌ سدي‌ و پشت‌ سرشان‌ هم‌ سدي‌ نهاده‌ايم» يعني‌: آنان‌ را با ايجاد موانعي‌، از ايمان ‌آوردن‌ بازداشته‌ايم‌ پس‌ نمي‌توانند از كفر به‌سوي‌ ايمان ‌بيرون‌ آيند، همانند كسي‌ كه‌ پيشاپيش‌ و پشت‌ سرش‌ سدي‌ نهاده‌ باشند و او نتواند خود را از حصار آن‌ سدها بيرون‌ آورد. اين‌ سدها چيزي‌ جز استكبار و گردنكشي ‌و عنادشان‌ از پذيرش‌ و گردن‌ نهادن‌ در برابر حق‌ نيست‌ «باز بر آنان‌ پرده‌اي‌ افگنده‌ايم» يعني‌: ديدگانشان‌ را با پرده‌اي‌ پوشانده‌ايم‌ «در نتيجه‌ آنان» به‌سبب‌ اين ‌پرده‌ «هيچ‌ نمي‌توانند ببينند» يعني‌: به‌ ديدن‌ راه‌ هدايت‌ قادر نبوده‌ و از ايمان‌ به‌ رستاخيز و معاد و از پذيرش‌ برنامه‌هاي‌ الهي‌ در دنيا نيز كور شده‌اند.
اين‌ آيه‌ نيز تمثيلي‌ است‌ بر مسدود بودن‌ راه‌ ايمان‌ به‌روي‌ آنان‌ ؛ زيرا خداي ‌سبحان‌ به‌ علم‌ ازلي‌ خويش‌ دانسته‌ است‌ كه‌ آنان‌ تا دم‌ مرگشان‌ بر كفر اصرار و پافشاري‌ مي‌كنند. البته‌ اين‌ علم‌ ازلي‌ الهي‌: مجرد شناخت‌ قبلي‌ وي‌ است‌ كه‌ عقلا و در واقعيت‌ امر، اجباري‌ در كار انسان‌ به‌ وجود نمي‌آورد و بنابراين‌، او را از ايمان‌ آوردن‌ باز نمي‌دارد.
 
سوره طه آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آيا خبر موسي‌ به‌ تو رسيده ‌است‌» يعني‌: اي‌ پيامبرص! داستان‌ موسي‌ با فرعون‌ و اشراف‌ قومش‌ قطعا به‌ تو رسيده‌ است‌ و تو نيك‌ مي‌داني‌ كه‌ فرود آوردن ‌وحي‌ بر موسي‌، سبب‌ بدبختي‌ وي‌ نبود بلكه‌ او از اين‌ موهبت‌ به‌ مدارج‌ علياي ‌سعادت‌ و عزت‌ رسيد پس‌ بدان‌ كه‌ فرود آوردن‌ وحي‌ بر تو نيز سبب‌ بدبختي‌ات ‌نمي‌باشد.
از اين‌ آيه‌ چنين‌ برمي‌آيد كه‌ سياق‌ داستان‌ موسي‌(ع) متضمن‌ دلجويي‌ و تسليت ‌به‌ پيامبر گرامي‌ اسلام‌ص در برابر دشواري‌هايي‌ است‌ كه‌ از تكاليف‌ نبوت ‌مي‌ديدند.
 
سوره يس آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌ برابر است» يعني‌: براي‌ آن‌ كفار يكسان‌ است‌ «چه‌ بيمشان‌ بدهي‌، چه‌ بيمشان‌ ندهي‌: ايمان‌ نمي‌آورند» يعني‌: هشدار دادن‌ و هشدار ندادنت‌ برايشان ‌يكسا