َن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ پروردگارت‌ اعلام‌ داشت» به‌ بني‌اسرائيل‌ «كه‌ البته‌ تا روز قيامت‌ بفرستد» يعني‌: مسلط سازد و برگمارد «برآنان، كساني‌ را كه‌ بديشان‌ عذاب ‌سخت‌ بچشانند» اين‌ وعده‌ الهي‌ است‌ و وعده‌ الهي‌ حق‌ است، بدين‌ جهت‌؛ يهوديان‌ در طول‌ تاريخ‌ به‌دست‌ ملت‌هاي‌ مختلف، خوار و زبون‌ و زير شكنجه‌ و عذاب‌ بوده‌اند و هميشه‌ جزيه‌ مي‌پرداخته‌اند و تا روز قيامت‌ نيز درگير عذاب ‌خواهند بود؛ چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ سليمان‌(ع)  را بر آنان‌ برگماشت‌ تا به‌ آنان‌ عذاب ‌بچشاند پس‌ از وي‌ بابلي‌هاي‌ مجوس‌ را بر آنان‌ برگماشت‌ كه‌ به‌ فرماندهي ‌«بخت‌النصر» بر آنان‌ يورش‌ برده‌ كشتند و بردند و به‌ اسارت‌ گرفتند و بر آنان‌ جزيه ‌نهادند، سپس‌ نصاري‌ را برآنان‌ برگماشت‌ و در نهايت‌ مسلمانان‌ را «آري‌! پروردگار تو زود كيفر است‌ و همو آمرزنده‌ بسيار مهربان‌ مي‌باشد».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ سلطه‌ معاصر يهوديان‌ بر فلسطين، امري‌ عارضي‌ و موقت ‌است‌ كه‌ به‌ اذن‌ پرورگار از بين‌رفتني‌ است‌ چراكه‌ ما به‌ وعده‌ و كلام‌ الهي‌ ايماني‌ راسخ‌ داريم‌.
 
	آيه  168
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَماً مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
مجازات‌ يادشده‌ در آيه‌ قبل‌ براي‌ يهوديان، اولين‌ مجازاتشان‌ است‌ و دومين‌ مجازاتشان‌ اين‌ است‌: «و بني‌اسرائيل‌ را در زمين‌ به‌صورت‌ گروههايي‌ پراكنده ‌ساختيم» پس‌ هيچ‌ منطقه‌اي‌ از نواحي‌ روي‌ زمين‌ نيست، مگر اين‌كه‌ گروهي‌ ازآنان‌ در آن‌ وجود دارند «برخي‌ از آنان‌ صالحانند» ايشان‌ كساني‌اند كه‌ به‌ حضرت‌محمدص ايمان‌ آوردند، يا در آينده‌ ايمان‌ مي‌آورند و نيز كساني‌ از ايشانند كه‌ قبل‌ از بعثت‌ محمدي‌ص بر حق‌ مرده‌اند، بي‌آن‌كه‌ در اعتقاد و عمل‌ خويش‌ تحريف‌ و تبديلي‌ آورده‌باشند «و برخي‌ از آنان‌ جز اينند» يعني‌: برخي‌ ديگر، در صلاح‌ و شايستگي‌ غير از آن‌ گروه‌اند، به‌ اين‌ معني‌ كه‌: فاسق‌ و نافرمان‌ مي‌باشند «و آنان‌ را به‌ حسنات‌ و سيئات‌ آزموديم» يعني‌: با خوشي‌ها و ناخوشي‌ها، خير و شر، امنيت‌ و ناامني، فراواني‌ و تنگدستي‌ و نعمت و مشقت‌ امتحانشان‌ كرديم، همچون‌ سنت‌ ما در هر امتي‌ «باشد كه‌ آنان‌ بازگردند» از كفر و معاصي‌اي‌ كه‌ درآن ‌هستند.
 
	آيه  169
‏متن آيه : ‏
‏ فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لاَّ يِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ بعد از آنان، جانشيناني‌ بد از پي‌ آمدند» يعني‌: نسلي‌ كه‌ جانشين‌ آن‌ گروه ‌صالح‌ شده‌ و بعد از آنان‌ به‌ عرصه‌ وجود آمدند، مردماني‌ ناشايست‌ بودند. خلف‌: به‌ سكون‌ لام، بر جانشين‌ صالح‌ و بد هردو اطلاق‌ مي‌شود، اما «خلف» به‌ فتح ‌لام، فقط بر جانشين‌ صالح‌ اطلاق‌ مي‌شود «و» اين‌ جانشينان‌ بد «وارث‌ كتاب‌ شدند» يعني‌: تورات‌ را از اسلاف‌شان‌ به‌ ميراث‌ بردند و هرچند آن‌ را مي‌خواندند ولي‌ بدان‌ عمل‌ نمي‌كردند، به‌ همين‌ جهت‌ است‌ «كه‌ متاع‌ اين‌ دنياي‌ پست‌ را اختيار مي‌كنند» يعني‌: به‌سوي‌ منافع‌ آن‌ مي‌شتابند؛ با گرفتن‌ رشوت‌ و مال‌ حرام‌ در مقابل‌ تحريف‌ كلمات‌ خدا(ج) ، رسمي‌ساختن‌ باور سهل‌انگارانه‌ در عمل‌ به‌ احكام ‌تورات‌ و كتمان‌ آيات‌ آن‌ «و مي‌گويند: آمرزيده‌ خواهيم‌ شد» يعني‌: به‌ بهانه‌ اين‌كه‌ شامل‌ مغفرت‌ الهي‌ قرار خواهند گرفت، در گناهان‌ مي‌لولند و با آن‌كه‌ در گمراهي‌درازدست‌ و جسورند، از سر غفلت‌ و سماجت‌ مي‌گويند: بر ما باكي‌ نيست، هرچه ‌بكنيم، خداوند آمرزنده‌ است‌.
قرطبي‌ مي‌گويد: «اين‌ وصفي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ يهوديان‌ را بر آن‌ نكوهش‌ كرده، هم‌اكنون‌ در ميان‌ ما مسلمانان‌ موجود است‌. آن‌گاه‌ روايتي‌ از معاذ بن‌ جبل‌(رض)  را نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود: «به‌ زودي‌ قرآن‌ در سينه‌ گروههايي‌ از مردم‌ چنان‌ كهنه‌ خواهد شد كه‌ جامه‌ كهنه‌ مي‌شود، آن‌ را مي‌خوانند ولي‌ از آن‌ لذت‌ و بهره‌اي‌ نمي‌برند، پوست‌ ميشان‌ را بر دل‌ گرگان‌ مي‌پوشانند، اعمالشان‌ همه‌ از روي ‌طمع‌ است‌ و با خوف‌ الهي‌ آميخته‌ نيست، اگر در عمل‌ كوتاهي‌ ورزند؛ مي‌گويند: باز كامل‌ مي‌كنيم‌! و اگر بدي‌ كنند؛ مي‌گويند: به‌ زودي‌ بر ما آمرزيده‌ مي‌شود زيرا ما به‌ خداوند چيزي‌ را شريك‌ نمي‌آوريم‌!». «و اگر متاعي‌ مانند آن‌ بديشان‌ برسد، باز آن‌ را مي‌ستانند» و باز هم‌ مغفرت‌ الهي‌ را بهانه‌ و تكيه‌گاه‌ جنايت‌ خود قرار مي‌دهند و اين‌گونه‌ است‌ كه‌ پيوسته، باري‌ بعد از بار ديگر، مرتكب‌ جنايت ‌مي‌شوند و هر بار هم‌ به‌ مغفرت‌ الهي‌ استناد مي‌كنند.
سدي‌ مي‌گويد: «بني‌اسرئيل‌ هيچ‌ قاضي‌اي‌ را به‌ كار قضاوت‌ برنمي‌گماشتند، مگر اين‌كه‌ رشوه‌ مي‌گرفت‌ پس‌ اگر از او مي‌پرسيدند: چرا رشوه‌ مي‌خوري‌؟ مي‌گفت‌: بر من‌ آمرزيده‌ مي‌شود! پس‌ بر او ايراد مي‌گرفتند و طعن‌ مي‌زدند، اما اگر او مي‌مرد يا بركنار مي‌شد و شخصي‌ از آنان‌ كه‌ بر او طعن‌ زده‌بود، به‌ جايش‌منصوب‌ مي‌گشت، باز خود او هم‌ رشوه‌ مي‌گرفت‌ پس‌ مراد خداوند متعال‌ ازعبارت‌: (و اگر متاعي‌ مانند آن‌ بديشان‌ برسد، باز آن‌ را مي‌ستانند)، همين‌است». آنها غافل‌ از آنند كه‌ اصرار بر گناه‌ و به‌ ازاء آن، استناد به‌ مغفرت‌ الهي، پايه‌ و مبنايي‌ ندارد چراكه‌: «آيا از آنان‌ در كتاب» آسماني‌ تورات‌ «پيمان‌ گرفته‌ نشده‌ كه‌ بر خداوند جز راستي‌ و درستي‌ نسبت‌ ندهند» بدون‌ تحريف‌ يا تبديل‌ كلام‌ وي‌ به‌ انگيزه‌ بيم‌ يا طمع‌ از كسي‌؟ «با اين‌كه‌ آنچه‌ را كه‌ در تورات‌ است ‌خوانده‌اند؟» يعني‌: عمل‌ به‌ اين‌ پيمان‌ را درحالي‌ ترك‌ كرده‌اند كه‌ آنچه‌ را درتورات‌ است، خوانده‌ و دانسته‌اند پس‌ مفاد اين‌ پيمان‌ را از روي‌ علم‌ و آگاهي ‌ترك‌ كرده‌اند، نه‌ از روي‌ جهل‌ و ناداني‌ و اين‌ گناهي‌ شديدتر و جرمي‌ بزرگتر است‌ «و سراي‌ آخرت‌ بهتر است» از اين‌ متاع‌ پست‌ و ناقابل‌ دن